آیا برای تو پیش اومده؟

حسان

Well-known member
سلام...
تا حالا شده.. جایی حرفی یا کاری دلت بخواد بکنی اما نکرده باشی؟
چه کاری؟
چرا و به چه دلیلی؟
 

mohana

Well-known member
سلام
بله پیش اومده...زیاااااااااااااااد
برای اینکه میخوام راضی نگه دارم آدما رو...و یا اینکه ناراحت نشن...اخلاق خیلی بدیه میدونم...چون اینطوری برای اینکه بخوام رضایت همه رو در نظر بگیرم خیلی دچار استرس میشم....حتی خیلی اوقات غصه میخورم :(
 

شفق بانو

New member
سلام
بله فک کنم همیشه برای من همین بوده .
به همون دلایلی که مهنا جان اشاره کردن ،چون هیچ وقت دوست نداشتم دل کسی رو بشکونم شده بارها و بارها دل خودم بد جور شکستم .
اما دل مردم هرگز. بیشترصدمه اشو خودم دیدم.
نمیدونم شاید بخاطر احترامی که به طرفم داشتم و ارزشی که براش قائل بودم .
من این رفتار رو بیشتر نسبت به(مامان و بابام و داداشام )نشون میدم.... غرور داداشام برام خیلی باارزشه که خدای نا کرده .... همیشه تسلیممم.
 

mohana

Well-known member
سلام
بله فک کنم همیشه برای من همین بوده .
به همون دلایلی که مهنا جان اشاره کردن ،چون هیچ وقت دوست نداشتم دل کسی رو بشکونم شده بارها و بارها دل خودم بد جور شکستم .
اما دل مردم هرگز. بیشترصدمه اشو خودم دیدم.
نمیدونم شاید بخاطر احترامی که به طرفم داشتم و ارزشی که براش قائل بودم .
من این رفتار رو بیشتر نسبت به(مامان و بابام و داداشام )نشون میدم.... غرور داداشام برام خیلی باارزشه که خدای نا کرده .... همیشه تسلیممم.

البته من نسبت به همه اینطور نیستم هااا....اگه کسی باهام بد رفتار کرده باشه یا دلمو شکونده باشه دیگه سعی در راضی نگه داشتنش ندارم!نسبت بهش بی تفاوتم...
منظورم از همه، همه کسایی بود که برام باارزشن:a2d3:
 
آخرین ویرایش:

حسان

Well-known member
جالبه حتی این جا هم خیلی ها میخوان حرقیو بگن اما به یه لایک اکتقا میکنن و باز سکوت...
 

ROJO

New member
اولا : ایا برای شما پیش اومده نه تو!!!:smiliess (4):

دوما: یبار میخواستم ب یکی رو بندازم ک بره وساطت کنه برام ولی میدونستم در ازاش یه توقعاتی داره یه هفته صبر کردم هم کارم درست شد ک نیاز ب وساطت دیگه نداشتم هم اینکه ب کسی روو ننداختم
:riz277:
 

Hossein2468

New member
سلام بله پيش اومده
بيشتر به خاطر اين بوده كه سعي كردم طرف مقابلم ازم دلخور نشه و در نظر گرفتن بعضي ملاحظات
 

N@RVIN

Well-known member
بله ..همه ی زندگی من همینطوری گذشته تا حالا
یا همیشه لایک و پایه بودم یا اگه دیگه خیلی جونمو به لبم رسوندن حرفمو زدم اما بدتر بعد با کلی عذاب وجدان علی رغم ذیحق بودن خودم رفتم معذرت خواهی
نمیدونم چرا دیگران انقد برام مهمن متاسفانه..اما بدم نیس اگه میخوای خدا دوست داشته باشه بنده هاشو دوس داشته باش
اسم دیگر من کاسه ی داغتر از آش (دایه ی مهربونتر از مادر)هس به تائید هیئت داوران زندگیم
 

ketabsabz

Well-known member
بله برای منم شده حسان جان

یکی از دلایلش همینی که بچه ها گفتن راضی نگه داشتن دیگران یا ناراحت نکردنشون یا شرایط طوری بوده که نتونستم حرف خودمو بزنم
 

yara

New member
سلام حسان عزیز

بله خیلی پیش امده...به چند دلیل سکوت میکنم:
1. احترام به شخص مقابلم(بزرگترم باشه، و نخوام از دستم دلخور بشه):heart:
2.گاهی به خاطر قدرت و نفوذ شخص مقابل ساکت میشم دیگه(یه جایی نوشته جالبی خوندم : اگه من ساکتم دلیلش رضایت من نیست از کجا معلوم تو رییس نباشی!؟):33:
3.اگه طرف دوستم باشه واسه ناراحت نکردنش هیچی نمیگم....
:rose:
 

حسان

Well-known member
بچه ها اما به نظر من خیلی جاها ک سکوت میکنیم و چیزی نمیگیم برای اینه ک از قضاوت های اشتباه میترسیم... وگرنه اگه یه جایی حق با ماست گفتنش نباید ناراحتی ایجاد کنه.. ااما این ک طرف مخالفت ما رو از کارش مخالفت از خودش تلقی کنه ترجیح میدیم هیچی نگیم...در صورتی ک کار طرف رو ما نپسندیدیم اما خودش برامون قابل احترامه

ترس از این قضاوت های عجله ای به نظرم عامل اصلیه سکوتمونه

امضای دو تا از بچه ها خیلی برام جالب بود.. شفق و نایک
قضاوت نکنیم
 
آخرین ویرایش:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: mohana

21Tir

New member
مواردش زیاده ولی بیشترین دلیلش بخاطر پیشگیری از ایجاد جنجال بوده
 

mw.ashel

New member
تیـــغ روزگـــار....

شاهـرَگ " کلامَــم " راچـُـنان بریــــــده......

کـه سکوتَـــم " بَنــــــد " نـــــــمی آیـد .....!
 
بالا