اين جا همه چيز در همه

biosta

Well-known member

دوست داشتن و علاقه و عشق در این بین پس چه کارن؟؟؟؟؟


خیلی از زنان تو جامعه به پای مرداشون میسوزن،
بعضیا هم به پای بچه هاشون میسوزن،
بعضیا به پای بیماری همسراشون میسوزند
و خیلی چیزای دیگه.....
پس اونا رو هم در این 4 دلیل باید بگنجونیم؟؟؟؟؟؟

کاش جواب سوالتان در واقعیت نه بود کسی که می سوزد به یک یا چند تا از این چهار دلیل هست
من نمی توانم و اصلا" قرار نیست در این فضا کسی رو قانع کنم حرف خوب خودم رو که درست می دانم و پشتوانه ای به نام علم روانشناسی دارم می گویم
واقعیتی دیگر که وجود دارد که چندان هم بی ربط به همین موضوع نیست این هست که انسان تا خودش رو دوست نداشته باشد نمی تواند دیگران رو دوست داشته باشد این ها شعار نیست واقعیت های علم روانشناسی هست که برای باز شدن مطلب به ده ها خط تایپ احتیاح هست بهرحال شما همچنان همان فکر خودتان را داشته باشید !
 

fateme67

New member
وقتی جدا شدیم تو به فراغت رسیدی و من به فراقت....یک حرف تفاوت که مهم نیست!!
 

fateme67

New member
با قلم می گویم:
ای همزاد، ای همراه،
ای هم سرنوشت
هر دومان حیران بازی های دوران های زشت.
شعرهایم را نوشتی
دست خوش،
اشک هایم را کجا خواهی نوشت؟
 

fateme67

New member
زلال که باشی سنگ های کف رودخانه ات را می بینند، بر میدارند و نشانه می روند درست به سوی خودت!
 

sara77

New member
پرايد 17 ميليون ؟؟؟؟!!! :O

.

.

.

به زودي شاهد تردد شتر و اسب

در معابر و خيابانهاي کشور خواهيم بود :)))

امنيتش هم بيشتره...

جنبه fUn هم داره...:)))

الحمد الله برگشتيم به دوران صدر اسلام

الله اکبر... :-j

من برم چاه بـکنـم خيلي تـشنمه......:|
 

bacillus.bs

New member
مـــا دو تا مســـافریم

تـــــوی راه زنـــدگــی

قلبامون شبـــیه هــم

پر از عشق و سادگی

پــــره از گلهــای یاس

تـــن پاک گــــل سرخ

بوسه گــاه ما دوتاس

کوله بارم همه عشق

کوله بارت همه عشق

این سفـــر تموم بشه

دو تایی میریم بهشت
 

bacillus.bs

New member
خوشبختی را دیروز به حراج گذاشتند،



ولی حیف که من زاده ی امروزم



خدایا جهنمت فرداست



پس چرا امروز میسوزم. 

 
 

bacillus.bs

New member
اولين روز که چشمامو وا کردم ديدم يکی کنارم نشسته داشت به چشمام نگاه می کرد بهش گفتم تو کی هستی؟

گفت: من پيشت ميمونم ولی بهت نمی گم کی هستم

گفتم : تو هميشه پيشم ميمونی

گفت : آره

گفتم : باهام بازی ميکنی؟

گفت : نه

گفتم : واسه چی؟

گفت : من فقط پيشت ميمونم ولی کاری واست نميکنم

من هم گريه کردم اومد اشکامو پاک کرد

گفت : هنوز گريه نکن

گفتم : واسه چی؟

گفت : هنوز وقتش نرسيده

من هم بيشتر گريه کردم

مامانم اومد منو بغل کرد

اون گفت : ميدوی اين کيه ؟

گفتم : نه

گفت : اين مادرته

گفتم : مادر چيه؟

گفت : مادر دلسوز ترين فرد دنياست خيلی هم دوست داشتنيه

گفتم : باهام بازی ميکنه؟

گفت : آره

گفتم : من مادر رو بيشتر دوست دارم تا تو

گفت : ولی...

