بچه ها من اعتراف ميكنم سر جلسه موقعي كه رسيدم به سوالاي زبان اشكم داشت درميومد ولي جلو خودمو گرفتم گفتم زشته بذار بعد كه رفتم خونه گريه هامو ميكنم.....خلاصه گذشت و رسيدم خونه از شانس بدم مهمون داشتيم و من بايد با يه لبخند تصنعي و اينكه امتحان بدي نبود وارد ميشدم.......خلاصه اينم گذشت ونشد گريه كنم.........حداقل خالي شم.........خلاصه شب شد رفتم خوابيدم يه خواباي وحشتناكي ديدممممممم:wacsmiley:........كه از صداي گريه خودم از خواب بيدار شدم.....و ديدم دارم گريه ميكنم:sdasdasd: