bioshimi@
پسندها
165

نوشته‌های نمایه آخرین فعالیت فرستادن‌ها درباره

  • مرسی سمانه :)))

    ما یه همسایه قدیمی داشتیم 3تا دختر داشت فقط. اولیش سمیه بود که همون بچگی من عروس شد، دومیش نجمه بود که تازگیا عروس شده، سومیش هم بازی روزای بچگی من بود، هنوز عروس نشده. یه دختر تپل و باحال، عین خودت. همیشه منو یاد اون میندازی، از دست بر قضا اونم خردادی بود :))
    کلن خردادیا همشون عشقن
    هم خودت خوشملی هم عکست خوشمله...اصلا کلا همه چیت خوشمله...دوستت هم خوشمله.خخخخخ
    پاچ چردن اثار جرم:25r30wi:تو اخری گفتم برم بیام برات تعریف میکنم
    ممنون

    این کفش دوزکه عجب جای گرم و نرمی داره....:riz304:
    فدات عزیزم......مرسی از مهربونیت گلم...:heart::thanks:
    سلام عزیزم سمانه ی گلم

    رفته بودم پی درس و دانشگاهم ...........

    الان پ خ رو خوندم شرمنده صندلی داغت نبودم:(

    همه چیز گاه اگر کمی تیره می نماید ...


    باز روشن می شود زود،


    تنها فراموش مکن این حقیقتی است:


    بارانی باید٬ تا که رنگین کمانی برآید

    و لیموهایی ترش ، تا که شربتی گوارا فراهم شود

    و گاه روزهایی در زحمت،

    تا که از ما، انسان هایی تواناتر بسازد؛

    خورشید دوباره خواهد درخشید، خیلی زود

    و تو خواهی دید ...




    من شکوفایی گلهای امیدم را در رویاها میبینم، و ندایی که به من می گوید :

    " گرچه شب تاریک است دل قوی دار سحر نزدیک است. "



    [img]
    اسمش چیه؟//////فک کنم منم خوندمممممممم....دختره دانشجو....اسم پسر مهر زاد...
    من زاکت میپوشم...الانم یک کت تنمه....از اون جوراب کلفت های روفرشی مانند هم پامه.....یک درجه دیگه سرد بشه من یخ میزنم...:bunnyearsmiley:
    سلام وارام دا...دیشب ایلدیرم شاخماخ میکرد ...اونجا چه خبر...بسی هوا سرد است؟
    سلام سمانه عزیز
    ممنون ب یادم بودی:rose:
    ممنونم سمانه مهربونم خیلی خیلی ممنونم بوس تف تفی
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
بالا