برای تو......

moj

New member
بــا تَمــامِ مِـداد رَنـگـے های دُنیــا
به هـَـر زَبــانی کــه بـِدانــے یـا نــَــدانے
خـالــے اَز هَــر تـَشـبیـه وَ اِسـتــعاره وَ ایـــهـام
تَـنهـــا یـــک جـــُـــــمله بـَــرایـت خـواهـَـــم نــِـوشــت
دوسـتَت دارَم خـــاص تــَــریـن مـُـخـاطـَـب خــــاص دُنیـــــا


%D8%A7%D8%B069.jpg


- - - Updated - - -


برای تو ...

برای تو که باران را در پشت پنجره زمزمه می کنی !

برای من ...

برای من که در بغض آسمان پنهانم تا زمزمه شوم در لبهای تو !

برای ما می نویسم !

من تمام هستی ام را آغوشی خواهم ساخت

برای پریشانی های گاه و بی گاه تو !

من تمام روحم را آفتابی خواهم کرد

برای روزهای زمستانی دل تو !

تو ...

لحظه ای با من باش ...!
 

moj

New member
روزگار عجیبی ست نازنین

درد را در پستوی خانه نهان باید کرد

آنگاه که در این صفحه شب بارانی

دلتنگی هایم برای تــ❤ــو را به بند کلمات می کشم

و ذره ذره آب می شوم

عابران این صفحه برایم نظر می نویسند : "زیبا بود"...

نیستی ... نیستی که ببینی بارانی شدن چشم هایم

این روزها در چشم دیگران زیباست...


%D8%A7%D8%B067.jpg
 

moj

New member
سـرد اسـت و مـن تـنهایـم “
چـه جمـلـه ای !
پــــُر از کـلیـشه ...
پـــُـر از تـهـوع ...
جـای ِ گـرمی نـشستـه ای و می خـوانـی :
” ســرد اسـت “...
یـخ نمـی کنـی ...
حـس نـمی کنـی ...
کـه مـن بـرای ِ نـوشتـن ِ همیـن دو کلمـه
چـه سرمایـی را گـذرانـدم ...


%D8%A7%D8%B07.jpg
 

moj

New member
در کتابی که می جنبد یاس

واژگان تردید رژه می روند در آستانه حضور تو

سرت را بالا بگیر...

من کلمه ی گیج انشای بی مهر توام.
 

moj

New member
دل برای تو میگوید ...

محبوب من ....

همسفر لحظه های من ....

دستانت را به دستانم بسپار که تو را غرق در پیچک اغوش عشق کنم ...

سکوتم را به فریاد میسپارم و تو را اهنگ نوازش بوسه های باد بر گونه هایم میخوانم ...

من تو را عشق میدانم ......همانگونه که قلبم این را میخواهد ....

دوستت دارم ...


nature-landscape-wallpaper.jpg
 

moj

New member

مي خواهمت و بهتر از اين انتخاب نيست
احساس مي کنم که خدا قول داده است
ديگر در اين جهان خبري از عذاب نيست
ديگر ميان خاطره هامان ، از اين به بعد
چيزي به اسم دلهره و اضطراب نيست
باور کن اين خدا که خودش عاشقت کند
حتماً زياد خشک و مقدس مآب نيست
پاشو بيا کمي بغلم کن ، ببوس، تا
باور کنم حضور تو ايندفعه خواب نيست
من را ببوس تا همه ي شهر پر شود
اين اتفاق هر چه که باشد سراب نيست
دنيا سر جدايي ما شرط بسته اند
اما دعاي شوم کسي مستجاب نيست


%D8%A7%D8%B073.jpg
 

moj

New member
برا ی ثانیه ای که فرشته ای از بهشت در رحم تو به امانت می آید ، منم که کنارتم و تو در آغوش من هست که می آرامی.در تمام آن ۲۸۹ روز بارداری ، وقتی از قیافه می افتی و شکمت خط خطی میشود و نمیتوانی حتی درست راه بروی ، منم که کنارتم و شبها تن خسته ات را در آغوش میگیرم
مردی که دستانت را در آن لحظات پر درد و امید تولد میگیرد و عرق از پیشانی پر دردت پاک میکند منم.مردی که موهای تو و دخترت را قبل از خواب شانه میکند و هر دوی شما را در آغوش مردانه اش میخواباند منم.مردی که شبهای بیخوابی برایت قهوه و کیک شکلاتی می اورد تا قصه زندگیت را گوش میکند ، منم.مردی که با دستان خسته اش ،پاهای خسته تر تو از این زندگی سخت را ، هر شب نوازش میکند تا بیارامند کیست؟ منم.تو برف زمستون ، وقتی از خواب پا میشی و میری پشت پنجره ،اونیکه روی بخار شیشه اتاق اسمت را نوشته منم.مردی که فال قهوه برات میگیرد و تو فنجونش انگشت میزنی تا برایت از فرشتگان و سرنوشت زیبایت حرف بزند منم.