گفتم :ولی چی؟

گفت : اون تو رو تنها ميزاره

گفتم : نه اون منو دوس داره تنهام نميزاره

گفت : تنهات ميزاره

منم دوباره گريه کردم ديدم يکی اومد دست رو سرم کشيد

اون گفت : اين رو ميشناسی؟

گفتم : نه

گفت : اين پدرته

گفتم : پدر

گفت : آره

گفتم : اين کيه ؟

گفت : اين مهربان ترين فرد دنياست خيلی هم دوستت داره

گفتم : باهام بازی ميکنه؟

گفت : اره ولی آخر تنهات ميزاره

گفتم : تو دروغ ميگی اون منو دوست داره

ديدم يکی اومد بالای سرم دستامو گرفت و يه بوس به دستام داد و بغلم کرد و باهام بازی کرد

گفت : ميدونی اين کيه ؟

گفتم : اين همونيه که منو تنها نمی زاره؟

گفت :نه اون هم تو رو تنها ميزاره

گفتم : نه نه نه

گفت : اون برادرته دوست داره هر چی ميخوای واست مياره ولی بهش دل نبند

گفتم : چرا؟

گفت : تنهات ميزار

بعد روزها گذشت سال ها گذشت تا من بزرگ شدم و با آدم های ديگری آشنا شدم

ولی اون همش می گفت اونها تو رو تنها ميزارن

تا روزی که....

داشتم قدم ميزدم ديدم يکی داره نگام ميکنه اول بهش توجه نکردم و رفتم

روز بعد وقتی از اونجا گذشتم ديدم دوباره اونجا ايستاده و به من خيره شده من هم اهميتی بهش ندادم و سريع از اونجا گذشتم

روزها گذشت و اون همين جور به من خيره ميشد

وقتی اون رو ميديدم داشت بهم لبخند ميزد هميشه يک شاخه گل سرخ توی دستاش بود يک روز که داشتم از اونجا گذر ميکردم ديدم يکی اومد جلوم ايستاد و شاخه گلی به طرف من گرفت وقتی نگاش کردم ديدم خودشه همونی که هميشه منتظرم بود...  به چشماش نگاه کردم خودشو اورد جلو تر بهم گفت دوستت دارم ....

ديدم يکی بهم گفت : تنهات ميزاره

آره خودش بود اونی که هميشه باهام بود و می گفت تنهام نميزاره

گفتم : اون که دوستم داره

گفت : اين دليل موندن نيست

من هم اون گل رو از اون گرفتم

هر روز منتظرم بود و به درختی تکيه ميکرد و با يک گل سرخ

کم کم معنی عشق رو فهميدم آره اون عاشق من شده بود

اما من از جدايی ميترسيدم خيلی....

روزی رسيد که ديدم کنار درخت کسی نيست .... ديدم يک نامه با يک گل سرخ کنار درخت بود

وقتی نامه را باز کردم نوشته بود تو تنهاترينی

به خيابون نگاهی کردم ديدم خودش بود اما دستاش توی دستای يکی ديگه....

توی همون لحظه ديدم يک دست روی شونه هام گذاشت

گفت : ديدی گفتم با تو نميمونه

من هم بغض گلوم رو گرفته بود به آرامی گريه کردم

گفتم : تو که تنهام نگذاشتی

گفت : آره من تنها کسی هستم که کسی رو تنها نميزارم

گفتم : تو کی هستی؟

گفت : غم

گفتم : غم ؟

گفت : آره ..... اونی که با همه ميمونه ..... هيچ کسی رو توی تنهايی تنها نميزاره

اشکامو پاک کردم و رفتم جايی که ديگه کسی منو پيدا نکنه

اما تنها کسی که منو تنها نگذاشت غم بود و خدام . . .

مادر و پدر و خواهر و برادر همه یه روزی تنهامون می زارن ....

                                         

گفتم نرو....پرپر میشم....گفتی میخوام رها باشم

گفتم آخه....عاشق شدم...گفتی میخوام تنها باشم

گفتم دلم...گفتی بسوز...

گفتم یه عمری باز هنوز؟؟
گفتم پس عمرم چی میشه ؟؟
گفتی هدر شد شب و روز !!

.......وای دلم !

 

 
 

bacillus.bs

New member
...♫اينجا همه چيز درهمه (◕‿◕)
...❀ هر چيزي ممكنه توي اين وبلاگ باشه ❀...

قضاوت مردم در مورد پولدارها و پول ندارها !!!
اگر مد خفن مدل هچل هفتی بزنن
در مورد پولداره : اوه ببین چه تیپی زده ... از سیخای سرش معلومه ژلش ایستوریای اصل ایتالیاست ... فکر کنم تیریپی که زده همین دیروز انریکو زده ... اونجا هر چی شلوارت پاره تر باشه محبوبیت بیشتره ..

در مورد بی پوله : اه چه شپل ... فکر کنم با صابون دست و صورت سرش میشوره که انقدر سیخ واستاده ... تو خونشونم که سوزن نخ پیدا نمیشه یک کوک به این پاره پوره ایاش بزنه ...

 

 

اگر تند تند غذا بخوره :

در مورد پولداره : ببین چقدر گرفتاره که مجبوره انقدر تند غذا بخوره یا هواپیماش داره میپره یا جلسه مهمی داره  

بی پوله : اوووووو انگار از قحطی فرار کرده

 

اگر آروم و کم غذا بخوره :

پولداره : احتمالا" این غذا تو رژیم غذاییش نیست و باید آهسته بخوره که معدش نفهمه !!!!!!

بی پوله : اینو ببین فکر کنم تا حالا همچین غذایی ندیده بلد نیست بخوره ...

  اگر با جنس مخالف صحبت کنه :

پولداره : عجب روابط عمومی بالایی ... مرسی فرهنگ .... دختر و پسر براش یکیه .... آی اینطوری حال میکنم ......

بی پوله : این سیرابی رو ببین .. چه ذوقی میکنه طرف بهش پا داده ... بفرما لاس ... ندیده دیگه .. بپا نخوریش

 اگر درس بخونه :

پولداره : احسنت به این تدبیر و اندیشه .... این تو ایران نمیمونه ..... مطمئنم تو لیست فرار مغزهاست

بی پوله : خر خونیم اندازه داره دیگه .... انقدر میخونی آخرش چی ؟!! بپا عینکت نیفته ...

 

اگر درس نخونه :

پولداره : پول داره درس میخواد چیکار .... درس برا بچه بی پولا و بیکاراست

بی پوله :بد بخت  نون نخورده نمیتونه درس بخونه

 

در مورد خانوما >>> از نوع محجبه و چه بسا چادری

پولداره : آفرین به این تربیت صحیح  ... معلومه خالصانه مسلمونه ... این دختر نیست فرشتست که تو این جامعه خراب خودشو اینطوری میپوشونه 

بی پوله : اوهوک .... چقد امل ... کی به تو نگاه میکنه حالا ؟!؟!؟

درمورد پسرهای جوون ››› مدل ابرو قشنگ و زیر ابرو گوگول

پولداره : بابا مایكل جكسون ... لئوناردو .... گاتوسو ... برم زیر ابروهای شیطونیتو 

بی پوله : مرتیكه خجالت نمیكشه .... آرایش میكنی ؟! این روزا دیگه دختر پسرا از هم تشخیص داده نمیشوند ... وانگهی چی شده داداشمون .....

ازدواج :

پولداره : یکی دو تا کمه ..... من جای این بودم اصلا" ازدواج نمیکردم ... این همه حور و پری دور و برش – بیخیال ازدواج ..... تیر تپرش 

بی پوله : آخی حیوونی تا دیروز عنکبوت تو جیبش یکی بود حالا دو تا شد ( ضرب المثلی شد برا خودش !! )

 پیاده روی :

پولداره : زنده باد سلامتی و تناسب اندام .... هیچ چیزی از ورزش و مخصوصا" پیاده روی برای تندرستی انسان بهتر نیست حتی میگن اشتها رو هم زیاد میکنه .

