Rainy Lady
New member
بچه ها بگین دیگه
روجو و دل آرام و آبتین و سعید و سهیل و راستی و الهه و آذین و شناختم
بقیرو بگین دیگ
روجو و دل آرام و آبتین و سعید و سهیل و راستی و الهه و آذین و شناختم
بقیرو بگین دیگ
بچه ها بگین دیگه
روجو و دل آرام و آبتین و سعید و سهیل و راستی و الهه و آذین و شناختم
بقیرو بگین دیگ
شناختی؟واقعا؟
ولی من نشناختم:smiliess (12):
مسخره میکنی؟
نه والا منم به جز سعید و روهو و سهیل کس دیگه ای رو نشناختم
ببین الهه اون خانومه بود که از اصفهان اومده بود .تیپ قهوه ای زده بود.موهاش یه ورکی بود
آذین اون خانومه بود که یکم تپل بود .با سعید رفتن که با نماینده ملایر صحبت کنن
دل آرامم یکم تپل بود مانتو مشکی داشت
سعید اون تی شرت سبزه
ببین الهه اون خانومه بود که از اصفهان اومده بود .تیپ قهوه ای زده بود.موهاش یه ورکی بود
آذین اون خانومه بود که یکم تپل بود .با سعید رفتن که با نماینده ملایر صحبت کنن
دل آرامم یکم تپل بود مانتو مشکی داشت
سعید اون تی شرت سبزه
من چادر سرم بود .کیفم و انداخته بودم روی چادرم
همون که داشتین جلوی مجلس راجع به نماینده ی زاهدان باش صحبت میکردین
یادتون اومد؟
روخو خیلی بلایی
اصلا رو نمیکرد...
یگانه اون خانم چادریه بود که بغل من بود
آقای خزایی هم اون آقاهه بود که هی میزگرد روان شناسی با حضور دو تن از رتبه های برتر ( من و یگانه :25r30wiتشکیل میداد و یه پیرهن مردونه صورتی رنگ اکر اشتباه نکنم پوشیده بود !
بردیا اونی بود که رو مقواها درصدهای کاهش رو مینوشت !
دیگه کس خاصی به نظرم نمیرسه
روخو رو هم که خودم شناسایی کردم ! ازش پرسیدم رشته شما چیه ؟ گفت ویروس شناسی ! گفتم پس این روجو چرا نیومددددددد !
گفت خودمم !:25r30wi:
راستی اون نامه که امضا کردیم چی شد ؟