دوستان عزیز ایمونولوژیست می بخشید که به بحثتون ورود می کنم.
حیف دیدم که نظر ندم.
قبلش بگم من خودمو در اون حدی نمی بینم که نصیحت کنم ولی این توصیه ی بنده ی حقیر رو به عنوان تجربه ی یه برادر دلسوز پذیرا باشید.
دیدم یکی از دوستان درباره ی تاپ بودن رشته ایمونو گفت و گفت "هیشکی نمیرسه به پامون"!! خواهر یا برادر عزیزم بیاید جوری صحبت کنیم که کسی که علاقش تو رشته ی دیگه ایه و یا سطح رشته ش از سطح رشته ایمنی پایین تره ، آزرده خاطر نشه و یا احساس حقارت بش دست نده.
میدونم که دوست عزیزمون از روی عمد اینجوری صحبت نمی کنه و به خاطر اون عشق و علاقه ایه که به این رشته داره این طور ابراز علاقه می کنه ولی بهتره که این طوری به دلیلی که گفتم ابراز علاقه نشه و یا اگر هم این طوری ابراز میشه طوری باشه که مزاح (مثل گذاشتن دو تا علامت تعجب و...) چاشنی اون ابراز علاقه باشه.
از طرفی هرچند بنده هم تار و پود وجودم با رشته ی مقدس و تاپ ایمونولوژی گره خورده و خودم رو دارم برای Ph.D ایمنی (چون مجاز نیستم ارشد پزشکیشو آزمون بدم به جرم این که رشته م پسوند دامپزشکی داره و...!!) آماده می کنم ولی با این وجود رشته ی ژنتیک رو در صدر رشته ها و تاپ ترین رشته می دونم (به دلایل متعدد مثل پایه بودن این رشته برای تمام رشته های علوم پایه مثل ایمونو) همونطور که خیلی از فرهیختگان و بزرگان مثل دکتر خ.ل..ی.ل..ی این باور رو دارن.
و اما دوست عزیز و گلم احسانی که تو نوشته هات پشتکار ، علاقه ی زیاد و انگیزه موج میزنه همین که وقت میذاری و اطلاعات و نظراتت رو در معرض نماش خیلیا که از این تاپیک بازدید می کنن میذازی خودش یه دنیا ارزش داره ولی من کاملا با نظرات نسترن خانم موافقم "همه چی به علاقه ختم نمیشه و..." و با دید باز به استقبال مسائل بریم. من هم مثل شما فکر می کردم اگه ان شا الله Ph.D ایمنی بگیرم سرم دعوائه برا کار (دقت کنید پی اچ دی نه کاردانی و کارشناسی و ...!) و التماس می کنن آقا بیا اینجا کار کن! (با در نظر داشتن خوره ی کارای تحقیقاتی و ... بودن!) ولی با راهنمایی ها و مشاورات اطرافیان و بالأخص استاد بزرگوار و فرهیخته ی میکروبیولوژیمون که رزیدنسی میکروبیولوژی داره و کلی سرد و گرم روزگار چشیده و تجربه ش از من و صدتا امثال من که تازه اول راهیم بالاتره ، لازم دیدم که تو نگرشم نسبت به آینده تجدید نظر و دیدمو بازتر کنم و فقط نیمه ی پر لیوان رو نبینم و هردو نیمه رو با هم ببینم.
از طرفی احسان جان ما هم درس کارورزی و ebay و... رو گذروندیم و میدونیم ولی اینا استثنائا بود نمیخوام به قول خودت دسپریتت کنم! الآن تو کشور ما چقدر بستر فراهمه برا کسی واقعا اهل علم و تحقیق باشه و بخوا پیشرفت کنه و مثل امید پیریار و... نوآوری در سطح کلان و خیلی بالا داشته باشه؟ نمی گم نیست ولی جوریه که آدم از داشتن اینجور ایده ها و کارآفرینی ها منصرف میشه!
حرفات کاملا درست. دکتر ایمونولوژیست بایدم انقدر حقوق بش بدن و حتی بیشتر ولی شما چندتا دانشگاه میشناسی که هیئت علمی بخواد؟!! الا این که تعدادشون انگشت شماره!
و اما دوستان دیگه اگه می بینید با مدرک غیر از ارشد و Ph.D کاری پیدا کردید (صرفنظر از حقوق) بدونید که این فرصت برای همه پیش نمیاد حتی اونی هم که واقعا کاری و درسخون باشه! همیشه هردو نیمه ی لیوان رو با هم ببینیم.
در پایان ما هم ناامید نیستیم و با عشق ایمونولوژی و درسای مرتبط با اونو می خونیم و امیدواریم در آینده وضعیت موجود خوب و بهتر و راه برای نوآوری و پیشرفت دانشجویان مستعد و سخت کوش هموار بشه.
والسلام.:rose:
خیـلی تیکه انداختیاااا!! ولی خوشم اومد :smiliess (3):
سلام
شما آقایی، خواهش می کنم. این بحثا خیلی چیزای پیش پا افتاده و تکراری ایه که اصلن نیازی نیست به بحث که منی بخوام کشش بدم که اشتباه هم کردم که بحث رو با نسترن خانم ادامه دادم و ازشون ازاین بابت معذرت میخوام.
ولی در جواب شما؛
همونطور که گفتین همه تعریفا و این کل کل ها بر میگرده به علاقه ما به رشتمون که واقعن این قابل ستایشه، اگرم گلاب جان چیزی میگن منظورش تحقیر رشته های دیگه نیست، اونطوری گفت که بچه ها از تو اون وضع بی امیدی بیان بیرون امیدوار بشن به رشتشون.
به جان همدیگه اصلن نمیخوام بحث کنم و خواهشن دیگه کشش ندین؛ همین دکتر خـلیلی که شما میفرمایین شغل الآنشون چیه؟ منبع درآمدشون از چیه؟ از همین مـوسسه و متعلقاتش، غیر از اینه!!؟ ایشون همینطور داره تو ایمنی میره جلو به خاطر علاقشون ولی منبع درآمدشون یه جای دیگست، چون همونطور که میگین بستر فراهم نیست واسه ایمونولوژی که دانشجو و یه دکتر ایمونولوژیست بخواد پیشرفت کنه. ولی من الآن نگاه می کنم میبینم درحال حاضر آقای دکتر خـلیلی وضع مالیشون خوبه، چرا؟ چون علاقه داشته به رشتش که ایمنی بوده و همین باعث شده رتبه های 1 کنکور رو به ترتیب کسب کنه و پیشرفت کنه، بعد بیاد کتاب I Q B ایمنی رو چاپ کنه و بعدش مـوسسه بزنه و همینطور پیشرفت کنه . . . این ایمنی خود به خود واسه دکتر پول ساخته. حالا درست هم نیست دکتر مملکت رو ببریم زیر ذره بین ولی حرف من همینه که وقتی تو هرچیزی علاقه باشه پولش خود به خود میاد.
در مورد ژنتیک؛ قبول، تاپ رشته هاست، ولی تا همین چندسال پیش تو دور نبود، این همه آزمایشگاه نبود، قبول کنید که من و شما هم نمیدونستیم اینقدر این رشته توسعه پیدا میکنه، اما پس اینم رو قبول کنید که الآن نمی دونید در آینده رشته ایمنی چقدر پیشرفت می کنه و به کجاها میرسه!! همه بچه ها که میان ایمنی به خاطر خود ایمنی میان چون علاقه دارن و انصافاً هم رشته باکلاسیه ولی هنوز مثل ژنتیک تاپ نشده و درآمدزا نیست ولی بدون شک درآینده میشه.
در دفاع از خودم هم بگم که من هرگز اینطوری فکر نمی کنم که دوسال دیگه PhD بگیرم سرم دعوائه واسه کار، اصلن، من فقط درسم رو دارم ادامه میدم چون علاقه دارم به ایمنی، همین. منبع درآمدم هم در آینده فقط مدرک دکترام نیست و صددرصد چیزای دیگه هم هست، فقط دیدم به آینده ام اینه که سالیان دیگه که تشکیل خانواده میدم بگن فلانی دکتره نگن فلان شغل داره، سرافرازی ای باشه هم واسه خودم هم خانوادم. اما نمیخوام نقض این کنم که در آینده رشتم پولساز نیست، بستگی داره که چطوری پیش برم.
تو بحث قبلی با نسترن خانم من اول اومدم طوماری بنویسم راجع به خودم که چیکارا کردم اما پاکش کردم ولی الآن 2تاش رو میگم. من 8 سال پیش دوم دبیرستان که بودم تابستونش رفتم داروخانه کارآموزی وایسادم کار. ویزیتورها که میومدن کم کم باهاشون آشنا شدم و خوشم اومد از کارشون، با کمک پدرم کار ازشون یاد گرفتم و الآن 5 ساله با داروخانه ها چند قلم داروهای خاص و کتاب و سی دی پزشکی درحد پاره وقت و سرگرمی کار می کنم و خرج خودم و دانشگاهمو میدم. من 14 سالم بود پدرم واسم کامپیوتر خرید، با Dial Up میرفتم تو اینترنت گشت و گذار تا الآن که چندین ساله از همین اینترنت چیزی یاد گرفتم بصورت پاره وقت کسب درآمد می کنم، حالا کارش رو کار ندارم چیه ولی علاقم به اینترنت و تکنولوژی باعث شد موقعیت شغلی بیافته جلو پام و منم با سعی و تلاشم ازش بهره بردم. یه پسری بوده صبح تا شب میرفته تو سایت های دانلود فیلم و سریال میگرفته، کاری که امروزه همه انجام میدن، یه روز یجا یه کارخانه میبینه تو ایتالیا که آگهی خرید دکمه در قابلمه زده بوده، جرقه ایجاد میشه تو ذهنش که دکمه در قابلمه از مغازه ها بخره و بفرسته اونور. الآن از طریق همین دکمه در قابلمه میلیونر شده و زده تو درآمدزایی از طریق صادرات و واردات. خیلی از همین بچه های اینجا هم هستند که آزمایشگاه میرن فقط واسه تفریح و علاقشون نه منبع درآمد، چون پولی نمیدن به آدم!
شما باتجربه تر از منی و اینا رو میدونی ولی منظور من اینه که آدم دنبال کارآفرینی هم نره، از رشتش هم نخواد پول در بیاره، فقط بره دنبال علاقش باور کنید وضعش خوب میشه.
در مورد کار PhD فرمودین، من از وضع دانشگاه های شهر شما خبر ندارم، ولی شهر و شهرستان های یزد رو در نظر میگیرم میبینم هیئت علمی میخوان، الآن هم نخوان چند سال آینده میخوان، دنبال یه فرد با پشت کار و کار درست خیلی میگردن. شاید این مسئله تو هر شهری فرق کنه اما اجاقش آنچنان که میگین هم کور نیست! دکتر میشناسم وقتی فوق لیسانس سلولی ملوکولی داشته تو دانشگاه آزاد یه شهرستان دورافتاده هیئت علمی بوده، بعد دکترا گرفته و کارش درسته بوده شده هیئت علمی دانشگاه سراسری. آدم همیشه از کم شروع میکنه تا به جایی میرسه. کاردرست هم به کسی میگن تو دوره تحصیلش 4تا مقاله بده، با 4تا استاد کاردرست معروف کار تحقیقاتی کرده باشه که اینم برمیگرده به عرضه هرکس، معدلش بالا باشه، پایان نامش خوب باشه، طرحش خوب باشه، وقتی هیئت علمی بشه اینطور نباشه که فقط بخوره بخوابه؛ سمینار برگزار کنه، همایش بذاره، کارگاه بذاره و بهرحال کاری کنه دانشگاهش پیشرفت کنه و غیره... اونوقت میتونه با سرمایه دانشگاه دوباره مقاله بده، کار تحقیقاتی بکنه و .... اگه ماها سعی کنیم اینطور آدمی بشیم چرا واسمون کار نباشه!!!
ولی در کل نتیجه گیری اینه که همونطور که همه میگن کار واسه رشته ما نیست، ولی دعا می کنم و امیدوارم هم هستم که در آینده یه PhD ایمونولوژیست بیکار و بی پول نمیمونه به شرطی اینکه تلاش کنه. تو این کشور و این زمونه هم آدمی موفقه یا مجرد بمونه و یا اگه ازدواج می کنه هم خودش چند شغله باشه هم زن یا همسرش.
من چند روزی بیشتر نیست که پای ثابت این انجمن شدم، یعنی بودم از قبل ولی زیاد با بچه ها نبودم. همیشه هم هرجا بحث میشه کوتاه میام، چون خودم رو در حد نظر و تز دادن نمیدونم و امیدوارم کسی از من به دل نگرفته باشه.
به سلامتی شما و نسترن خانم و همه ایمونولوژیست های آینده :riz304: