اخرین باری که جلوی همه گریه کردی کی بود؟

obstetrician88

New member
یک ساعت پیش
به خاطر علاقه ای که باید ازش بگذرم چون مصلحت خدا در اینه و میدونم بهش نمیرسم.

همچین موقعی باز هم به تنهایی گریه میکنی نه جلو جمع...ولی کمطمینم آدمو خیلی گریه میکنه....من در همچین موردی خودم به نتهایی در حیات مینشستم و نگاه آسمون که میکردم اشک میریختم چون میدونستم خدا واقعا مصلحتی برام در نظر گرفته.....

امیدوارم که هرچه زودتر آرام شی..هرچند سخته

- - - Updated - - -

آخرین باری که جلو همه گریه کردم سال 89 روز فوت داداشم .....
جلو دوستام سال91موقع فارغ التحصیلی...
جلو خودم دیشب :65d6a5d6s::sad:
حس بعدشم قابل توصیف نیس فقط سردرد شدیدی داشتممممممم در هر3 حالت



خدا رحمتشون کنه
 

obstetrician88

New member
من آخرین باری که جلو جمع بزرگی گریه کردم:

10 اردیبهشت 92 بود که از دانشگاه آمدم خانه...با برادربزرگم....تا با هم آمدیم فقط میگفتیمو میخندیدیم....
وقتی آمدم خانه نهار خوردم رفتم یه کادو برای خواهر بزرگم بگیرم یعنی با کاغذ کادو بپیچونم...یه دفعه مامانم اومد نشست گفت چیزی میگم ناراحت نشیا....:
پسر عموت علی 15 روز پیش اومده بود شهری که تو درس میخونی با گروهشون که عقاب نام داشت کوهنوردی.....از کوه میفته و میارنش بیمارستانی که تو کارورزی ..دکتر میگه فلج شده بمیره بهتره......گفتم خوب چی شد(غلغله ای شروع شد تو دلم یه هو)گفت:عمرشو داد به بازماندگان
وقتی گفت نفسم دیگه بالا نمیومد و فقط گریه میکردم فقط و فقط خوراکم گریه شده بود.....خیلی بد...
همسرش دخترخاله من بود و بچهاشم نوجوان
بعد 15 روز من باید میفهمیدم اونم اتفاقی که تو شهری افتاده بود که من درس خونده بودم و همونجا کارورز بودم....ولی همه آنقدر محکم کار کرده بودن که من نفهمم

بعدا فهمیدم در کوه ایست قلبی miکرده بوده ...و روی دست 30 نفر به پایین کوه آورده بودنش...با افتخار...راهی که 2 ساعت و نیم پیموده بودن در عرض نیم ساعت یه عزیزو روی دست پایین میارن چون مثل برادرشون بوده...


روح همه کسانی که رفتن شاد باشه همه کوهنوردانی که جان باختند روحشان شاد باشه و بقای عمر عزیزانی باشه که باقی ماندند وقتی بعد 15 روز که فهمیده بودم سر قبر ایشان رفتم همه آرام بودن ولی در جمع به این بزرگی صدای گریه یه نفر میومد که براش تازگی داشت قضیه و اون من بودم....



این را به همه دوستان و بزرگواری که عزیزانشو از دست دادن بگم اول تسلیت و بعد


""""""""""""" ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
""""""""""""""""موجیم که آسودگیه ما عدم ماست
 

sara77

New member
فوت پسر عموم که 20 سالش بود و به طرز فجیهی از دنیا رفت اونم اینکه از سر برج20 طبقه سقوط کرد من تو خابگا بودم خبرشو که دادن جلوی همه ی بچه های خابگا گریه کردم
چون کسی قبلش اشکمو ندیده بود ینی من فقط تو خودم میریزم هیچ موقع حاضر نیستم جلو کسی گریه کنم بعد همه براشون عجیب بود
اون روز بدترین روز زندگیم بودددددددددد:smiliess (13):
 

