من آنقدر امروز و فرداهای نیامدن را دیده ام که دیگر هیچ وعده بی سرانجامی
خواب و خیال و آرزوهایم را آشفته نمیکند… حالا یاد گرفتم که فراموشی ...
دوای درد همه نداشتن ها نخواستن ها و نیامدن هاست… یاد گرفتم که از
هیچ لبخندی خیال دوست داشتن به سرم نزند!
هیچ تجربه ای برای یک آفتابگردان تلخ تر
از هرزگی آفتاب نیست
خسته ام از روزهایی که به دنبال خورشیدی که نبود در سر به هوایی گذشت
تو به من بگو چه کنم
بگو به کدام خورشید بپیوندم تا
مرزعه آفتابگردان دیگر به فریب رقص باد تن در ندهد....
چتـــــــــــــــــــرها را ببندیم
به ضیافت قطره های پاک باران برویم و بگذاریم باران گناهانمان را پاک کند و
بشوید.
نگاه خسته مان را زیر باران تازه کنیم چرا که فردا طلوع پاک رویاهاست.
چترهارا ببندیم باران زیباست...!
بر بلندای تمامی تفکرات مثبتگرای خویش،
محکم بایست
و با چشمانی سرشار از کنجکاوی و محبت به دریا نگاه کن،
هر آنچه که در خود میجویی را
در گسترهی پرتلاطم دریا خواهی یافت.
و
آنگاه
مشکلاتت را به دریا بسپار