به برادر كوجيكم ابوالفضل كه فرستادمش تو ارتش درس بخونه تا مثل ماها كه سالها درس خونديم بيكار نشه و حالا كه رفته دلتنكشم جون اولين باره 1ماه ازمون دوره _ و اينكه ميدونم سرماخورده و حالش خوب نيست و تو بادكان داره اذيت ميشه_تو بغل من بزرك شد حالا ديكه مردي شده برا خودش_ ولي دل ديكه
خوشحالم جون با كم كردن ارزوها و توقعاتم اروم شدم_ خوشحالم جون فك ميكنم خدا هنوز رهام نكرده_ خوشحالم جون ميتونم تلاش كنم بدون توقع _ خلاصه خوشحالم جون همه جيزايي براي خوشحالي دارند_ و وقتي خوشحالم كه همه شاد باشند
انشا الله به زودي بركرديد سر كار و خودتون يه روز ريس قابل و سرشناسي بشيد و با زيردستاتون اين كار رو نكنيد تا هميشه خاطره خوب در ذهن بقيه برجاي بزاريد_ امين
من اعتقاد نداشتم ولي اعتقاد بيدا كردم _تو قران هم جاده اومده بس يعني وجود داره_ البته ادم هاي سودجويي هم هستند كه با جنين عناويني بول از ادم ميكيرند_ولي كلا بله جادو و دعا وجود داره