بی پوله : کفشاشم مالی نیست که حالا بگیم پیاده بره ... قربونش برم که همیشه بلیت خط 11 رو داره .

تعویض ماشین :

پولداره : بابا تنوع .... آخرین مدل ...  سنت اگزوپری ... پارکینگ دیگه جا نداره

بی پوله : دبیا ... تا دیروز دنبال الاغ پدر بزرگش میدوید حالا واسه ماماشين خریده

 

تعویض کار :

پول داره : شکمه پره ... چه این بشقاب چه اون بشقاب ....... پول تولید میکنه دیگه چه این کار چه اون کار ... میباره براش

بی پوله : فقط مونده بود این به یه جایی برسه ... از فردا جواب سلام ما رو هم نمیده

 

رانندگی :

پولداره : فکر کنم عادت به رانندگی نداره آخه همیشه راننده داشتن اما استیل فرمون گرفتنشو داشته باش ... انصافا" شوماخرم اینطوری فرمون نمیگیره

 بی پوله : عمو جون ترمز اون وسطیست ... الاغا رو کجا بستی ؟! گوسفندا رو چه کردی ؟!!؟
 

nanaz

New member
من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهي كه بلغزد بر من، من خودم بودم و يك حس غريب كه به صد عشق و هوس مي ارزيد، من نه عاشق بودم نه آلوده به افكار پليد، من به دنبال نگاهي بودم كه مرا از پس ديوانگيم مي فهميد...
 

nanaz

New member
تمام تنم می سوزد از زخم هایی که خورده ام
دردِ یک اتفاق که شاید با اتقا قِ تـو
دردش متفاوت باشد ویرانم می کند
من از دست رفته ام ، شکسته ام
می فهمی ؟
به انتهایِ بودنم رسیده ام ؛
اما اشک نمی ریزم
پنهان شده ام پشتِ لبخنـدی که درد می کند
 

bacillus.bs

New member
يه تست خيلي جالب!!!!!
متن را یکجا تا پایان نخوانید بلکه مرحله به مرحله پیش بروید و عین دستورالعمل انجام دهید!

نکته: زمانی که میخواهید اسامی را بنویسید اطمینان حاصل کنید که اشخاصی هستند که شما آنها را می شناسید (تبصره از خودم: یعنی اسم الکی یا بیخودی ننویسید!!!)

مهم: همچنین بیاد داشته باشید که بهنگام نوشتن اسامی و عمل کردن به دستورالعمل از احساس و غریزه خود استفاده کنید و بیخودی و بیش از حد فکر نکنید بلکه آنچه که در آن لحظه به ذهنتان می آید را بنویسید!

با زهم باید گفته شود که به آرامی و مرحله به مرحله به انتهای متن بروید در غیر اینصورت نتیجه درست نخواهد بود و آنرا ضایع خواهید کرد!

خوب حالا یک قلم و یک برگ کاغذ آماده کنید.

۱- اول از هر چیز اعداد ۱ تا ۱۱ را بصورت ستونی یا ردیفی (زیر هم) بر روی کاغذ بنویسید.

۲- سپس در جلوی ردیف (ستون) ۱ و ۲ هر عددی را که مایلید بنویسید.

۳- حال در جلوی ردیف ۳ و ردیف ۷ نام شخصی را از جنس مخالف بنویسید.

قرار نشد به پایین نگاه کنید! تقلب ممنوع !

۴- نام اشخاصی را که می شناسید (چه دوست یا اعضای خانواده یا فامیل) در جلوی ردیفهای ۴، ۵ و ۶ بنویسید.

۵- در ردیفهای ۸، ۹، ۱۰ و ۱۱ نام چهار ترانه (آهنگ) را بنیوسید (در جلوی هر ردیف نام یک ترانه)

۶- اکنون نهایتا میتوانید یک آرزو کنید!

و حالا کلید رمز گشایی این بازی:

۱- عددی را که در ردیف ۲ نوشته اید مشخص کننده تعداد اشخاصی است که شما باید در باره این بازی به آنها بگویید!

۲- شخصی که نامش در ردیف ۳ قید شده کسی است که شما عاشقش هستید!

۳- شخصی که نامش در ردیف ۷ قید شده کسی است که شما دوستش دارید ولی با هم نمی سازید (یا به تعبیر دیگر عاقبت خوشی نخواهد داشت!)

۴- شخص شماره ۴ کسی است که شما بیش از همه به او اهمیت میدهید!

۵- شخص شماره ۵ کسی است که شما را بسیار خوب می شناسد.

۶- شخصی که نامش در ردیف ۶ قید شده، ستاره بخت (ستاره خوش شانسی) شماست!

۷- آهنگ قید شده در ردیف ۸ با شخص شماره ۳ تطبیق می کند (مرتبط است)

۸- آهنگ شماره ۹ آهنگی برای شخص شماره ۷ است!

۹- آهنگ شماره ۱۰ آهنگی است که بیش از همه افکار شما را بازگو می کند!

۱۰- و بالاخره شماره ۱۱ آهنگی است که می گوید شما در باره زندگی چه احساسی دارید!

واقعا شگفت آور است! نه؟! ولی بنظر می آید که درست باشه!
و البته این جور تست ها هیچ چی هم نداشته باشند ، سرگرمی خوبی هستند!
 

bacillus.bs

New member
زن هم زن هاي قديم!
صبح ساعت ۶
قدیم: شیر گاو را دوشیده است ، چای را دم کرده است ، سفره صبحانه را باعشق و علاقه انداخته و با مهربانی مشغول بوسیدن صورت آقای شوهر است تا از خواب بیدار شود.
جدید: بازهم خوابیده است

صبح ساعت ۷
قدیم: مشغول مشایعت آقای شوهر است که از در خانه بیرون می رود و هزار تا دعا و صلوات برای سلامتی شوهر کرده و پشت سرش به او فوت میکند.
جدید: هنوز خوابيده است.

صبح ساعت ۱۱
قدیم: مشغول رسیدگی به بچه ها و پاک کردن لپه برای درست کردن ناهار است.
جدید: تازه چشمانش را با هزار تا ناز و عشوه باز کرده و با دست در حال بررسی جوش های روی صورتش است

ظهر ساعت ۱۲
قدیم: مشغول مزه کردن پلو به جهت تنظیم نمک آن است.
جدید: در حال آرایش کردن با همسایه طبقه بالا در مورد انواع مدیتیشن صحبت می‌کند
ظهر ساعت ۱۳
قدیم: در حال شستن جوراب و لباس‌های آقای خانه درون طشت وسط حیاط خلوت میباشد.
جدید: در حال روشن کردن ماشین لباسشویی ، ماشین ظرفشویی و البته غرغر کردن است.

ظهر ساعت ۱۴
قدیم: در حال مالیدن پای آقای شوهر که برای خوردن ناهار به خانه آمده است میباشد. جهت حض جمیل بردن آقای شوهر ، دامن گل گلی خود را پوشیده است.
جدید: در حال انداختن یک غذای آماده درون میکرفر بوده و در همان حال در حال تماشاي gem می‌باشد.

ظهر ساعت ۱۵
قدیم: در حال جارو کردن حیاط خانه و تمیز کردن لانه مرغها و بردن علوفه برای گاوشان می‌باشد.
جدید: با یکی از دوستانش به پاساژ صدف برای خرید رفته است.

عصر ساعت ۱۶
قدیم: مشغول شستن پاهای کودکشان است که به دلیل دویدن در کوچه خونی شده است.
جدید: در حال پرو کردن لباس‌های خریداری شده است. در همان حال هم نیم نگاهی هم به شکم خود دارد که جدیداً چاقی را فریاد می‌کشد.

