روزای آخر ترم بود و کلاسا داشت تموم میشد استادمون جوون بود و خیلی باحال در عین حال با ابهت.. منم خیلی دوسش داشتم و رفیق بودیم.کسی حق نداشت موقع درس حرف اضافی بزنه. به موقع خود استاد مجال متلک رو به بچه ها میداد. جلسه های آخر بود.استاد اومد و گفت روزای آخره بیاید یه خاطره واسه همدیگه امروز...