@... zahra
پسندها
101

نوشته‌های نمایه آخرین فعالیت فرستادن‌ها درباره

  • گرگها را دوست دارم چون مرگ را می پذیرند اما گردن به قلاده نمی دهند..............................
    کاش فاصله ها سیاهی مداد بودند تا هنگام دلتنگی آنها را پاک میکردیم............
    این روز قشنگو بهت تبریک میگم بانو...........:ad54ad:
    مرسیییخیلی قشنگ بودددد
    کلی جوون شدممم
    دریا باش که اگر روزی کسی به طرفت سنگی پرتاب کرد سنگ غرق شود ولی تو متلاطم نشوی.......................
    سلام.
    تشکر.......دوستان زیادن، ولی بهتره بیشتر با کسانی باشی ک ارزشهای نزدیک تری دارید.
    صدایت نیست....تصویرت هم نیست.......اما مهرت آنتن می دهد اندازه ی آسمان....................
    آنقدر باورت دارم که اگر بگویی در کویر باران است......به حرمت صدایت خیس میشوم....................................
    پسری دختری را در خیابان دید و شیفته اش شدچند ساعتی با هم در خیابان قدم زدند...لحظه ای یک اتومبیل آخرین سیستم جلوی آنها ترمز کرد دختر به پسر گفت:خوش گذشت امامن همیشه نمی توانم پیاده راه بروم کاری نداری؟؟؟؟؟؟؟؟خداحافظ..........دختر نشست و راننده گفت خانم پیاده شوید من راننده ی این آقا هستم................
    همچون کشیدن کبریت در باد دیدنت دشوار است....من که به معجزه عشق ایمان دارم می کشم آخرین دانه ی کبریت را در باد.......هرچه باداباد...........................
    خدایا عاصی وخسته به درگاه تو رو کردم

    نماز عشق را آخر به خون دل وضوکردم

    دلم دیگر به جان آمد دراین شبهای تنهاییی

    بیا بشنو تو فریادی که پنهان درگلو کردم

    خدایا ...

    گرتودردعاشقی رامی چشیدی

    اگرچون من به مرگ آرزویت می رسیدی

    پشیمان میشدی ازاینکه عشقوآفریدی

    بگوهرگز سفرکردی؟

    سفربا سختی و خون جگر کردی؟

    کسی را بدرقه با چشم تر کردی؟

    برای قرص نانی صد خطرکردی؟

    نکردی....!!! بارالها !!!

    با کدامین تجربه برما نظرکردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
بالا