مشاعره

سیدعلی

New member
من از روئیدن خار سر دیوار دانستم

که ناکس کس نمی گردد به این بالا نشینی ها
 

dena

New member
آه از راه محبت که چه بی پایان است
با دو منزل که یکی وصل ویکی هجران است
 

bioelectric

Active member
برو ای فقیه دانا،به خدای بخش ما را
تو و زهد وپارسایی،من و عاشقی و مستی
 

Maryam.A

Well-known member
یا رب سببی ساز که یارم به سلامت
بازآید و برهاندم از بند ملامت
 

Maryam.A

Well-known member
دو دقیقه می ریم درس می خونیم اینجارو خالی نمی ذاریدا آورین
 

bioelectric

Active member
تو نه مثل آفتابی که حضور وغیب افتد
دگران روند وآیند وتو همچنان که هستی

سعدی
 

Maryam.A

Well-known member

یار من خسرو خوبان و لبش شیرین است
خبرش نیست که فرهاد وی این مسکین است
 

leylii

New member
تا کی می صبوح وشکر خواب بامداد
هشیار گر دهان که گذشت اختیار عمر
 

Maryam.A

Well-known member
دوست مشمار آن که در نعمت زند
لاف یاری و برادر خواندگی
دوست آن دانم که گیرد دست دوست
در پریشان حالی و درماندگی
 

leylii

New member
نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر
هر آنچه ناصح مشفق بگوید ت بپذیر
 

leylii

New member
میل رفتن مکن ای دوست دمی با ما باش
بر لب جوی طرب جوی و بکف ساغر گیر
 

bioelectric

Active member
روز هجران و شب فرقت یار آخر شد
زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد
 

leylii

New member
دور گردون گرد و روزی بر مراد ما نرفت
دائما یکسان نماند حال دوران غم مخور
 

bioelectric

Active member
دور گردون گرد و روزی بر مراد ما نرفت
دائما یکسان نماند حال دوران غم مخور

بازم که ررررررررررر
از کجا میارید این شعرا را .......
اما خیالی نیست

رهی ،تا وارهی از رنج هستی ،ترک هستی کن
که با این ناتوانیها به ترک جان توانایی
 
بالا