%D8%A7%D8%B084.jpg
 

moj

New member
گویم از خواب و عشق و بازی های بچه گانه
لب و آغوش و نگار عاشقانه
شبی با نگاهت دستانم را دادی گره
ز آنجا تا کنون کارمن وصف این ترانه


آه که باز دارند مرا از تو نوشتن ماه و سپهر
دانند که خار دل تو نیاید هیچ به مهر
گیرم که در وصال شه اسب سفیدی
نکش از ویرانی من ذره ای بار خجل


داشتم در عرصه تاریخ وعشق میزدم قدم
آنجا که با نگاهت جنون آمد به سرم
من خود آموخته گار درس شیطانم
تو کیستی که گریختی شیطان را ز جان و تنم؟


خواب آغوشت بینم و دوباره صبحی خراب
دویدن تا ته عطشان در بیابان و سراب
بازگرد و شعله این فانوس باش
قطره ای از نگاهت بده زین شراب


وای امشب آسمان دیدنی است
قدم در قدمت در این صحرا ناگفتنی است
سبد را باخود بیاور هستی دوباره
که این ستاره ها امشب چیدنی ست


از قعر تا فراز هستی گرفته ام سراغت
نداستند...ولی میشد شنید وصف نگاهت
میل و خواسته ام از سرقانعی ست
بگذار که باشم آنی دیگر در رکابت


چه وهم خیالی گرفته است مرا
دل آتشی به پا نهاد بس که میگیرد بهانه تو را
داند که دیگر مال او نیستی
شکوه قرارش دهد از سوالات بی چرا


رنگ زنی شب کارمن است
باران ابرهای سوخته کارمن است
شکر این همه نقش را یاد کن
زکات تو تقدیم لبخندی به من است


من هنوز زنده به نوای ساز توام
هنوز پی عطری از تبار توام
بیم نده مرا از جدایی پایدار
که من گردن بسته طناب توام



بیا و بازی نده مجنون گدا را
چو رجعت به سر نداری ببندم کتاب را
دلیل آمد و شد نفس وجود تو
لب گشا که نمی آیی، تا بکشند طناب را



داغم همیشگی ست بیاد قهرهای شبونه
التماس های بی دلیل و عشوه های زنونه
بیا تکراری باشی بر آوازهای قدیمی
امشو شوشه لیپک لیلی جونه !!!!


(یادمه بیت آخرو که نوشتم بعدش خوابم برد...
یکی از شعرا بخوابم اومد و گفت اگه یبار دیگه ببینم تو مجمع دوبیتی و غزل و شعرو ...بپلکی من میدونم و تو...)!!!


 

moj

New member

سکـوت مـتـن سـاده اي اسـت

کـه هـمـيـشـه اشـتـبـاهي

تــرجـمــه مـي شـود
 

moj

New member
آدم ھاي بزرگ سكوت را براي سخن گفتن برمي گزينند
آدم ھاي متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجيح مي دھند
آدم ھاي كوچك با سخن گفتن بسيار، فرصت سكوت را از خود مي گيرند
فرياد را ھمه می شنوند، ھنر واقعی شنيدن صدای سکوت است.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: حسان

moj

New member
تو که باشی همه دنیا برام مثل بهشته
خدا اسم تو رو تو سرنوشت من نوشته

تو که باشی همه دنیا برام زیباترین میشه
همونجایی که تو باشی همونجا بهترین میشه
 

moj

New member

عشق من بدون دوست دارم
تا دنیا دنیاست این عشق پا برجاست

عشق من بدون عاشق شدم
این احساس زیباست مثل یک رویاست
 

moj

New member
هرچقدر هم بگویی مردها فلان، زن ها فلان. تنهایی خوب است، دنیا زشت است، آخرش روزی قلبت برای کسی تندتر می زند.

%D8%A7%D8%AF45.jpg
 

moj

New member
اسمهای مجازی…
تصویر های مجازی…
مشخصات مجازی…
و در بین این همه چیزهای مجازی…
تنها یک چیز حقیقت دارد
تنهایی من و تو.


%D8%A7%D8%AF46.jpg
 

moj

New member
یعــــنی می رسـَد روزی
کـــه همینجا بنوـیسم:
آمـــد….
کـــه بمــــآند…


%D8%A7%D8%AF47.jpg
 

moj

New member
نــه تنهـــا ترکت می کنند …
حتـی وقت رفـتن بــا تمام پـــر رویی دستــور هم میدهند :مواظب خودت بــاش … !!


%D8%A7%D8%AF48.jpg
 

moj

New member


نویسنده ها "سیگار" می کشند
نقاش ها "تابلو"
زندانی ها "تنهایی"
دزدها "سرک"
مریضها "درد"
بچه ها "قد"
و من برای کشیدن،" نفـــ♥ــسهای تــ♥ــو " را انتخاب میکنم...


- - - Updated - - -

گفتی دل نمی شکونی اما شکوندی
گفتی عاشق میمونی اما نموندی
یه گل کاغذی داشتم به تو دادم
قول دادی نسوزونی اما سوزندی
 

moj

New member

کســایـی کـه اول رابطـه بهـت میگــن : بـی احســاس ،

همــون لعنتــی ـهایــی هستـن کـه وقتــی عاشـقـت کــردن ،

آخــرش بهـت میگــن : یـه کـم منطقـی بـاش !
 

moj

New member
به مردانـگی ام شـك نكن بـانو !
اگر میگریم ، این جا اندكی
هـــواي ِ<نبودنت> آلـوده است..
چشمانم <عـــادت> ندارد ...!
 

moj

New member

رقت بارترین منظره ای که مرگ را نیز میگریاند.

التماس یک گرگ است!؟

ناله عاجزانه یک شیر

نه……

گریستن یک مرد………!!!!


%D8%A2%D9%BE10.jpg
 
بالا