من حرفش را قبول دارم
به نظر من این مرد کم پیدا می شود .شاید این دختر دلش برای مردا ها سوخته باشد .اما اینجا که من هستم
مردها فقط غر می زنن.تا به بن بست بر میخورن دنبال راه فرارن.فقط دوست دارن که یکی قربان صدقه شان برود .یکی که وقتی از سر کار می آیند پاهایشان را در تشت آب بشوید.
اینجا مردها...