واقعا همینه راوی جان. پسر خاله من اسکیزوفرنی داشت و البته الان 2 ساله که دیگه با ما نیست و فوت کردن. ( خودکشی کردن) بعد از 4 الی 5 بار خودکشی ناموفق... اینو گفتم تا بگم پسر خاله من فوق العاده با سواد بود . شاعر بود. و شاهنامه و خیلییییییییی خیلییییییییی کتابهای دیگه رو از بر بود..
با اینکه مریض بود اما فوق العاده باهوش بود. دکترش از بین مریضاش لقب مریض جنتلمن رو بهش داده بود. من به چشم تو خونواده دیدم این موضوع رو و خیلییییییی خیلییییییییی وقته دیدم نسبت به بیماران روانی عوض شده .
این یه واقعیته که هنوز تو کشور ما به روانشناس به چشم یه ادم بیکار نگاه میکنن که تو واطاقش نشسته و 4 تا حرف تحویل مراجع میده و در اخر هم کلی پول میگیره... چه برسه به مریض روانی ...
من خیلی هارو دیدم که میگن رفتم پیش روانشناس کلی پول گرفت اما من هیچ تغییری تو زندگیم ایجاد نشد. خیلی ها هنوز نمیدونن که یه راونشناس معجزه نمیکنه و اون بیمار هست در اخر باید تصمیم نهایی و بگیره و بخواد که تغییر کنه..
متاسفانه تا وقتی مردم به اهمیت روانشناسی پی ببرن زمان میبره . هرچند باز هم خدارو شکر که نسبت به قبل در حال رشدیم..
دست کم باید120 صفحه بخونم.
اما برا اینکه از بحثا جانمونم از همین صفحه به شما می پیوندم.
آیناز جان متاسفم که این موضوع برا یکی از نزدیکان شما پیش اومده.امیدورم غم آخرتون باشه.
درمورد روانشناسا و دیدگاهشون باید خدمتتون عرض کنم اگرچه که تجربه به خود من ثابت کرده ما مردم عیب جو و ایراد گیری هستیم و بندرت اظهار خرسندی میکنیم اما از طرفی به قول قدیمیا تا نباشد چیزکی..........
من هم این تجربه رو داشتم.هر حرفه ای جیم زدنای خودشو داره و روانشناسی هم ازین قاعده مستثنا نیست.البته مسایل رو باید با دید باز و کلی تر دید.مثلآ وقتی درآمد پایین باشه وجدان کاری خودبخود پایین میاد و باقی ماجرا
این یکی از وظایف ماست که به قیمت تلخ تر شدن اوضاع خودمون خدمتی به جامعه روانشناسی کنیم که البته در درازمدت نتایج خوشایندی برای همه بخصوص ما بدنبال خواهد داشت