نتایح جستجو

  1. نگاه

    و من هنوز تو را مثل تمام شدن مشق شبم دوست دارم...

    و من هنوز تو را مثل تمام شدن مشق شبم دوست دارم...
  2. نگاه

    جشن میلادت را به پرواز می روم دراین خانگی ترین آسمانِ بی انتها آسمانی که نه برای من نه برای...

    جشن میلادت را به پرواز می روم دراین خانگی ترین آسمانِ بی انتها آسمانی که نه برای من نه برای تو که تنها برای “ما” آبیست . . . تولدت مبارک [IMG]
  3. نگاه

    خواهش میکنم. دیدم موش موشی نازیه یاد تو افتادم.:heart:

    خواهش میکنم. دیدم موش موشی نازیه یاد تو افتادم.:heart:
  4. نگاه

    آبشار آتشین، چشم اندازی نادر و بسیار زیبا در جهان!

    ممنون کالیفرنیا، آمریکا
  5. نگاه

    [IMG]

    [IMG]
  6. نگاه

    گالری عکس علوم پزشکی دات کام

    غروب در مریخ
  7. نگاه

    زندگی در یک جمله

    زندگي شايد آن لحظه مسدوديست که نگاه من ، در ني ني چشمان تو خود را ويران ميسازد "فروغ فرخزاد"
  8. نگاه

    زندگی در یک جمله

    زندگي شايد ريسمانيست که مردي با آن خود را از شاخه مياويزد زندگي شايد طفليست که از مدرسه بر ميگردد زندگي شايد افروختن سيگاري باشد ، در فاصلهء رخوتناک دو همآغوشي يا عبور گيج رهگذري باشد که کلاه از سر بر ميدارد و به يک رهگذر ديگر با لبخندي بي معني ميگويد " صبح بخير " "فروغ فرخزاد"
  9. نگاه

    [IMG]

    [IMG]
  10. نگاه

    [IMG]

    [IMG]
  11. نگاه

    جغد خاکستری بزرگ [IMG]

    جغد خاکستری بزرگ [IMG]
  12. نگاه

    گالری عکس علوم پزشکی دات کام

    نمایش رعد و برق در گراند کانیون
  13. نگاه

    گالری عکس علوم پزشکی دات کام

    پروانه ای با بالهای شیشه ای خیره کننده
  14. نگاه

    گالری عکس علوم پزشکی دات کام

    همراه با قاصدک !
  15. نگاه

    گالری عکس علوم پزشکی دات کام

    درخت فراری !
  16. نگاه

    گالری عکس علوم پزشکی دات کام

    منظره هوایی بارسلونا در اسپانیا
  17. نگاه

    گالری عکس علوم پزشکی دات کام

    لبخند، بزرگترین هدیه به دیگران ...
  18. نگاه

    وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم . وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم . وقتی...

    وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم . وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم . وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم . وقتی او تمام کرد من شروع کردم . وقتی او تمام شد من آغاز شدم . و چه سخت است . تنها متولد شدن مثل تنها زندگی کردن است ، مثل تنها مردن ...
  19. نگاه

    گالری عکس علوم پزشکی دات کام

    ظرف غذای نذری همسایه را نگرفتم، هاج و واج نگاهم کرد. گفتم غذا پخته ام و این زیادی است ... به او نگفتم که اگر فقط ده دقیقه سرکوچه بایستد حتما یک نفر را می بیند که سطل آشغال بزرگ را می کاود برای یافتن لقمه ای نان ! دوروبرمان پر است از یتیم، نیازمند و کودکان خیابانی ... یک محل را نذری میدهید،...
بالا