BioScientist
New member
ما نقد عافیت به می ناب داده ایم
خار و خس وجود به سیلاب داده ایم
می خواهم از این پس همه از عشق بگویم
یک عمر، عبث داد زدم بر سر بیداد
ما نقد عافیت به می ناب داده ایم
خار و خس وجود به سیلاب داده ایم
در من غزلی دیگر دنبال تو میگردد
ای آن که تو را دیدن انگیزه ی گویاییست
راز من است غنچه ی لب های سرخ تو
راز مرا برای کسی باز گو مکن
من خود دلم از مهر تو لرزید مگرنه
تیرم به خطا میرود اما به هدر نه
نقش ما گو،ننگارند به دیباچه ی عقل
هر کجا نامه عشق است نشان من و توست
یاران چو گل به سایه ی سرو آرمیده اند
ما و هوای قامت با اعتدال تو
در چشم دیگران منشین در کنار من
ما را در این مقایسه بی آبرو مکن
یک نامه نوشتم به تو با این مضمون
من عاشقم و گواه آن این دل خون
تو ساده و بی تفاوت اما گفتی
از این که به من علاقه داری ممنون
نمیدونم ،از چندسال پیش حفظم،از تو هفته نامه سپید که مخصوص پزشکاس خوندم
وصف تو کار واژه های لال من نیست
این شعرهای عاشقانه مال من نیست
سهیل محمودی
مژده بده ، مژده بده یار پسندید مرا
سایه ی او گشتم و او برد به خورشید مرا