تاپیک دربه در

mw.ashel

New member
درخت ها مرا به ياد تو مي اندازند!
آدم ها مي آيند.
زير سايه آرامش بخشش ات
درد دل مي كنند....
مي گريند،
و زخمي به يادگار بر قلبت مي نهندو
ميروند!!!!
 

mahsa.

New member

روزی یک زوج،بیست و پنجمین سالگرد ازداوجشان را جشن گرفتند.آنها در شهر مشهور شده بودند به خاطر اینکه در طول 25 سال حتی کوچکترین اختلافی با هم نداشتند.تو این مراسم سردبیرهای روزنامه های محلی هم جمع شده بودند تا علت مشهور بودنشون (راز خوشبختیشونو)بفهمند سردبیر میگه:آقا واقعا باور کردنی نیست؟ یه همچین چیزی چطور ممکنه؟ شوهره روزای ماه عسل رو بیاد میاره و میگه:بعد از ازدواج برای ماه عسل به شمیلا رفتیم اونجا برای اسب سواری هر دو،دو تا اسب مختلف انتخاب کردیم.اسبی که من انتخاب کرده بودم خوب بود. ولی اسب همسرم به نظر یه کم سركش بود. سر راهمون اون اسب ناگهان پرید و همسرم رو از زین انداخت همسرم خودشو جمع و جور کرد و به پشت اسب زد و گفت :"این بار اولته" بعد یه مدتی دوباره همون اتفاق افتاد این بار همسرم نگاهي با آرامش به اسب كرد و گفت : " اين بار دومته "‌و بعد سوار اسب شد و راه افتاديم. وقتی که اسب برای سومین بار همسرم رو انداخت ؛ همسرم خیلی با آرامش تفنگشو از کیف در آورد و با آرامش شليك كرد و اون اسب رو كشت.سر همسرم داد كشيدم و گفتم : " چيكار كردي رواني؟ديوونه شدي؟حيوون بيچاره رو چرا كشتي؟"


همسرم یه نگاهی به من کرد وگفت " اين بار اولته"
 

mahsa.

New member


زندگي بار گراني ست
که بر پشت پريشاني تُست
کار آساني نيست
نان درآوردن و غم خوردن و عاشق بودن
پدرم
کمرم از غم سنگين نگاهت خَم باد

 

mahsa.

New member

آنقدر در زمين لطافت هست
که به آن روز و شب رکوع کني
خشم را بسپري به آب روان
با کمي مهر سّد جو کني
بروي با بهانه اي زيبا
ناگهان عشق را شروع کني
آنقدر شعر خوب و زيبا هست
که بخواهي به آن رجوع کني
آسمان حدّ همطرازي تُست
گر به زير آيي و خضوع کني
شب يلدا بدون پايان نيست
مي تواني از آن طلوع کني




 

mahsa.

New member


بخت از آن کسي ست
که به کشتي برود
و به دريا بزند
دل به امواج خطر بسپارد
و بخواهد چيزي را کشف کند
و بداند که جهان
پر از آيات خداست...

 

mahsa.

New member
صاحب دلى ، براى اقامه نماز به مسجدى رفت . نمازگزاران ، همه او را شناختند؛
پس ، از او خواستند که پس از نماز، بر منبر رود و پند گوید . پذیرفت .
نماز جماعت تمام شد . چشم ها همه به سوى او بود.
مرد صاحب دل برخاست و بر پله نخست منبر نشست .
بسم الله گفت و خدا و رسولش را ستود. آن گاه خطاب به جماعت گفت :
مردم !هرکس از شما که مى داند امروز تا شب خواهد زیست و نخواهد مرد، برخیزد!
کسى برنخاست . گفت : حالا هرکس از شما که خود را آماده مرگ کرده است ،
برخیزد! باز کسى برنخاست .
گفت :
شگفتا از شما که به ماندن اطمینان ندارید؛ اما براى رفتن نیز آماده نیستید




 

varia

Well-known member
کلید همه کارها صبر است شما جوجه را با صبر کردن از تخم بدست می آورید نه با شکستن آن . (آرنولد گلاسکو)
 

varia

Well-known member
شبی از شبها، شاگردی در حال عبادت و تضرع وگریه وزاری بود در همین حال مدتی گذشت، تا آنکه استاد خود را، بالای سرش دید، که با تعجبو حیرت؛ او را، نظاره می کند!
استاد پرسید : برای چه این همه ابراز ناراحتی و گریه و زاری می کنی؟
شاگرد گفت : برای طلب بخشش و گذشت خداوند از گناهانم، و برخورداری از لطف خداوند!
استاد گفت : سوالی می پرسم، پاسخ ده؟
شاگرد گفت : با کمال میل؛ استاد.
استاد گفت : اگر مرغی را، پروش دهی، هدف تو از پرورشِ آن چیست؟
شاگرد گفت: خوب معلوم است استاد؛ برای آنکه از گوشت و تخم مرغ آن بهره مند شوم .
استاد گفت: اگر آن مرغ، برایت گریه و زاری کند، آیا از تصمیم خود، منصرف خواهی شد؟
شاگردگفت: خوب راستش نه...! نمی توانم هدف دیگری از پرورش آن مرغ، برای خود، تصور کنم!
استاد گفت: حال اگر این مرغ، برایت تخم طلا دهد چه؟ آیا باز هم او را، خواهی کشت، تا از آن بهره مند گردی؟!
شاگرد گفت : نه هرگز استاد، مطمئنا آن تخمها، برایم مهمتر و با ارزش تر، خواهند بود!
استاد گفت : پس تو نیز؛ برای خداوند، چنین باش!
همیشه تلاش کن، تا با ارزش تر از جسم، گوشت، پوست و استخوانت؛ گردی.
تلاش کن تا آنقدر برای انسانها، هستی و کائنات خداوند، مفید و با ارزش شوی
تا مقام و لیاقتِ توجه، لطف و رحمتِ او را، بدست آوری.
خداوند از تو گریه و زاری نمی خواهد!
او، از تو حرکت، رشد، تعالی، و با ارزش شدن را می خواهد و می پذیرد
نه ابرازِ ناراحتی و گریه و زاری را.....!!!
 

