یه خاطره از انجمن گفتگو علوم پزشکی بگو...

mahsa.

New member
من یه بار تو یه تاپیکی دعوا شده بود اومدم صلح دادم اون تاپیک الان به فنارفته
شمارمو به مهنا دادم بعد چن ماه قرار بود بیاد تبریز بریم همو ببینیم شمارمو خواست گفتم دادم بهت بعد گفت حذفش کردم یعنی لطف داشتین درحقم
مهنایی عاشقتم .:thanks:
 

AWWA

New member
منم از چند تا از خاطراتم قصد دارم رو نمایی کنم(دوتای اول)؛
1- اولین پستی که گذاشتم توی این انجمن، مربوط به یک هفته قبل از آزمون دکتری بود، یک سوال بود، فکر می کردم چون علوم پزشکی هست و بخش ژنتیک داره، سوال رو نذاشته جوابش رو گرفتم، الان نزدیک چندین ماهه (10 ماه گمونم)هنوز کسی جواب نداده!

.

میگم آقا مجتبی حتما تا حالا جواب سوالتونو گرفتین....جوابشو خودتون بنویسین تا اگه براکس دیگه ای پیش اومد همین مراحلو طی نکنه:p
 

mikhak s

New member
من الانم سوتی میدم .....
یبار یه بابایی بن شد من رفتم تو پروفش دیدم نوشته banمنم فکر کردم پروفایلشو رو من بسته ..........از میخک پرسیدم فلانی چرا تو پورفش این نوشته شده بعد تازه فهمیدم چه ای کیویی هستم من .


:25r30wi::25r30wi:

یادمه کیو میگی . انجمنو روانی کرده بود

:whistle:
 

sakar

New member
از وقتی اینجام هیچکی تا حالا بار اول نفهمیده دخترم همش بهم گفتن پسر بعد گفتم من پسرنیستم دخترم
سر همین موضوع یه بار با یکی از کاربرا(البته با هم خیلی بحث میکردیم چون سر هیچ موضوعی مث هم فک نمیکردیم و حرف همدیگرم قبول نمیکردیم) چقد دعوا کردیم :: بهم گفت میتونی اواتارتو یه خانم بذاری یا یه اسم بذاری همه بدونن خانمی
تا این اواخرم سایه همو با تیر میزدیم تا اینکه تو تاپیک ختم گروهی قرآن همدیگرو لایک کردیم

ساكار دختری :1dco2x0p1lilzhfpg1t:smiliess (15)::5::shocked:
دیگه واسم عادی شده
کم کم اینجا تغییر هویت ندم خوبه برای حفظ هویتم خیلی تلاش کردم
ینی بگو فقط یه نفر درست گفته ............. نبوده حتی یه نفر دریغ از یه نفر......... ارزو به دل موندم.......نزیدک 2 ساله........ دست رو دلم نذار که خونه
اونموقه که این اسمو انتخاب کردم چقد ذوق کردم که اصلا واسه انجمن تکراری نیست.....ذوقم کور شد...........
 

mohana

Well-known member
اولین کسی که تو انجمن بهش درخواست دوستی مهنا mohana بود نمی دونم چرا اما خیلی دوستش داشتم حس نزدیکی داشتم خیلی مهربونه

ممنووون مینا جونم دوست مهربون من:heart:

بیو جان منم اولیت درخاستمو واسه اون فرستادم
بعد ازم تشکر کرد
منم نمیدونسم باس برم صفحه ی اون جواب بدم

همون صفحه خودم جوابشو دادم


اکو عزیزم.........
اکو خواهرم بهم گفته بود رفتن انجمن به اکو سلام برسون:painting: میگه بگو از بعد ماه رمضون دیگه جدی جدی شروع میکنم:black_eyed:



من یه بار تو یه تاپیکی دعوا شده بود اومدم صلح دادم اون تاپیک الان به فنارفته
شمارمو به مهنا دادم بعد چن ماه قرار بود بیاد تبریز بریم همو ببینیم شمارمو خواست گفتم دادم بهت بعد گفت حذفش کردم یعنی لطف داشتین درحقم
مهنایی عاشقتم .:


مهسااااا خو من گفتم وقتی من شماره مو به مهسا ندادم پس خودم هم نباید شماره شو داشته باشم:dadad4:
 

حسان

Well-known member
بچه ها ممنون خاطرات دارین میگین الان دیگه!!!:black_eyed:

یادش بخیر قدیما یه شبایی با بچه ها شب خاطره داشتیم اصلا نمیفهمیدیم زمان کی میگذره
 

sakar

New member
حالا دنبال این ساکار خانم میگشتم نمیدونسم چه جوری پیداش کنم
چن بار اون چت باکس پیام میزاشتم میخام با ساکار صبت کنم
کسی جوابمو نمیداد
بعد خصوصی میدادم
اولین بار نتونسم بخونم چون (صرفا جهت اطلاع ) ندیده بودم
خلاصه هر تاپیکی میدیدم مینوشتم
میخام با ساکار صبت کنم
الهی من قلبونت بلمممممممم فلیبا جونممممم
حالا این تحفه چه گلی به سرت زد اینهمه زحمت کشیدی:black_eyed:
 

sakar

New member
ساکاری نشد باس بگـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی........
خجالت میکشمخودت وکیل باش از طرف من تا میتونی بهم بخند ولی تعریف نمیکنم خیلی بی ربط و ضایه بود
 

حسان

Well-known member
یه خاطره دیگه بگم...

