نتایح جستجو

  1. م

    هدفت از زندگی کردن چیه ؟؟؟

    از خودم شرو می کنم .... صادقانه بگم واقعا نمی دونم چی از زندگیم می خوام ؟؟؟؟
  2. م

    هدفت از زندگی کردن چیه ؟؟؟

  3. م

    *پاتوق پسرا*

    کلا 20 سال جون شدم ... مخصوصا اون جمله آخر که در افق محو می شی ...
  4. م

    افطاری چی بپزم؟

    آقا درست کردن غذای سه سوته خوشمزه مقوی یادتون نره ....
  5. م

    *پاتوق پسرا*

    هههههههههههههههههههه با حال بود ...... - - - Updated - - - هههههههههههههههههههه با حال بود ......
  6. م

    داستانهای مرحله سوم

    ای ول چه جالب تمومش کردی .... آخر داستان رو عوض می کنیم .... :thumbsupsmileyanim:
  7. م

    داستانهای مرحله سوم

    ممنون داستان جالبی بود اما به نظرم اگه خودت اول شخص داستان می ذاشتی و صحبتت هات حول گفتگوی درونی می چرخید ، بهتر بود . :(40):
  8. م

    داستانهای مرحله سوم

    اینم هدیه من به تو برو بفروشش پلدارشو ....
  9. م

    مرســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ:ad54ad:ــــــــــــــــــــــــــــ...

    مرســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ:ad54ad:ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
  10. م

    داستانهای مرحله سوم

    واقعا ؟؟؟؟؟؟ مگه می دونید کدوم داستان مال کینه ؟؟؟؟؟؟
  11. م

    تا اونجایی که من می دونم بازار کاریش تدریس تو دانشگاههاست................. البته تو ایران بازم...

    تا اونجایی که من می دونم بازار کاریش تدریس تو دانشگاههاست................. البته تو ایران بازم تحقیق بنمایید
  12. م

    :thumbsupsmileyanim:

    :thumbsupsmileyanim:
  13. م

    داستانهای مرحله سوم

    اینم یه داستان دیگه ... تابلو گوشه انباری این پسره هم عقل تو کلش نیست . ببین چی کشیده ؟ نمی دونم چرا نمی خواد دست از این کاراش برداره ؟ آهای حسن این چیه کشیدی ؟ دیشب تا صب این چراغ کوفتی رو تو چشم ما روشن گذاشتی برای کشیدن این ؟ خدا وکیلی حیف عمرت نیست ؟ حیف جونیت نیست ؟ همه توی سن و سال تو...
  14. م

    پاشو نمازت رو بخون... قضا نشه یه وقت

    پاشو نمازت رو بخون قضا نشه یه وقت ................ کم کم داریم به ماه رمضون نزدیک میشیم ... نمی دونم چرا یه هو یاد روزه های کله گنجشکی افتادم ... نمی دونم چی شد دلم خواست این مطلب رو اینجا بذارم ... به هر حال اگه نمازتو نخوندی پاشو بخون ما رو هم دعا کن ... اگرم که خوندی بازم ما رو دعا کن ...
  15. م

    ممنون :auizz3ffy9vla57584x

    ممنون :auizz3ffy9vla57584x
  16. م

    داستانهای مرحله سوم

    ممنون که اینقد با دقت خوندید ... خخخخخخخخخخخخ خوب معلومه وقتی عجله ای داستان بنویسی همین جور میشه دیگه ... آره موافقم می شد قسمت حیوان ها رو کامل حذف کرد ... بیشتر شخصیتشون سیاه لشکر هستن و مهم نیست کی چی میگه ... مهم اینه که پری به یه دلیلی از خواب غفلت بیدار بشه ... آره موافقم 4 داستانک جدا...
  17. م

    داستانهای مرحله سوم

    اینم داستان من ... ببخشید دیر شد ... ..................................... آخرین تابلو اردک گفت : چرا نگهبان سیب ها اینقدر دیر کرده ؟ خرگوش گفت : نمی دونم ... وزق گفت : بهتره از پری مهربون بپرسیم . گرگ گفت : موافقم خرس گفت : هنوز کمی از شب مونده باید صبر کنیم جغد گفت : تا به حال چنین چیزی سابقه...
  18. م

    داستانهای مرحله سوم

    بخدا وقت نکردم ... ببینم این چن روزه که اومدم خونه وقت میشه بنویسم یا نه ... اما بدون شک تو مسابقه دیگه نمی تونم شرکت کنم ...
  19. م

    داستانهای مرحله سوم

    بچه ها خسته نباشید داستاناتون عالی بود و همون جور که انتظار داشتم در یک سطح بود ...
  20. م

    سلام حسان لطفا نظرتون رو نسبت به نوع برخوردی که بنده در بخش های مورد بحث داشتم رو به من به صورت...

    سلام حسان لطفا نظرتون رو نسبت به نوع برخوردی که بنده در بخش های مورد بحث داشتم رو به من به صورت خصوصی بگید ... اگر شما به عنوان مدیریت با سابقه تر از من بودید چکار می کردید ؟؟؟ آیا مدیریتم ضعیف بوده ؟
بالا