برف پا نخورده وجود نداره!!

mexin

Well-known member

در حال صعود بر می گردی و نفس نفس زنان به دور و برت نیگا می کنی. به خودت می گی باریک الله به خودم که این همه اومدم بالا، جز من کسی پاش به این بالاها نرسیده: بعد توی برف همیشه چند تا جای پا پیدا می کنی. آره، یه نفر قبل تو اون جا بوده.


چه به خدا ایمان بیاری، چه ازش نامید باشی، چه به یه زن اعتقاد پیدا کنی، چه ازش دلسرد شی، چه تمام فلسفه ها رو تهی کنی، چه با دو تا زن هم زمان زندگی کنی، چه خودت رو غرق زندگی دنیوی کنی، چه از این عالم برحذر شی، یا حتی اگر بری دکتر، بهت خبر بده که سرطان معده داری و چهار سال بیشتر دووم نمی آری... همه این حالت ها رو یه نفر قبل تو هم داشته. قبل تو هم یه نفر باور داشته، شک داشته، خندیده، گریه کرده، تو فکر که بوده دستش رو توی دماغش کرده، درست عین تو، همیشه یه نفر قبلا همه این کارا رو کرده.


به حال تو فرقی نمی کنه. می دونم. تو دفعه اولته. برای تو همه اینا مث برف پانخورده س. اما برف پانخورده وجود نداره. پی بردن به این مطلب اولش خیلی دردآوره. توی لهستان یه یهودی فقیر زندگی می کرد که از سر بی پولی نمی تونست تحصیل کنه. ولی آتش ریاضیات توی سرش شعله ور بود. اون هر چی رو که دم دستش می رسید، می گرفت می خوند، چند تا کتاب که بیشتر نمی شد! این کتابا رو می خوند و برای خودش فکر می کرد و فکر می کرد. تا اینکه روزی از روزا چیزی رو پیدا کرد: اون یه سیستم کاملا جدید رو در ریاضیات کشف کرد. احساسش بهش می گفت که چیزی رو یافته. اما وقتی پاش رو از شهر کوچکی که توش زندگی می کرد، بیرون گذاشت و کتابای جدیدی رو دید، متوجه شد ه چیزی رو که فکر می کرده خودش کشف کرده یعنی حساب دیفرانسیل، مدت ها پیش کشف شده بوده. اون وقت بود که مرد یهودی مرد. می گن سل گرفت. اما علت واقعی مرگش سل نبود.


عجیب تر از همه موقعیه که آدم تنهاس. آدمایی که توی جمع زندگی می کنن همه چیزای بخصوصی رو تجربه می کنن: خیله خب، باور کردیم! اما وقتی آدم مث تو همیشه تنهاس، وقتی آدمی این قدر مدام تو خودش فرو می ره، وقتی آدمی این قدر فکر مردن رو می کنه، این قدر خودشو عقب می کشه و سعی می کنه از اون عقب عقبا جلو رو ببینه، چنین آدمی بایست هم بگه که به اوج رسیده، بایست هم گمان کنه یه جایی قدم گذاشته که تا به حال پای هیچ احدی بهش نرسیده. اما همیشه اون جا جای پاهایی رو می شه دید. همیشه قبلا یه نفر اون جا بوده. همیشه یه نفر یه درجه بیشتر از اون چی که در توان توست، صعود کرده. حتی خیلی بالاتر از تو.


این نبایست روحیه ت رو تضعیف کنه. صعود کن، برو بالا و بالاتر. اما بدون که نوکی برای این قله وجود نداره. بدون که برف پانخورده وجود نداره.





کتاب : بعضی ها هیچ وقت نمی فهمن!


نوشته کورت خولسکی


مترجم محمد حسین عضدانلو
 

sakar

New member
مطلب جالبی بود اما واقعا برف پا نخورده وجود نداره!!!!!!!!!!!!!
 

bacillus.bs

New member
نه نداره موقعي هم كه برف واقعي مياد صبح كه بيدار ميشيم ميرون بيرون ميبينيمممم كه جاي پاي گربه روي برف هست
 

bacillus.bs

New member
داره بايد اينقدر بريم بالا تا بهش برسيم شايد اون بالاهاااا كمتر پا خورده باشهههههه
 
بالا