فقط جهت شفاف سازی هست و فاقد هر گونه ارزش دیگریست!!!!!:28:
با اجازه am-ml:New (6):
خوب خاطره ضایع کردن بانوان محترم کلاسمون(دوره کاردانی)
ما نماینده مون یه پسر بود
پسر خوبی بود و هر اتفاقی راجب به تعطیلی و جابه جایی کلاسا اول با خانوم های محترم درمیون میذاشت
یه روز مسئول آموزش اومد به من گفت کلاس فرداتون ساعت 8 کنسل هست و بهم گفت که حتمآ به خانومای کلاستون بگو که دیگه نیان اینجا و سرو صداکنن
منم گفتم حتمآ (با خودم گفتم بزار یه حالی از اینا بگیرم من)
به پسرا به جز نماینده گفتم و بهشون یادآوری کردم هر کی به خانوما بگه دیگه بره با همونا بگرده
درضمن ساعت 10 هم کلاس نداشتیم
همه قبول کردن!!!!!
(خوابگه دخترا نزدیک دانشگاه بود و پیاده میومدن10 دقیقه راه بود)
ما خوابیدیم حسابی
بنده خداها رفته بودن دیده بودن فقط نماینده اومده
نیم ساعت اونجا بودن خبری نشده بوده رفته بودن آموزش
گفته بوده به همکلاسیتون گفتم تازه اصرار هم کردم که بهتون خبر بده
فرداش ما را دیدن از خون ما تشنه بودن
منم به پسرا گفتم به روی خودتون نیارید
قیافه هاشون دیدنی بود
چه حالی داد اون صبح ما خوابیدیم و اونا رفتن و کل صبحشون خراب شد:smilies-azardl (113