چشم چشم دو ابــرو
دماغ و دهن یه گردو
شعـــر قشنگی گفتم
بانـــــو مداد من کو
حالا بذار دو تا گـوش
موهاش نشه فرامـوش
باز منو انداختی تـــو
مثل موهات، پشت گوش
چوب چوب یــه گردن
اینم که گردی ِ تـــن
تنت چه سـردِ سـردِ
چقد دور شدی از من
دست دست دوتا پا
انگشتها، جورابـــها
قرار گذاشتی باشـی
منو نذاری تنــــها
یادت میاد که گفتی
اگه زمیـــن بیافتی
سنگ بیاد از هـــوا
تو یادم مـن میافتی
سنگ اومده نازینن
من افتادم رو زمین
نه نـا دارم نه جونی
معرفتت بـود همین
ببین چقدر قشـنگه
حیف که بدونه رنگه
نقاشــی رو نمیگم
این دِلَمه که تنــگه