هوم . . .
برای تو . . .برای تو چه بگویم؟ . . .نه تو زبان مرا می دوانی و نه من زبان تو را . . .
و باز هم متهم منم.و باز هم مجرم منم.و باز هم محکوم منم.
این منم که زبانم دیگریست نه تو.که تو هم مانند سایر هستی شاید.
من نفهمیدم تو را و تو هم نیز مرا
حال چرا و در کدامین سرا بینم من کرا؟
عادت کرده...