عصر ساعت ۱۷
قدیم: دم در خانه ایستاده است تا آقای شوهر بیاید.
جدید: در لابی نشسته است تا با آقای شوهر به خرید برود.

عصر ساعت ۱۸
قدیم: برای شوهر خود چای آورده و مانند یک خانم کنار شوهرش در حال صحبت با او است.
جدید: از این مغازه به آن مغازه شوهر بیچاره خود را می‌برد.

شب ساعت ۱۹
قدیم: سفره شام را انداخته و شوهر را برای خوردن شام دعوت میکند.
جدید: هنوز در حال خرید است.

شب ساعت ۲۰
قدیم: در حال شستن ظروف شام ، کنار حوضه خانه است.
جدید: کماکان در حال خرید است.

شب ساعت ۲۱
قدیم: در حال چاق نمودن قلیان آقای همسر میباشد.
جدید: در رستوران ، پیتزا میل می‌فرمایند.

شب ساعت ۲۲
قدیم: رختخواب ها را پهن کرده است برای خوابیدن . در حال ریختن گل سرخ روی متکای آقای خانه است تا خوش بو شود.
جدید: در حال غرغر کردن بر سر وضعیت ترافیک است.

شب ساعت ۲۳ و ۲۴
 

fateme67

New member
جایی که عشق در اوج باشدمعجزه نیز ظهور پیدا میکند.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: akhbar

bacillus.bs

New member
دخترك حاضر جواب

یک روز یک دختر کوچک در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش که داشت آشپزى مى‌کرد نگاه مى‌کرد.

ناگهان متوجه چند تار موى سفید در بین موهاى مادرش شد.

از مادرش پرسید: مامان! چرا بعضى از موهاى شما سفیده؟

مادرش گفت: هر وقت تو یک کار بد مى‌کنى و باعث ناراحتى من مى‌شوی، یکى از موهایم سفید مى‌شود.

دختر کوچولو کمى فکر کرد و گفت: حالا فهمیدم چرا همه موهاى مامان بزرگ سفید شده!
 

bacillus.bs

New member
اگر شما از جلمه افراد باهوش هسیتدبگویید اشبتاه کجاست؟؟؟
123456789
123456789
123456789

یعنی شما الان به این موضوع تمرکز کردید؟
اشتباه این هست که!
کلمه هسیتد-هستید
اشبتاه-اشتباه


من نگفتم اشتباه در اعداد هست!!!!
بهتر نیست برگردیم اول اتبدایی بخونیم ؟؟
.
.
.
حتی کلمه اول ابتدایی هم اشتباهه!!

پس بریم اول مهد کودک بخونیم



حتی کلمه مهد کودک هم اشتباهه!!!
چرا رفتید دوباره مهد کودک رو ببینید؟ 

الوووووووو یبمارستان دیوونه ها؟
بیایید این دیوونه ها رو از اینجا ببرید!!!
.
.
.
.
حتی کلمه بیمارستان هم اشتباهه!!:)))
خخخخ :

خوب سركار رفنيتا :))


ااا بازم اشتباه خوندي كه رفتنو :))
 

bacillus.bs

New member
از شما میپرسم:
تا به حال شده یه دوست یا یه اشنایی رو یه جایی ببینید و خوش حال شید


اما اون طوری رفطار کنه که انگار شمارو تا به حال ندیده و نمیشناسه؟

اگه پیش اومده چی کار کردید؟

یا اگه پیش بیاد چه برخوردی میکنید؟

من دوست دارم بی اهمیت به این برخورد برم جلو و سلام کنم

چون مطمعنم بهدش از این برخوردش احساس شرمندگی میکنه

اما اگه با خونواده باشم نه!

 

البته به این که اون طرف کی باشه هم بستگی داره!
 

nanaz

New member
آره خیلی پیش اومده . اکثرا رفتم جلو و سلام کردم اما خب به طرفم هم بستگی داره گاهی شده منم خودمو زدم کوچه علی چپ!!!!!!!!!!!!!! و کلی توی دلم حرص خوردم ...
 
بالا