كي ميدونه . . . ؟

ZOT

New member
سلام بچه ها كي ميدونه واسه انتشار يه كتاب بايد چيكار كرد و به كجا مراجعه كرد ؟
اصلا روندش چطوريه؟
ميشه لطفا راهنمايي بفرماييد!؟
براي چاپ كتاب بايد اول كجا رفت !؟
 

mj1919

New member
سلام بچه ها كي ميدونه واسه انتشار يه كتاب بايد چيكار كرد و به كجا مراجعه كرد ؟
اصلا روندش چطوريه؟
ميشه لطفا راهنمايي بفرماييد!؟
براي چاپ كتاب بايد اول كجا رفت !؟

سلام
اگه استادی دارید که ازتون جمایت کنه،
و دانشگاهتون انتشارات فعال داره، می تونید با کمک استادتون توی انتشاارت دانشگاهتون وارد شید، کمکتون می کنند چاپ بشه (بعضی مواقع خودشون میدند/ بعضی مواقع نیاز به کمک مالی استاده داره)

اگه نه بایک ناشر بیرون، صحبت کنید، توی خیابون انقلاب، الا ما شا الله، انتشاراتیه!
 

ZOT

New member
ممنون دوستان عزیز
یعنی اگر سراغ انتشارت بری چی می خوان ؟
می خوام بدونم چقدر سرمایه می خواد ؟ یعنی خیلی سرمایه نیاز داره ؟
 

mj1919

New member
ممنون دوستان عزیز
یعنی اگر سراغ انتشارت بری چی می خوان ؟
می خوام بدونم چقدر سرمایه می خواد ؟ یعنی خیلی سرمایه نیاز داره ؟


دانشگاهها معمولا پول نمیگیرند،ناشر هم چرا، میگیره خوبشو میگیره،

بسته به اینکه چه کتابی می خواهید چاپ کنید در چند برگ و رنگی یا نه، هزینه ش فرق میکنه
 

ZOT

New member
دانشگاهها معمولا پول نمیگیرند،ناشر هم چرا، میگیره خوبشو میگیره،

بسته به اینکه چه کتابی می خواهید چاپ کنید در چند برگ و رنگی یا نه، هزینه ش فرق میکنه

اگر علمی نباشه که دانشگاه حمایت نمیکنه !
یعنی اصن ربطی به دانشگاه نداره ! شخصی!
 

mj1919

New member
خب همین دیگه ربطی به دانشگاه نداره واسه همین میپرسم ! البته شعر نیست!

شعر رو مثال عرض کردم،

اگه چاپ شدنش مهمه براتون، میشه با 500 تومن جمعش کرد،

اگه کتابتون بفروش باشه، همونم نمیخاد،

اگه نه بفروشه، و هم مهمه که در تیراژ بالا مثلا 1000 باشه، باید چند تومنی هزینه کنید
 

ZOT

New member
شعر رو مثال عرض کردم،

اگه چاپ شدنش مهمه براتون، میشه با 500 تومن جمعش کرد،

اگه کتابتون بفروش باشه، همونم نمیخاد،

اگه نه بفروشه، و هم مهمه که در تیراژ بالا مثلا 1000 باشه، باید چند تومنی هزینه کنید

ینی اگه فروش بره ناشر پول نمیگیره !
 

mj1919

New member
ینی اگه فروش بره ناشر پول نمیگیره !

ناشر سرمایه گزاره!
درهر صورت چه از شما و یا چه از خریدار کتاب پولشو میگیره!

مثلا میشگه من 1000 تا می زنم، شما باید 500 تاشو بخری!
و در سود فروش شریک بشید
اگه کتابتون 5000 تومن باشه ، باید 2500000 تومن باید خرج کنید،
همینحوری بیا تا پایین، توی تیراژ 500 تا و کمتر!

اگه کتاب علمی باشه یا کنکوری، ناشر ترغیب میشه که سرمایه گزاری کنه، و از شما پول نگیره، در عوض سوذ خودش بیشتر میشه



ممنونم آقا مجتبی به خاطر راهنمایی هاتون

خواهش میکنم
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: ZOT

mj1919

New member
به نقل از اینجا
مرجع کامل مراحل چاپ کتاب از تایپ تا چاپ

هفت خان رستم!

