برای تو......

firoozeh

New member
تا یادت میکنم باران می آید ...
نمی دانستم لمس خیالت هم "وضو" میخواهد ....
 

firoozeh

New member
کارم از یکی بود و یکی نبود گذشته است ...
من در اوج قصه گم شدم !
عشق یعنی : یکی "بود" و یکی "نابود"....
 

moj

New member

میسرایم از تو که برایم جاودانه ای
تویی که از ازل برایم ساز ترانه ای
ساز این شعر از من نیست
میان این هرزنامه ها تویی که برایم عاشقانه ای



غباری از غم قلبم را دریده
عقل با دل یکی شده وقتی رفتنت را شنیده
خون ریختن جای اشک کارمن
آخر اینگونه بسی غم ندیده



دمی دیگر باما نبودی لابد که قابل نیستیم
تو در برویمان ببندی مادیگر چیستیم
زمزمه ای دارم که فقط با خودت گویم
بی اسم تو چه گوییم که کیستیم



دل مانده بی قرار عطری از تبار تو
اشک ابر تمام شد در انتظار تو
در جواب این همه سوال مانده ام
که کوچه ها میگیرند از من سراغ تو



ای که شانه هایت پله های من
تمام ناسروده های من از غزل
رفتی و این پله ها ریختند
از عرش به فرش فتادیم با سر و دهن



ذکر تنهایی تو :شایعت و بایعت
این آفتاب سوز دارد نگیر ازمن این سایه ات
بی تو به کدام بیابان سرگردان شوم
صبر کن دایی،مرا سوار کن برقایقت



ای که دستانت زخم هایم را شفاست
ای که وصل دیدارت بی کرانه ی جزاست
گذشته ام را به گور سپارید
موج دیگر،برکه ای بی صداست



ای تمام هستی ام به فدایت
ای دیدگان ترم شکفته به رعنای صدایت
میدانم که دیگر برایم نیستی
خدا حافظت دیدار به قیامت



ندانستی هنوز به چشم هایت اسیرم
پنبه تار و پود میافکند زین شمشیرم
دستهایم خلعت سینه سوخته ات
ای کاش تو نمیری من هزاربار بمیرم



خاک از عطش نبودت باید که بمیرد
دستم هایم بی تو چگونه ماه را بگیرد
بگذار من خاک پایت باشم
به سینه ام آب دهید که سفرکرده اوج بگیرد



درین ثانیه های ساعت وار چقدر بیتایم
ایل فهمیده ام که بی تو چقدر بی بنیادیم
سرت را روی شانه ام بگذار
راحت بخواب که ما شب زدگان بیداریم
 

@... zahra

New member
چه حقیرند مردمان ، وقتی نه جرات دوسـت داشتن دارند

نه اراده ی دوسـت نداشتن

نه لیاقت دوسـت داشته شدن

و نه متانت دوست داشته نشدن...

اما شعر عـاشـقانه می خوانند ، مدام !
 

@... zahra

New member
آزار دهنده ترین سکوت، وقتی است که دروغ می گوئی و مخاطبت در سکوتی سنگین، فقط نگاه می کند.
 

@... zahra

New member
تو سُڪـوتْـ مـܨ‌ڪُنـܨ

فَریـآב زمآنَمْـ را نِمـܨ‌فَهْمـܨ

یـڪُ روز مَـטּ سُـڪُوتْـ خوآهَمْـ ڪَرב

تو آטּ روز

بَـرآے اولیـטּ بـآر

مَفْـہـومـِ בیر شُـבטּ را خواهـܨ فَہْمیـב
 

@... zahra

New member
امروز از برای یادی

بر گورستانی سفر کردم...

بر مزار احساسی ، فاتحه ای خواندم....

خدایش بیامرزد....

زنده ها را در یابید.
 

moj

New member
کاش میماندی و میدیدی
چشم های گریان
قلب سوخته
قلم ساییده
کمر شکسته را-ناتوانم از وصف نبودت
دستت را روی سرم نگهدار این ابرهای بی وجدان بد میبارند جاودانه من


%D8%A711.gif


خواهرزاده
 

moj

New member
تو نیستی و من

در خیال خود

خانه ای خریده ام!

همه کار می کنم

خرید می روم،خانه را تمیز می کنم،غذا می پزم

این همه هم که حرف می زنم

هیچ جوابم را نمی دهی!