mw.ashel

New member
گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.
 

mw.ashel

New member
گاهی زندگی زیبا نیست زیبا زندگی نیست گاهی خودش گاهگاهی می آید زندگی را زیبا می کند و
لیک باز اینها نیز زیبایی نیستند زیبایی آن چیزی است که لبانت را زیبا می کند شاید یک لبخند
 

arezoo90

New member
نالد به حال من امشب سه تار من
این مایه ی تسلی شب های تار من
 

arezoo90

New member
می خواهم دوباره همگام با سایه تنهائیم
در خیابان خیال بارانیت قدم بزنم
وچتر شکسته ی بغضم را باز کنم
اری!میخواهم شاعر لحظه های سرخ باشم
وغزل غزل گریه کنم
میخواهم در امتداد خاموش لحظه ها از تو بگویم
از تو که طراوت شقایق های باغچه مان بودی...
 

arezoo90

New member
از روز رفتنت ترسم زمرگ نیست
برکوره راه سخت بی انتها وسرد
در این شب سیاه تنها وبی پناه حسی
بجزنوازش برف وتگرگ نیست
یادم نمیرود ان اولین خزان
در رهگذار تو برگی فتاده بود
بی روح و بی صدا از اصل خود جدا
بیداد روزگار بر جان خسته اش مهلت نداده بود
ان برگ مرده را خوارش نداشتی
گفتی به یادگار تا عهدمان بود
همواره پایدار
در دفتر دلت زان برگ سوخته
نقشی گذاشتی
از روز رفتنت ترسم زمرگ نیست
ای بی وفا دلم به قیمت یک دانه برگ نیست؟!

 

mj1919

New member

مرد از زن خیلی تنهاتره !

مرد لاک به ناخوناش نمیزنه که هروقت دلش یه جوری شد دستشو باز کنه و ناخوناشو نگاه کنه و ته دلش از خودش خوشش بیاد !

مرد موهاش بلند نیست که توی بی کسی کوتاهش کنه و اینجوری لج کنه با همه دنیا !

مرد نمیتونه وقتی دلش گرفت زنگ بزنه به دوستش و گریه کنه و خالی بشه !

مرد حتی درداشو اشک که نه ، یه اخمِ خشن میکنه و میچسبونه به پیشونیش !

یه وقتایی ، یه جاهایی ، به یه کسایی باید گفت :

“میم … مثلِ مرد !”
 

mj1919

New member
در زمان سلطان محمود می‌کشتند که شیعه است؛
زمان شاه سلیمان می‌کشتند که سنی است؛
زمان ناصرالدین شاه می‌کشتند که بابی است؛
زمان محمدعلی شاه می‌کشتند که مشروطه طلب است؛
زمان رضا خان می‌کشتند که مخالف سلطنت مشروطه است؛
زمان پسرش می‌کشتند که خرابکار است؛
اگر اسم و اتهامش را در نظر نگیریم چیزی عوض نمی‌شود:
تو آلمان هیتلری می‌کشتند که یهودی است؛
حالا تو اسرائیل می‌کشند که طرفدار فلسطینی‌ها است؛
عرب‌ها می‌کشند که جاسوس صهیونیست‌ها است؛
صهیونیست‌ها می‌کشند که فاشیست است؛
فاشیست‌ها می‌کشند که کمونیست است‌؛
کمونیست‌ها می‌کشند که آنارشیست است؛
روس‌ها می‌کشند که پدرسوخته از چین حمایت می‌کند؛
چینی‌ها می‌کشند که حرام‌زاده سنگ روسیه را به سینه می‌زند؛
و می‌کشند و می‌کشند و می‌کشند...
و چه قصاب‌خانه‌ای است این دنیای بشریت...

 

mw.ashel

New member
تصور می‌کنم که اگر کسی روزی یکربع ساعت فقط در فکر زندگی خود باشد و بیندیشد که آن را اصلاح کند هر ماه از زندگی او بهتر از ماه قبل خواهد شد
 

zErOOn3

Well-known member
سلام ...

تا خدا هست، جایی برای نا امیدی نیست ...

فقط اولـــش باید باور کنیم کــ خدا 8 .... از تــــه دل ... (به معنای واقعــی ...)

بدرود ...
 

arezoo90

New member
این روشنای خاطر اشوب در افق های تاریک دور دست نگاه ساده فریب کیست که همراه با زمین مرا به طلوعی دوباره می کشاند؟!
 
بالا