ببین دلاور، اول کتاب باید بره با کتابخانه ملی، در اونجا بهش شماره شابک میدن و ثبت میشه... و شما قلبتون پر از خوشحالی میشه... .... اول شاید بهت بگن که این کار یک هفته تا 10 روز بیشتر نیست... اما اگر شد یک ماه... برادر عزیزم مبادا از کوره در بری و حرفی بزنی بهشون که برات دردسر درست کنند!

اما این پایان ماجرا نیست دلاور... باید کتاب رو ببری اداره ارشاد که مجوز بهت بدهند... اونجا بستگی داره کتابت چی باشه برادر... و اونوقت با گوشت استخوانت معنی "آزادی بیان و عقیده" را می فهمی ... اگر خدای نکرده کتابت سیاسی یا تاریخی باشه.. ممکنه تا هفت ماه طول بکشه!! شایدم بیشتر!! و بعد هم بگن:برو عمو جون پی کارت! ما به این کتاب مجوز نمیدیم!! این کتاب برای نظام مضر است!!
حالا تو هی بگو حاجی رییس! من هشت ماه معطل موندم!! خودم برای این مملکت کلی کار کردم و.....خلاصه هی بگی:

محض رضای خدا
به من نگو بی وفا!!

میبینی که هیچ تاثیری نداره!اداره ارشاده دلاور! نه برگ چغندر! اصلا تقصیر ماست که این کتابتو نفرستادیم فلان سازمان امنیتی پدرتو در بیارن!! تا دیگه اینجا نیای پر رویی کنی!!تجاوز فرهنگی میکنی پدرسوخته؟!!!

و شما هاج و واج به خودت بد میگی که: عجب غلطی کردم کتاب چاپ کردم!! من که منظوری نداشتم!
البته اگر پارتی داشته باشی یک ماجرای دیگست!

خب برادر ، البته اگر کتابت مثلا آشپزی باشه از این خبرها نیست!


دلاور،ای کسی که هوس کردی پا به عرصه چاپ کتاب بذاری!!بدون و آگاه باش که ناشرین این مملکت، بر اساس گفته نویسندگان و منابع موثق خاک وطن، مشتی استعمارگرند!! ظالم و ستم پیشه!!

برادر! دلاور! اگر میگی من دروغ میگم، زنگ بزن بهشون بگو چند درصد میدن، میگن 7 درصد!!آره عزیزم

به این میگن عدالت!

دلاور باید اینو بدونی که یک نویسنده در ایران بیمه نداره وای یک کارگر بیمه داره!! و این یعنی ارزش برای قلم و اندیشه!!

خب دلاور الان مجوز گرفته شده و شما می خوای به ناشر شیطون بلا و ناقلا و کلاهبردار پول بدی....

دو راه وجود داره دلاور:

-چاپ دیجیتال :

این چاپ برای مستضعفین است!کیفیت پایین و سرعت بالا و تیراژ کم مثلا 200 عدد

-چاپ افست
این چاپ برای مستکبرین است!

تیراژ بالا و کیفیت بالا و قینت بیشتر و....

حالا سوال این است:

تیراژ کتاب چقدر باید باشد؟

ببین دلاور ! باید ببینی واقعا کتابت چقدر مخاطب داره و خواهان داره

همه که استاد دانشگاه نیستن که بتونن یک مزخرفی به نام کتاب بدن چاپ کنند و بعد داشنجوهای بدبخت را وادرا کنند که از اون کتاب بخرند! و جالب توجه اینکه ترجمه کتابشونو بدن به دانشجوهاشون و بعد به نام خدشون توی بازار بدهند!

آره برادر!

یک ناشر یکبار به من گفت بسیاری از کتابهای دانشگاهی مال اون کسانی نیست که اسمشون پشت جلده!! ولی خب
آونها با همین کارها میشن عضو هیات علمی و .....

بگذریم برادر!!

بدون و آگاه باش کهبعد از اینکه کتابت را تایپ کردی باید صحفه بندی بشه و فاصله خطها درست بشه!! تا آماده طبخ نهایی بشه!!

و خب اینها هزینه داره

در مور قرارداد با صنف ناشر باید بدونید که د و نوع قرار داد وجود دارد:

-قرارداد مستضعفین:

در این نوع قرارداد ناشر میاد کتابو میبینه و بعد اگر دید خوبه خودش سرمایه گذاری میکنه و به شما هم 7 در صد میده

-قرارداد سرمایه گذاری ار مولف:

مولف میاد و سرمایه گذاری میکنه و .....

حالا برادر عزیز، اگر بازم سوالی داری بگو...





دوست عزیزم، من این صحبتها را خودمانی مطرح کردم ولی این را بدون که پشتش تجربیات زیادی است
 

mj1919

New member
قرارداد!!!!!!!!!

و اما بعد، اینک در ادامه ماجرا به بحث ویژه قرارداد با ناشر می پردازیم

1-پخش و شبکه توزیع:

بدان و آگاه باش ای برادر دلیر که اگر خود روی به ارشاد و مجوز گیری و کتاب ثیت کنی و به چاپخانه دهی، باز هم مساله عمده ، پخش کتاب است

حکایت:
روزی روزگاری ، شخصی بود مقاله نویس، در یکی از مجلات معتبر ،یک لغتنامه تهیه کرد و خودش دنبال مجوز دوید و کتاب را با تیراژ چاپ کرد ولی نتوانست پخش کند!!

در نتیجه قطار قطار کتاب جلوی چشمش ماند!! از اینگونه نویسندگان بسیارند!!

پخش کتاب مساله مهمی است!!پس باید با ناشری قرارد بست که بتواند خوب پخش کند!!

2-با چه ناشری قرارداد ببندم؟

حکایت:

روزی روزگاری شخصی از روی اینترنت و در سایت ایستگاه ناشری را پیدا کرد،با شخصی به نام بهزاد که رییس آن انتشارات بود ،قرارداد بست....

بهزاد از خود تعریف بسیار کردی و مرتب گفتی " انتشارات ما" چنین است و چنان است و در چین و ما چین مطرح است و نرخهایس از همه جا ارزانتر است و....

اما جالب آن بود که دراین به اصطلاح انتشارات،هیچ کس کار نمی کرد جز همان برادر بهزاد !!ولی او مرتب می گفت :
انتشارات ما!!
از نظر فارسی، ما معمولا برای بیش از یک نفر به کار میرود.بهزاد جان، خود را استا دانشگاه معرفی میکرد و میگفت صبحهها کار دارد و نمی تواند جواب تلفن بدهد!!( عجب انتشارات معتبری!!) و اینها بعد از عقد قرارداد معلوم شد که این موجود بی وجود، چه جانور موذی بود!!

می خواست پول بگیرد، یک مشت کارهای مثل گرفتن مجوز انجام دهد، و بعد پخش را گردن نویسنده بدبخت بیندازد!!" بروید چند استاد دانشگاه پیدا کنید تا برای کتاب شما مشتری پیدا شود!!" تا آن موقع کتاب شما در انباری است!!

به هر حال!

ای دوست بدان و آگاه باش که ناشر معتبری که در صد کمتر دهد، به از ناشر غیر معتبری که کتاب راهی انبار کند

و اما بعد:

اندر حکایت چاپ: بدان و آگاه باش که ناشرین نرخی که میدهند برای چاپ ، از نرخ اصلیش گرانتر است بسی بسیار!!، و حال اینکه بتوانی ناشری را گیر باوری که حاضر شود چاپ در چاپخانه که تو بشناسی انجام شود و نرخ چاپ کمتر آید... که این البته از تصورات است و اینکه ممکن شود به دست خدا و همت توست!!

اینها که همه نبشتم ، رنجنامه یک نویینده و ما حصل کلاههایی که سرش رفته،........


