بچه ها یه چیزی خیلی آزارم میده می خوام با شمام در میون بذارم. متاسفانه ما ایرانیا مدتی که ابراز احساساتمون مجازی شده، جا داره هر سال بجای مراسم عاشورا برای خودم عزاداری کنیم که با این سرعت داریم به سمت انحطاط میریم. مشکل اینه که همدل نیستیم. الانم اعتراضتون احساسیه. لایک کردن یه پیج یه معنی همدلی با اعضاش نیست. بشماریم تعداد لایک را 1900 نفر این پیج رو 190 نفر فیس بوک رو 19000 نفر اعتراض رو اما لایک کجا و عمل کجا. نمی دونم کی و کجا به یه شعور جمعی میرسم یا اصلا می رسیم یا نه؟ اما الان من این رو در 30 نفر هم در این سایت نمی بینم ( جسارتم رو ببخشید) اما همینم همیشه همین بودیم. تا کارد ظلم به استخونمون نرسه صدامون در نمیاد ( مثل کاوه ی آهنگر که 18 تا پسرشو سر بریدن و سر 19می صداش در اومد). کسانی که منو شخصا میشناسن می دونن همیشه تو سرم افکار بزرگی بوده. مثل داشتن یه صنف قوی واسه رشته هامون که بتونه حقمون رو به صورت سیستماتیک بگیره. اما همیشه آخر به اینجا میرسم. بغض می کنم میگم چه میشه کرد. هر روز انتظار یه روزی اون روز خوب باشه اما نیست. حقیقت اینه به اونجا نرسیدیم که یه درد مشترک یه فکر مشترک منجر به عمل بشه ( نه الزاما عمل جسورانه و متهورانه). سرتون رو درد نیارم شما امروز مسافرتین نمی تونین بیاید بعضا هم حق دارید اما نمی دونید در برابر هزینه ای که این ظلم به آیندتون تحمیل می کنه، تهران اومدن از تفریح زدن از همه چی زدن، صفرم نیست. من نمی خوام شعار بدم نمی خوام از بالا با کسی صحبت کنم اما حسم به این اعتراضا هم مثل حسای دیگه داره میشه که آخرش گفتم چه میشه کرد. خیلی متاسفم واسه آینده ای که به دست ما نوشته بشه واسه کشوری که ما جوناشیم ( قصدم توهین نیست خودمم جزو همین نا امید کنندگان تاریخم). دیگه نمی دونم که بازم منتظر اون اتفاق نیومده بشم یا منم مثل خیلیا دیگه دل ببرم.