رفتم تو كلبه ببينم صداي جي بود نكو صداي يه كربه بوده خلاصه بيشتش كرم بركشتم به راه خودم ادامه دادم تو جنكل به شنل قرمزي رسيدم جون ماجراي كرك رو ميدونستم از ماجرا مطلعش كردم حلاصه طرف كفش بريده بودو كركو بشمش ريخته بود از اونمه اكاهي من ! بعد رفتيم اقا كرك رو سر به نيست كرديم و شنل قرمزي تا اومد...