@... zahra
پسندها
101

نوشته‌های نمایه آخرین فعالیت فرستادن‌ها درباره

  • سلام خیلی ممنون همچنین:))
    بازم مرسی بابت گل ایشالا جبران کنیم دی:
    سلام زهرا خانم. سال نو رو تبریک میگم خدمتتون و مرسی از لطفتون.
    سلام زهرا جانم...سال نو تو هم مبارک باشه بابت تاخیر عذر میخوام مهربونم
    سلام زهرا جان . خیلی ممنون ...
    تو خوبی ؟؟
    اسمش رو که نمیشه گذاشت شعر . ولی گاهی دل نوشته هامو روی کاغذ پیاده می کنم ...
    اگه میخوای بخونیشون این آدرس وبلاگمه . تو موضوعات قسمت نوشته های خودم .

    taksetayesh.blogfa.com



    کاش دلیل اشک در چشمانم
    لرزش دستانم
    یه سرماخوردگی ساده بود...
    حـرف تــازه ای نـدارم …

    فقـط ....

    خـزان در راه اسـت …




    کلاه بگـذار ســر خـاطــراتی که یـخ زده اند ،

    شـاید یـادت بیـافتد جیب هـایت را وقتـی دست هـایم مهمـانشـان بـودنـد
    هر گاه که فکر میکنم برخاسته ام پایم به جایی میخورد و میافتم

    هر گاه که فکر میکنم که برخاستن کاری است بس دشوار

    بر میخیزم وبه راهم ادامه میدهم

    حالا بعد از یک بار دیگر به زمین خوردن برخاسته ام

    گرد و خاک را از لباسم پاک میکنم

    ساکم را بر میدارم و به راه می افتم

    این بار راهی را برمیگزینم که تو در مسیرش نباشی

    راهی که حتی جای پایت را باد جارو کرده باشد

    وبویت را باران شسته باشد

    دیگر وقتی که داری به زمین می خوری به من تکیه نخواهی داد

    اعتماد در رابطه با تو مفهوم خود

    را برای چندمین بار از دست داده است

    و جایش را به تردید داده است

    دهانت بوی دروغ میدهد

    می خواهم از تو متنفر باشم

    به همین سادگی



    تو حیاط دبیرستان یکی یقه پیرهنم رو گرفت

    فهمیده بود از خواهرش خوشم میاد
    بچه ها دور ما حلقه زده بودند و فریاد میکشیدند....قورتش بده....

    چون هیکلم بزرگ بود

    اون هی مشت میزد و من فقط دفاع میکردم
    باز اون مشت میزد و من فقط و فقط دفاع میکردم
    بالاخره یه خراش کوچیکی روی صورتم افتاد
    فرداش خواهرش به من گفت حداقل توام یه مشت میزدی
    روم نشد بهش بگم. . . آخه چشماش شبیه تو بود
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
بالا