مهدیس
پسندها
4

نوشته‌های نمایه آخرین فعالیت فرستادن‌ها درباره

  • الهی بلا از دوست عطاست و از بلا نالیدن خطاست***الهی همه شادی ها بی یاد تو غرور و همه غمها با یاد تو سرور***الهی بنیاد توحید ما خراب و باغ امید ما بی آب مکن.
    :heart: سلام مهدیسم. خوبی؟ خیلی دوستت دارم دوست خوبم. ممنون از شعرای قشنگ دریاییت! آبی بودن دریا تقدیم تو
    چتر ها را باید بست

    زیر باران باید رفت

    فکر را خاطره را زیر باران باید برد

    با همه مردم شهر زیر باران باید رفت

    دوست را زیر باران باید دید

    عشق را زیر باران باید جست
    سپیده‌دم...
    به هزار زبان
    وَلْوَله بود.

    بیداری
    از افق به افق می‌گذشت
    و همچنان که آوازِ دوردستِ گردونه‌ی آفتاب
    نزدیک می‌شد
    وَلْوَله‌ی پراکنده
    شکل می‌گرفت
    تا یکپارچه
    به سرودی روشن بدل شود.

    پیش‌ْبازیان
    تسبیح‌گوی
    به مطلعِ آفتاب می‌رفتند
    و من
    خاموش و بی‌خویش
    با خلوتِ ایوانِ چوبین
    بیگانه می‌شدم.

    احمد شاملو...
    با آن نگاه روشن مواج ،

    دریا اگر سلام نگوید، نماندنیست !!!
    اندیشیدن...
    اندیشیدن
    در سکوت.

    آن که می‌اندیشد
    به‌ناچار دَم فرو می‌بندد

    اما آنگاه که زمانه
    زخم‌خورده و معصوم
    به شهادتش طلبد
    به هزار زبان سخن خواهد گفت.
    احمد شاملو..
    شعر با یک مصرع "

    گاه گاهی دل من میگیرد
    و همین لحظه دلم ابری شد
    شعر شادی گفتم
    دل من شاد شد و اشکهایم جاری
    شعر من کوتاه است
    شعر من یک مصرع
    " و خدایی که در این نزدیکی است "
    k1nd
    91/9/9
    زندگي در گرو يك حرف است
    باش تا آن جايي ، كه دلي تنگ به ديدار تو باشد
    اما.....................................
    ما نبوديم زماني و
    دل تنك كسي ...
    ياد ما بود ..!
    دريغا كه نبود ..!
    k1nd
    91/9/6
    دل نوشته از: navik
    کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود
    وای عزیزم خوش به حالت....

    امیدوارم هرجا که هستی همیشه شاد و موفق و سلامت باشی دوست خوب و مهربونم...:bunnyearsmiley:

    مهدیس جونم یادت نره دعام کنی...
    تا زمانی که میتوانید سخن بگویید،
    بگذارید کلامتان مهر آمیز باشد!
    تا زمانی که ذهنتان کار میکند،
    اندیشه های پاک و مقدس داشته باشید!
    پیش از آنکه دستهایتان از حرکت باز بماند،
    هر اندازه که میتوانید ببخشید!
    مرسی مهدیسم که به یادمی :riz304:

    راستی شمال درس می خونی یا جنوب؟
    یک بار برای دیدن دریا قدم به ساحل گذاشتی.... اما امواج دریا هزاران بار برای بوسیدن قدمگاهت تا روی ساحل پیش آمدند.
    دلم برایت تنگ میشه.......هزاران بار بر قدمگاهت بوسه میزنم.
    عقل می گوید بمان و عشق می گوید برو ؛ و این هر دو، عقل و عشق را، خداوند آفریده است تا وجود انسان در حیرت میان عقل و عشق معنا شود، اگرچه عقل نیز اگر پیوند خویش را با چشمه ی خورشید نَبُرد، عشق را در راهی که می رود، تصدیق خواهد کرد؛ آنجا دیگر میان عقل و عشق فاصله ای نیست.
    صبح شد و بانگ الرحیل برخاست و قافله عشق عازم سفر تاریخ شد.
    خدایا ، چگونه ممكن است كه تو این باب رحمت خاص را تنها بر آنان گشوده باشی كه در شب هشتم ذی الحجه سال شصتم هجری مخاطب امام بوده اند ،‌ و دیگران را از این دعوت محروم خواسته باشی ؟
    آنان را می گویم كه عرصه حیاتشان عصری دیگر از تاریخ كره ارض است .
    هیهات ما ذلك الظن بك ـ ما را از فضل تو گمان دیگری است .
    پس چه جای تردید؟ راهی كه آن قافله عشق پای در آن نهاد راه تاریخ است و آن بانگ الرحیل هر صبح در همه جا بر می خیزد.
    واگر نه ، این راحلان قافله عشق ، بعد از هزار و سیصد چهل و چند سال به كدام دعوت است كه لبیك گفته اند ؟
    الرحیل ! الرحیل !
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
بالا