دبیرستانی که بودم خیلی اصرار داشتم والدینم منو ببرن و تو مدرسه ی خلبانی ثبت نام کنن ... مامانمینا اونقدر قاط زدن که امنیت نداره ... یه بچه داریم میره میمیره ... بچمون فلان میشه ... بچمون بهمان میشه ... منم میگفتم بابا عمر آدم تموم بشه چه تو هوا باشه چه رو زمین دیگه میمیره ... مامانم میگفت ببینننننن نشسته از پیرزنا چیا یاد گرفته این بچههههههههه ... خلاصه که من به آرزوی خلبانی نرسیدم ... :smiliess (12): اما خب ... دیدم بهتره استعدادم رو در راه تخصص تغذیه صرف کنم :a2d3:
یه آرزوی دیگه هم دارم که اونم محقق نخواهد شد ولی میگم
من دلم میخواد در آینده یه بچه ی این شکلی داشته باشم :
ولی این شکلی میشه :
:heart::heart: