ممنــونم یــارا جـان
امیدوارم خاطره ای از این جنس در ذهن و قلب تون نباشه؛ و نیـاد. امیدوارم دیگه هیچ وقت اسم عزیـزی رو حک شده روی سنگ سرد نبینم و نبینید... :dadad4:
به نام او؛ همان که مـن را آفریـد
به من یاد بده تا به جای این که منتظر گرمای دستی باشم؛ خودم باعث گرم شدن دستانی شوم.
می دانم که دستانت پر از معجزه است؛ آرزویی کردم امشب؛ باور دارم که کوچک ترین معجزه ات؛ بزرگ ترین آرزوی من است؛ پس برآورده ام کن...!
نه عزیـزم؛ اینجـا نه. امشب دلـم بدجور گرفته... :dadad4:
یکی از بهترین دوستام رو چند سال پیش توی یه تصادف از دست دادم. این متنی رو هم که گذاشتم برگرفته از یه آهنگ بود که من و بچه ها به یادش این آهنگ رو با صداهای خودمون خوندیم.
امروز باید به یـادش و احتـرامش این رو می نوشتم که ببینه هنوز به یادش...
ساعت ها خوابیدن
نمیشه باور کرد
نمیشه بعد از اون؛ لحظه ها رو سَر کرد
می خونم تو گوشش؛ که عزیزم برگرد
قطره های اشکم؛ صورتش رو تَـر کرد
می گیرم دستاشو؛ دستایی که سرده
می خونم از چشماش نمی خواد برگرده
با چشای گریون می خونم لالایی
" تو زمینی نیستی؛ اهل اون بـالایی...! "
* * * * * *
و حالا 7...
بَختَک در افسانه ها و باور عامیانه ایرانی نام موجودی تخیلی است که شب ها قصد خفه کردن افراد در خواب را دارد. برخی منابع نیز بختک را با کابوس هم معنی دانسته اند. البته بختک با کابوس هم معنا نیست، بختک موجودی نامریی است که شب هنگام بر بدن انسان چیره میشود و تمام بدن را در اختیار گرفته و قفل...
ســـلام آسمون جـان
بعد از چند روز خوش اومدی.
ممنون برای خاطره ای که تعریف کردی. جالب بود و زیبـا... و این که کاملاً می تونم درک کنم که چقدر این دوستی ارزش داره، چون توی لحظه و البته حالت خاصی از زندگی رُخ داده که خیلی برای آدم ها مهم هست.
امیــدوارم همیشه هر دو سلامت و شاد باشیـد، و دوستی...
به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت تو می نگرد.
به دلی، دل بسپار که بسیار جای خالی برایت داشته باشد.
و دستی را بپذیر که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد باشد...!