تاپیک دربه در

mahsa.

New member
حتی اگه شب رو دیر خوابیدی ، صبح زود بیدار شو !
زیر بارون راه برو ، نترس از خیس شدن !
هر چند وقت یه بار یه نقاشی بکش !
توی حموم آواز بخون ، آب بازی کن ، چه اشکالی داره ؟!
 

mahsa.

New member
بی مناسبت کادو بخر ! بگو این توی ویترین برای تو بود !
در لحظه دست دادن به یه دوست ، دستش رو فشار بده !
 

mahsa.

New member
لباس های رنگی بپوش !
آب نبات چوبی لیس بزن !
نوزاد فامیل رو بغل کن !
عکسات رو با لبخند بگیر !

 

mahsa.

New member
بستنی قیفی بخور !
زیر جمله های قشنگ یه کتاب خط بکش !
به کوچیکتر ها سلام کن !
تلفن رو بردار و به دوست های قدیمیت زنگ بزن !

 

mahsa.

New member
برو دریا ، شنا کن !
هفت تا سنگ بنداز تو دریا و هفت تا آرزو کن !
به آسمون و ستاره ها نگاه کن !
چای بخور ، برای دیگران هم چای دم کن !
 

mahsa.

New member
جوراب های رنگی بپوش !
خواب ببین !
شعر بگو !
خاطرات قشنگ رو بنویس !

 

mahsa.

New member
بالا بلندی ، وسطی بازی کن !
قاصدک ها رو بگیر و آرزو کن و فوتشون کن !
خواب بد دیدی بپر ، حتما یه لیوان آب بخور !

 

mahsa.

New member
باغ وحش برو ، شهربازی ، چرخ و فلک سوار شو !
جمعه ها کوه برو ، هر جاش که خسته شدی ، یه ذره دیگه ادامه بده !
نون خامه ای بخر و با لذت بخور !

 

mahsa.

New member
قبل خواب کارای روزت رو مرور کن !
هیچ وقت خودت رو به مردن نزن !
نفس های عمیق بکش !

 

mahsa.

New member
به دردو دل دیگران با دقت گوش بده !
سوار تاکسی شدی بلند سلام کن !


 

mahsa.

New member
چون ...

هر جا وایستی ، مردی !!
زنده باش ، زندگی کن !

برای زنده موندن از داشته هات غافل نشو !
قدر همشون رو بدون ، بگذار زندگی از اینکه تو زنده ای ، به خودش ببالد !

و در آخر : روزمره گی ، عین مردن است !
 

mahsa.

New member
خدایا خودت گفتی که از رگ گردن به من نزدیک تری
پس نیازی به گفتن نیست کمک کن
 

mahsa.

New member
خدای مهربان من خودت گفتی که میان من وقلبم حائل هستی
خودت از سر تفصیراتم بگذر
 

mahsa.

New member
خداجونم سال 91سال خوبی برای من بود بهتر از پارسال
خدای من سال پیش رومونو بهتر از امسالمون کن
 

mahsa.

New member
خدای مهربون من دوستای کنکوری منو تو این انجمن سال 92سرافراز کن
 

mahsa.

New member
خداجونم به همه بخصوص پدر ومادرمون سلامتی عنایت کن.
 

mahsa.

New member

اشک رازیست
لبخند رازیست
عشق رازیست

اشک آن شب، لبخند عشقم بود

قصه نیستم که بگویی
نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم که بشنوی
یا چیزی چنان که ببینی
یا چیزی چنان که بدانی

من درد مشترکم
مرا فریاد کن

درخت با جنگل سخن می‌گوید
علف با صحرا
ستاره با کهکشان
و من با تو سخن می‌گویم

نامت را به من بگو
و دستت را به من بده
حرفت را به من بگو
و قلبت را به من بده

من ریشه‌های تو را دریافته ا‌م
با لبانت برای همه لب‌ها سخن گفته‌ام
و دستهایت با دستان من آشناست

در خلوت روشن با تو گریسته‌ام
برای خاطر زندگان
و در گورستان تاریک با تو خوانده‌ام
زیباترین سرودها را

زیرا که مردگان این سال
عاشق‌ترین زندگان بوده‌اند
دستت را به من بده
دستهای تو با من آشناست

ای دیر یافته با تو سخن می‌گویم

بسان ابر که با طوفان
بسان علف که با صحرا
بسان باران که با دریا
بسان پرنده که با بهار
بسان درخت که با جنگل سخن می‌گوید

زیرا که من ریشه‌های تو را دریافته‌ام
زیرا که صدای من با صدای تو آشناست
 
بالا