برای تو......

شایست

New member
وقتی که بودی نیازی به راه دور نبود,اما حالا دورترین جای دنیادرددلمرادوامی کند,من می رسم توبمان......
 

شایست

New member
سکوت وتنهایی دنیای خود را,مدیون حضورتوام,امدنت یارفتنت,کدام راباورکنم.....
 

moj

New member


براي دوريت اشكها ريختم براي خنده هايت شعرها سرودم و برايت نامه ها نوشتم
اشكها ريختم تا وقت زود بگذرد و بازايي
شعر گفتم كه خنده هايت طولاني به نظر برسد
و نامه ها نوشتم تا بدانم كه هيچ وقت از خاطرت باك نخواهم شد
اشك مي ريزم نامه ها مي نويسم و شعرها مي سرايم
براي تو
تا بداني دوستت دارم...
 

شایست

New member
یک دسته می روند و در حسرت داشتنشان میمانی

دسته دیگر از چشم می افتند و از زندگیت بیرونشان می کنی

خودت را از چشم کسی نینداز

بگذار همیشه در حسرت بودنت بمانند
 

شایست

New member
ببین!!تویی که نیستی اشکاموپاک کنی

عمرابذارم وقتی می خندم کنارم باشی

همین...
 

moj

New member
تا حالا تونستي آنقدر پاک باشي که با نگاه کردن به کسي که دوستش داري تمام نيازهايت برطرف شود....!!! سنگيني نگاهت آنقدر بوده که... طرفي که نگاش ميکني سرشو بندازه پايين. هوس بازي رو بزار کنار , چشماتو بکار بنداز. پاک ترين و صادقانه ترين دوستت دارم ها را مي توان با نگاه گفت
 

شایست

New member
گاهی باید دستاشو بگیری تو دستت
و فقط یه جمله بهش بگی:
“من واسه یه لحظه بیشتر با تو بودن

حاضرم همه دنیام رو بدم”
 

شایست

New member
اگه عاشقی، سعی کن به عشقت برسی
چون وقتی بره دیگه رفته…

اگه عاشق نیستی پس تلاش نکن که طعمش رو بچشی،
چون تلخترین شیرینی روزگاره
 

شایست

New member
میخواهم فقط باشی همین !
و من حس امنیت حضورت را به رخ تمام تاریکی ها بکشم . . .
 

شایست

New member
روزهایی که میبینمت ، نفسم میگیرید . . .
و روزهایی که نیستی ، دلم !
اما تو باش . . . !
تحمل اولی آسان تر است . . .
 

lale120

New member
گاندی خطاب به معشوقه اش :
خوبِ من ، هنر در فاصله هاست ...
زیاد نزدیک به هم می سوزیم و زیاد دور از هم یخ می زنیم .
تو ، نباید آنکسی باشی که من میخواهم ، و من نباید آنکسی باشم که تو میخواهی .
کسی که تو از من می خواهی بسازی یا کمبودهایت هستند یا آرزوهایت .
من باید بهترین خودم باشم برای تو و تو باید بهترین خودت باشی و بشوی برای من ....
خوب ِ من ، هنرٍِِ عشق در پیوند تفاوت هاست و معجزه اش نادیده گرفتن کمبودها . . .
زندگی ست دیگر...
همیشه که همه رنگ‌هایش جور نیست ،
همه سازهایش کوک نیست ،
باید یاد گرفت با هر سازش رقصید ،
حتی با ناکوک ترین ناکوکش،
اصلا رنگ و رقص و ساز و کوکش را فراموش کن،
حواست باشد به این روزهایی که دیگر برنمی گردد،
به فرصت هایی که مثل باد می آیند و می روند و همیشگی نیستند ،
به این سالها که به سرعت برق گذشتند،
به جوانی که رفت،
میانسالی که می رود،
حواست باشد به کوتاهی زندگی،
به زمستانی که رفت ،
بهاری که دارد تمام می شود کم کم،
ریز ریز،
آرام آرام،
نم نمک...
زندگی به همین آسانی می گذرد.
ابرهای آسمان زندگی گاهی می بارد گاهی هم صاف است،
بدون ابر بدون بارندگی.
پسنديدن •
 

moj

New member
باشد تا دلت میخواهد

بر این ذهن آشفته ی دور از تو

قدم بزن

تا میتوانی

بر موجهای خروشان این قلب طوفان زده

سرازیر شو

دیگر توانی برای انکار نمانده

دور، دور توست .


%D8%A2%D9%BE33.jpg
 

moj

New member


بـــا تو آنقـــــدر آرامـــــــم ...

که گاهــــی حتــــی ...

یادم میــــرود نفــــــس بکشـــــم ...


%D8%A2%D9%BE34.jpg
 

moj

New member
امروز که از تو دورم
صدای تیک تیک ساعت
همانند عمری دراز میگذرد
و من در خیال رویای تو
در میان عقربه ها گم شده ام
حیرانم و دلتنگ
کاش زمان زود می گذشت
تا تو در کنارم باشی.


%D8%A2%D9%BE35.jpg
 

moj

New member


بوي نفسات هنوز مستم ميکنه کنارم نيستي ولي با نفسهات گرم ميشم

زيبايي چشمانت هنوز افسونم ميکنه کنارم نيستي ولي چشمانت در چشمانم نقش بسته

صدايت هنوز از خود بي خودم ميکنه کنارم نيستي ولي جز صدات نميشنوم

تو کنارم نيستي اما من چيزي جز تو ندارم


%D8%A2%D9%BE38.jpg
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: IL-2

moj

New member


بدون تو گلي هستم بي برگ

جامي هستم بي شراب

خنده اي هستم بي صدا

گريه اي هستم سوزناك

بدون تو دلي هستم بي احساس

شهري هستم بي دروازه

شعري هستم بي قافيه

بدون تو زنده اي هستم بدون روح.


%D8%A2%D9%BE30.jpg
 

moj

New member
به چشمات دلخوشم توُ قاب نقره

تو این روزا که مثل شب سیاهه

نمی گـم از دلم ، از بی قراری

که حتی گفتنـش هم اشــتبـاهه


%D8%A2%D9%BE39.jpg
 

moj

New member


گويي اينجا
زمان وزن دارد!
هر ثانيه که ميگذرد . . .
سنگيني نبودنت خميده ترم مي کند...
من به تماشاي تکان هاي لبت محتاجم....
حرف بزن ..!
بند دل من
به بودن تو بند است....


%D8%A2%D9%BE37.jpg
 

moj

New member
دامن سبز را بپوش،سر صف را بگیر
خواهم چشمانم را سیر کنی دستمالت را بگیر
رقص و عشوه های تو موج کشند
خواهم از ازل تا کنون باشم در رکاب تو اسیر

روشن کن چراغ دل را با چشمکی
کش ده لب های سرخ چو لعبتی
روسری و شال را محکم ببند
خواهم نبینند پسران ده تو را دزدکی

تن لرزه هایت جنون آرد به سرم
چشم کال تو پی شکند از تار تنم
با سیه چشمانت قلبم را نشانه گیر
بگذار چو مرغ اسیر از قفست بپرم

بسوی چشمه خزانت آیم و در دست دارم خمره را
بال شکسته مرا پس نفرست،عمری گذشت تا یافتم این چشمه را
این هیز چشمان که هنوز در پی تواند!!
تمامش کن تا کور نکرده ام چشمان هرزه را


%D8%A2%D9%BE40.jpg



%D8%A2%D9%BE41.jpg
 

moj

New member
خودت از نگاهم بخوان ...


ببین سالهاست از چه با تو سخن گفته ام عشق من ....
 
بالا