چند چیز از معلم باغچه بان یاد گرفتم

چیزی عوض نشد که نشد!

یک بار عید دیدنی

پیش آن همه مهمان

وقتی معرفی ات کردم

سکوت کردی

تا این که عصبانی شدم و موهایت را کشیدم

اما سخت پشیمانم!

حالا تو برای همیشه رفته ای

و یک خانم

که هیچ وقت لباس سفیدش را عوض نمی کند

دست هایم را به تخت می بندد و

یک عالمه شکلات به خوردم می دهد

تازه

من برایش زبان هم در می آورم!

تو نیستی و من

هر روز چند بار شکلات می خورم

زبان در می آورم و یک عالمه می خندم!
 

moj

New member
این طور نگاهم نکن
روزی روزگاری
دست داشتم
پا داشتم
گمشان کردم در دوست داشتنت ...
 

moj

New member
"سخت" است ببازی

تمام احساس پاکت را

و هنوز نفهمیده باشی

اصلا

"دوستت"داشت...؟
 

moj

New member

عزیز دلم ...

کمی کمتر مهربان باش !

کمتر خوب باش !

بگذار من هم خودی نشان دهم !
 

saaabaaa

New member
مرد یعنی دم ، زن یعنی باز دم …
مرد یعنی منطق ، زن یعنی احساس …
مرد یعنی سخاوت ، زن یعنی صداقت …
مرد یعنی شرافت ، زن یعنی نجابت …
مرد یعنی خشونت ، زن یعنی لطافت …
مرد یعنی غیرت ، زن یعنی عزت …
مرد یعنی من ، زن یعنی ما …
 

moj

New member
ســـخــــتـــــ نــگیر!

هــر وقـــتــــ

رفتنتــــــــــــ را

باور کــــردم

از این گـــریــه ها هم

دستـــ میکــــــــشم...

ســـخـــتــــ نـــگیر..!
 

saaabaaa

New member
بعضی وقتهــآ...

از شدت دلتنگیــــ ،

گریــه کهــــ هیچ...!!!

دلــ♥ــَت می خــوآهــَد ؛

هــآی هــــآی بمیــــری...!
 

saaabaaa

New member
دست هایم به آرزوهایم نمی رسند


آرزوهایم بسیار دورند


ولی درخت سبزم می گوید

امیدی هست، خدایی هست


این بار برای رسیدن به آرزوهایم

یک صندلی زیر پایم می گذارم

شاید این بار


دستم به آرزوهایم برسد
 

moj

New member
میان تمام لحظات زندگی
میشود
به تو اندیشید
تنها به تو میشود اندیشید
بی انکه
حتی تو به
من بی اندیشی
یا حتی
به یادم باشی
تنها در سکوت
به اسمان مینگرم


%D8%A7%D8%AF38.jpg
 

saaabaaa

New member
بآورتـــ بِشَود یآ نـﮧ

روزﮮ مـﮯ رسُد کـﮧ دِلَتــ برآﮮ هیچ کَس؛

بـﮧ اَندآزه ﮮ مَـטּ تَنگــ نَـפֿوآهَد شُد

برآی نِگآه کَردَنمـــ

כֿـَندیدنمـــ

اَذیتـــ کردَنمــــ

برآی تَمآم لَحظآتـﮯ کـﮧ دَر کـ ـنارَم دآشتی

روزﮮ خوآهد رسید کـﮧ در حَسرَت تِکرآر دوبآره مَـטּ خوآهـﮯ بود

می دآنم روزﮮ کـﮧ نبآشَم "هیچکَس تکرآر مـטּ نخوآهد شُد
 

saaabaaa

New member
چرا تــو؟

چرا فقط تو؟

هندسه ے زندگــــے ام را تغییر می دهــــے

پابرهنه به جهان کوچکمــ وارد می شوے

در را میبندے

و من اعتراضــــے نمــــےکنم!!

چرا فقط تورا دوست دارمـ؟!
 

moj

New member
عشـق مانند نواختن پیانو است …
ابتدا باید نواختن رو بر اساس قواعد یاد بگیری …
سپس قواعد را فراموش کنی و با قلبت بنوازی …


%D8%A7%D8%AF39.jpg
 
بالا