یه تاپیک بود تبلیغات خلاقانه و متفاوت... من دیر در جریانش قرار گرفتم بچه ها هر شب ساعت ده میرفتن اونجا.. یه شب ما سرک کشیدیم تو اون تاپیک دیدیم چه جایه خوبیه .. با بیشتر بچه ها اون جا اشنا شدم...
اما خاطرش این جاست که سر اون تاپیک خیلی ضایع شدم :black_eyed:.. یعنی یه چیزایی حدس میزدم برا تبلیغات کاملا متفاوت :1dco2x0p1lilzhfpg1t....


به نظرم اون تاپیک یکی از خاطرات جالبه انجمه.... بالای 1000 صفحه است
 

mohana

Well-known member
میخوام یه اعترافی کنم...

من فکر کنم اوایل ترم 2 به یه دلیلی ثبت نام کردم اینجا... بعد خب دیگه نیومدم...تا اینکه چند ماه گذشت دنیال یه مطلبی میگشتم خیلی اتفاقی گذرم به اینجا خورد...
محیط آشنا به نظر اومد ولی نمیدونستم قبلا ثبت نام کردم:65d6a5d6s:
خلاصه اومدم ثبت نام کنم نوشتم mohana دیدم اسم تکراریه نمیشه برا همین یه عددی بهش اضافه کردمmohana28
ینی اینقد من حواسم جمعه ها:black_eyed:
هیچی دیگه سوالم و پرسیدم جوابمو هم گرفتم با همون یوزرچند روز اومدم سایت... کلا 4-5 تا پست داشتم الان دیدم 3 تاش تو گالری عکس علوم پزشکی بود خخخخخ
دوباره گذشت و گذشت
از اونجایی که تو انجمن دیگه هم همین اسمو دارمmohana
تابستون پارسال اومدم اینجا...میدونستم قبلا عضو شدم.....واای خدایا من نابغه ام:(40):
هیچی دیگه قسمت ورود نوشتم mohana پسوردمو هم وارد کردم بعد دیدم آواتارم فرق میکنه...
بعد از چند روز متوجه شدم چه خرابکاری کردم...

حالا چندماه پیش با اون یوزر اومدم ببینم چخبره...کلی پیام و اینا بود...دیگه الان از اون یکی مهنا خبری ندارم...باید به ادمین بگم بنش کنه...خودم همیشه مخالف مولتی یوزر بودنم اونوقت خخخخخ


فکر نمیکنم هیشکی مثه من سوتی داده باشه....شهامت و حال کردین؟:whistle:
 
آخرین ویرایش:

behnaz.h

New member
بچه ها پس چرا من از این سوتی ها ندادم چرا من خاطره ای ندارم؟ اصلا عاغا من بچه ی سرراهیم:1dco2x0p1lilzhfpg1t
 

mohana

Well-known member
نخندین هااا بهم:sad:...سوتی بزرگی بود ولی نمیگفتم تو دلم میموند:14:
 

حسان

Well-known member
یه خاطره دیگه...

این که اولا از انجمن اصلا خوشم نمیومد و خیلی کم میومدم انجمن ... یه روز همین جوری اومدم دیدم نفر دوم کنکور اون سال رشته ی ما عضو انجمنه... ایشون باعث شد من به انجمن متات بشم:black_eyed:

 

mj1919

New member
نخندین هااا بهم:sad:...سوتی بزرگی بود ولی نمیگفتم تو دلم میموند:14:

دیر گفتید!
من که خندیدم،

بازم میگن، ماهی رو هر وقت از آب بگیری، از آب گرفتی دیگه، کار خوبی کردی!

کمتر می خندیم.
 

حسان

Well-known member
نخندین هااا بهم...سوتی بزرگی بود ولی نمیگفتم تو دلم میموند:14:

مهنا به کسی نگی آ :whistle: منم اون اولا که هنو انجمن نبودو فقط سایت علوم پزشکی بود یه بار اومدم با نام کاربریم وارد شم ارور داد منم رفتم یه یوزر دیگه ساختم اسمشم خیلی باحال بود:black_eyed: .. اما ازش استفاده نکردم الان پسوردش یادم رفته...
ااون دوران هم خیلی خوب بود.. از کاربرای سال 88 شاشا بود .. بابا حمید بود... یوحنا بود.... اینا یادمن .. یادشون گرامی:rose:
 

mj1919

New member
خاطره دیگه ی بنده از رسومات عجیب انجمن بود!

یادمه برای اولین بار اینجا دیدم؛
1- وقتی کاربرا عکس آواتار شون رو عوض می کردند، به همدیگه تبریک می گفتند! قبلا من این اینجوری: :5: الانم اینجوری: :65d6a5d6s:
2- روی وال همدیگه پیام تبریک می ذاشتند، و مناسبتها رو تبریک می گفتند و متقابل بود ، اوایل اینجوری: :thanks: الان نم همونجوری!
3- عکس آواتار رابطه ی مستقیم با حالت، ذهنیت، تصور و.. کاربر داره!!!!
و..
.
.
 
بالا