سخت است حـــرفت را نفهمند،
سخت تر این است که حــــرفت را اشتباهی بفهمند،
حــــالا میفهمم، که خـدا چه زجــــــری میکشد
وقتی این همه آدم حـــرفش را که نفهمیده اند هــــیچ،
اشتباهی هم فهـــمیده اند.
سخت است حـــرفت را نفهمند،
سخت تر این است که حــــرفت را اشتباهی بفهمند،
حــــالا میفهمم، که خـدا چه زجــــــری میکشد
وقتی این همه آدم حـــرفش را که نفهمیده اند هــــیچ،
اشتباهی هم فهـــمیده اند.
پادشاهی در زمستان به یکی از نگهبانان گفت:سردت نیست؟
گفت:عادت دارم!
گفت :می گویم برایت لباس بیاورند...
و فراموش کرد !صبح جنازه ی نگهبان را دیدند که روی دیوار نوشته بود:"به سرما عادت داشتم ولی وعده ی لباس گرمت مرا ویران کرد"....