من كمي از آزادي مي ترسم . آيا واقعا اين احساس يك فرد آزاد است ؟اگر اين چنين است من آن را دوست ندارم . من نمي خواهم آزاد از تو باشم ، چرا كه فقط با تو زنده ام .
وقتي دستت تو دست عشقته واروم يه فشار كوچيك ميده بي تفاوت از اين فشار رد نشيا داره باهات حرف ميزنه ميگه دوستت دارم ميگه هوات وداره ميگه حواست به من باشه ميگه حواسش بهت هس ميگه تنها نيستيا ميگه توهم همين جور كه دستت تودستشه اروم انگشت شصتت بكش وروانگشتاش اره يه وقتايي بي صدا وبي نگاه حرف بزنين
شاید کسی که روزی با تو خندیده است و از یاد ببری اما هرگز آن را که با تو اشک ریخته است را فراموش نخواهی کرد.....و....وقتی نمی توانی فریاد بزنیناله نکن!خاموش باش ...قرن ها نالیدن به کجا انجامید ؟!!!!تو محکومی به زندگی کردنتا شاهد مرگ آرزوهای خود باشی