در هر حال، در قضیه انتخاب ناشر، اگر ناشر معتبر باشد، بعدها خودت استفاده خواهی کرد. اگر کتاب توسط انتشارت ناقوس منتشر گردد ، شما روی همین می توانید تبلیغ کنید ، اما انتشارات "سکینه خانم کتاب چاپ کن" و همسر و یا انتشارات حسنک کجایی و یا انتشارات جیک جیک خانم شیطون بلا و قد قد خانم نا قلا و یا انتشارات بزبز قندی.... و ز این جور انتشارت ، بدان و آگاه باش اگر کتاب به دست اینان دادی و اینیان بعد در صحفه بندی کتاب ماندند و گفتند: اوا خاک عالم!! این کتاب تخصصی است خودوتن بیایید انتشارات درستش کنید صحفه آرایی را!!!

و اگر تو مثلا در جواب بگویی: خب شما که نمی تونستید می خواستید کار را قبول نکنید!!

آن منشی شیرین ادا، و آن ابلیس ننه گدا وآم منشی هفت رنگ آرایش کرده به سبک گودزیلا، که جلوی خودت چیزی میگوید و پشت سرت چیزی دیگر، گوید: باشه مشکلی نیست خودمون درستش میکنیم!!و البته در ته دل گوید: چنان کتابی برات چاپ کنم که......

، وقتی کتاب چاپ شد خواهی دید که فونتهای که خواستی این نیست و اصلا کتاب در هم و بر هم است پول را هم که قبلا داده ای و.....

هشدار:اگر سرمایه گذاری از خودت است به صورت سه مرحله ای پول بده، یعنی یک قسط قبل از چاپ و بقیه بعد از چاپ....

در هر حال ، این نبشته، یا رنجنامه یک مولف بود و یا رهگشای یک سائل، این بود که بود و هر چه می دانستم و در توان داشتم به یاد امد نوشتم،

از خواننده محترم التماس دعا دارم!!
 

mj1919

New member
چاپ و پخش!!!!!!!!!

ای عزیز!

بدان و آگاه باش که در این خان ، یعنی خان پخش، بسی ترفندها هست که باید نیک بدانی...

طرح جلد

ای عزیز!
بدان و ،آگاه باش که برای طرح روس جلد، عموما دو حالت کلی وجود دارد:

اگر ناشر شما یک ناشر معتبر است و کتابت در زمره یک سری از کتابهای یک ناشر است، مثلا سری آموزشهایicdl در اون صورت طرح جاد نیز به صورت یک شکل برای یک سری کتبها خواهد بود. مثل آموزشهایicdl مجتمع فنی تهران

و حالت دیگر آن است که یک انتشاراتی مانند انتشارات "زبل خان" و یا انتشارات شنگول و منگول و یا حبه انگور و از این دست، آنگاه باید کاملا آگاه باشی و بدانی که طرح جلد مناسب خیلی مهم است

چرا؟

ای برادر!آنگونه که خود نیک دانی، در این روزگاران دوشیزگان بی شوهر بالای 30 مدرک گرفته از دانشگاه آزاد و امثالهم،که به دنبال شوهر میگردند خود را بزک میکنند و عکسها در سایتها می نهند و در کمین شوهر هستند..

کتاب شما ، ازیرا که با یک نشار غیر معتبر چاپ شده نیز چنین است، پندار که در یک کتابفروشی بین آن همه ناشر معتبر و گردن کلفت، کتاب شما باید چگونه خود را نشان دهد؟آیا غیر از این است که باید طرح جلد آن طوری باشد که دیگران را چون دوشیزه ای که خواستگار را خام میکند بر خود جذب کند؟

این نکته از آن گفتم تا بدانی و عمل کنی....

دگر بار تاکید می کنم که ناشر در پیتی ماییه نکبت است و کاستی...حکایت:

شبی به بهزاد تلفن کردی و به او گفتی که برای طرح جلد ، کتابی را از روی اینترنیت انتخاب کردم، او گفت که با گرافیستی کار می کند که به اینترنت وصل نمی گردد از ترس ویروس!!( جل الخالق!)