MOHAMMAD.R

New member
خیلی وقته که جلو جمع گریه نکردم ولی شده که متوجه ی گریه کردنم شده باشن منم معمولا یه بهونه و دلیلی اوردم مثلا چشمام درد میکرده یا به خاطر بخار حمومه یا چیزای اینجوری دیگه!!!
شاید اخرین بار چند ماه پیش..
یه کم اروم شدم
 

sara77

New member
حددددددددددددیث ؟/:4d564ad6::4d564ad6:
نمیشد یه خبری از ما بگیری بی وفاااااااااااا دلمون بلات تنگیده بود
 
آخرین ویرایش:

sara77

New member
خیلی خوشحالم که برگشتی عجیجممممممممممممممم
به خاطر امتیازت مرسی
الان اشک شوق میریزیم خخخخخخخخ
:4d564ad6::4d564ad6:
 
آخرین ویرایش:

Artmis.a

New member

سلام دوست عزیز ، خوشحال شدم دوباره تو انجمن آمدی ،
بچه ها artmis-a برگشته

کووووووووووووووو
حدیث که خیلی بی وفس یه سر به ما نزد تو این چند وقت کجااا بوددددددددددددددددی

جاش خالی بود.خوش اومد:riz304:

حددددددددددددیث ؟/:4d564ad6::4d564ad6:
نمیشد یه خبری از ما بگیری بی وفاااااااااااا دلمون بلات تنگیده بود

سلام و تشکر
ببخشید که بهتون سر نزدم و رفتم کم سعادتی از من بوده.
امیدوارم همیشه موفق و شاد باشید.
شما خیلی به من لطف دارید و تشکر

برای احترام به استارتر بهتره به موضوع تاپیک برگردیم.

بازهم از تک تک شما تشکر میکنم.:riz304:
 

leylii

New member
برای فوت پدر بزرگم 1390 اردیبهشت ماه ..حس بده دلتنگی
 

خزر

New member
من تا حالا نشده جلو جمع گریه کنم

بیشتر تنهایی گریه میکنم

یا فقط جلو 1 نفر گریه میکنم
اخرین بار جلو دوستم گریه کردم
 

ketabsabz

Well-known member
جلو جمع معمولا گریه نمیکنم و یادم نمیاد کی بوده ،مگه اینکه دیگه شرایط خیلی احساسی باشه ،اما کلا زود گریم میگیره

ولی آخرین باری که تنها بودم و گریه کردم همین دیروز عصر بود به خاطر دعوا با یه دوست
 

bahramian0935

New member
فوت پسر عموم که 20 سالش بود و به طرز فجیهی از دنیا رفت اونم اینکه از سر برج20 طبقه سقوط کرد من تو خابگا بودم خبرشو که دادن جلوی همه ی بچه های خابگا گریه کردم
چون کسی قبلش اشکمو ندیده بود ینی من فقط تو خودم میریزم هیچ موقع حاضر نیستم جلو کسی گریه کنم بعد همه براشون عجیب بود
اون روز بدترین روز زندگیم بودددددددددد:smiliess (13):

خدایش رحمت کند.گریه انسان رو راحت میکنه خوشبحال کسی که واسه خدا گریه کنه
 

parnian24

New member
نمیدونم . فکر کنم بعد فیلم مادرانه بود !!! ( اونجا که اردلان گفت به دعای مادر نیاز دارم !!!)
بعدشم هیچ حس خاصی نداشتم . تعطیل !!

یه جا هم که مریم به باباش گفت بابا تا حالا دست رو بچت بلند کردی؟ایندفه بلند کن.اگه دلم رفت ...یه دفه بغض گلومو گرفت اشک تو چشام حلقه زد ولی خودمو کنترل کردم
 

sa@@ra

New member
سلام و تشکر
ببخشید که بهتون سر نزدم و رفتم کم سعادتی از من بوده.
امیدوارم همیشه موفق و شاد باشید.
شما خیلی به من لطف دارید و تشکر

برای احترام به استارتر بهتره به موضوع تاپیک برگردیم.

بازهم از تک تک شما تشکر میکنم.:riz304:

ارتمیس وووووای تو همون حدیثی ایا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟کم 1 سالی نبودم ببین اسمتم عوض شده هرچی دنبالت گشتم نبودی:smiliess (12):
 

diseases

Well-known member
تو جمع عمراً گریه کنم ... حقیقتش آخرین باری که گریه کردم هم یادم نمیاد ...

نمیدونم من سنگدلم یا همه مردها این شکلین ؟
 
بالا