هرموقع این مطلب رو میبینم یاد کار خودم میفتم
منم یه بار همچین بلایی سر یه جوجه آوردم
جوجه میخواست از تخم بیرون بیاد یه مقدارشو شکسته بود، منم که داشتم نگاهش می کردم دلم واسش سوخت
به نیت کمک تخمشو اونقد شکستم که بتونه راحت بیرون بیاد
زنده موند، ولی وقتی بزرگتر شد از بقیه آبجی داداشاش ضعیف تر بود...