بوی گفتی که ای بهزاد ! شماره این گرافیست را بده
گفت
نمی شود
گفتم ایمیل بده
گفت
نمی شود

این از نتایج نکبت بار کار با ناشر در پیتی است!

دیگر کارها برای فروش بهتر همانا ارتباط خوب با خوانندگان است، ایجاد وبلاگی و یا سایتی و ......

برای پخش فروش بهتر ، ارسال رایگان کتاب به کتابخانه ها و..... مفید است.

هان ای برادر! بدان و آگاه باش که مساله حقوق مولف، بسیار خطرناک است !! تا فرصتی دیگر و مجالی دیگر....
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Artmis.a

mj1919

New member
حقوق مولف!!!!!!!!!!!!!!

ای عزیز!



بدان و آگاه باش که از مهمترین خانها و مراحل، همانا مسئله حقوق مولفین و یا به قول فرنگیون، کپی رایت است

حکایت:

روزی از روزها داروغه ای نویسنده ای را احضار کرده، نویسنده به دادگاه رفته در آنجا عکاسی خشمگین دید.


عکاسی باشی، عکسی از کتاب به وی نشان دادی و گفتی این عکس را من برای اولین بار گرفته ام و این عکس مال من است و ثبت شده است و حقوق معنوی آن از آن من.....

داروغه حق به عکاس داد و رای بر منع پخش و فروش کتاب...

هر آنچه نوسنده التماس کرد اثر نبخشید و قاضی فرمود: ای پدرسوخته! مالکیت معنوی سرقت میکنی باید تعهد بدهی!! و خسارت بدهی!!و چنین کنی!!...و چنان کنی

آنگاه که کتابی چاپ شود همه هزینه ها شود و ممنوع چاپ گردد، همانا جنون به نویسنده دست نمی دهد؟!!

این حکایت از آن گفتم تا بدانی که مملکت آنقدرها خر تو خر نیست و مواظب اعمال خویش باشی...


نصیحت:

هرگز سعی کن در چاپ کتاب با کسی شریک نشوی و نویسندگی کتاب را خودت انجام بده


قدما گفته اند: اگر شریک خوب بود خدا برای خودش شریک میگرفت!!

ای برادر!اگر چنانچه خواستی چنین کنی دقیق مشخص کن که قسمتهای کتاب توسط که نوشته شده اند و فصلهای کتاب توسط چه کسی کار شده اند

اگر کتابی نبشتی مشتمل بر 500 صحفه با دیگری، و 300 تو نبشتی و 200 دیگری، و ناگهان کارتان به هم خورد پس از گرفتن مجوز مثلا به خاطر شرایط مالی...و اینکه حریف خواست زرنگی کند و....لعنه الله علی قوم الظالمین جمیعا...

آنگاه آگر به اداره ارشاد روی از برای کسب تکلیف، تو را خواهند گفت:

چون معلوم نیست و قابل اثبات نیست که این 300 صحفه را تو نبشتی، پس حق استفاده از آن را نداری!!

و اگر چنین کنی، و حریف از تو شکایت کند، به مجازات کیفری و جریمه محکوم می شوی،و مجازات ختنه به شکل سنتی در انظار عموم ملت ایران!! با ذغال داغ و تیغ سلمانی!!در میدان آزادی !!

زیرا که کتاب در این حالت مثل ملک مشاع است!!

در حکایت ضعف حقوقی و قوانین این ملک حرف بسیار است و لکن این تاپیک نه مجال آن است...


سیمرغ حکیم، همه خواستخ بود که این بحث در آخر ماه رمضان، با سه پاسخ تمام کند، اما از برای راهنمایی اکمل، رای بر آن گرفت که در روز عید فطر این پاسخ را هم اضافه کند،تا چه مقبول افتد.. ان شالله که مورد رضای حق تعالی، خالق کون و مکان باشد و گره گشای مخلوق .....ان شالله!

عید فطر را هم به همه هموطنان و جمیع مسلمین از طرف سیمرغ حکیم، تبریک عظیم، عرض می شود!اسعد الله ایامکم
 
بالا