تا حالا تجربه کردی؟؟؟؟؟؟؟

eco.bio

New member
آرتمیس عزیز ما باید توی همه مراحل زندکی همیشه شکرگذار نعمت های خدا باشیم. من یکی رو میشناسم که وقتی خبر خیلی بدی هم میشنوه همونجا سجده شکر رو جا میاره. وقتی منه مسلمان قبول کردم بندگی خدارو بکنم پس یعنی اینکه نباید مدام بگم چرا این شد چرا اون شد؟!!!! انسان وقتی عاشق میشه عاشق یه فرد دیگه حالا از خیلی از خطا های طرف مقابلش میگذره چرا؟ چون واقعا دوسش داره مگه غیر اینه! این یه مثال کوچیکی هس. وقتی عشق خدا رو تو دلت جا کردی پس باید همیشه بگی خدا جونم راضیم به رضای تو! حتی اگه رضای تو در این باشه که همه 60 سال یا 70 سال عمر من سراسر بدی باشه.:a2d3: خدا از پدر و مادر هم مهربانتره. چرا ایمه معصومین اون همه سختی کشیدن ولی نگفتن خدا چرا فقط بدی نصیب ما میشه! نمیخوام موعضه کنم ولی دوست خوبم رابطه ات رو با خدا قوی کن به جواب سوالاتت میرسی و الا اینجا ما هرچقد بحرفیم باز تو سرگردانتر خواهی شد. با تمام وجود صداش کن جواب خواهی شنید شک نکن:bunnyearsmiley:
 

varia

Well-known member
الفمو پس داد ... الفمو پس داد
bliss.gif


اراده طولی و عرضی میدونی چیه؟

با عرض پوزش: خواستم pcr رو راهنمايي كنم!!!
كلا رابطه صولي يعني آنچه در يك راستاي مستقيم با هم قرار دارند و منشا اصلي يك نقطه هست كه ادامه ي آن ساير نقاط و در ادامه يك خط را ميسازد.
حال اراده طولي يعني اراده هايي كه از يك نقطه منشا برخاسته و تداوم آن نقطه محسوب ميگردد.
در فلسفه اسلامي اين طور تعريف شده كه اراده انسان در طول اراده خداوند متعال قرار دارد يعني اراده انسان تداومي از اراده خداوند است به اين صورت كه خداوند چون اراده كرده انسان صاحب اراده شده و اگر اراده اي در اين جهت نميفرموده انسان صاحب اراده نميشد. كلا همه روابط پايه در عرض همديگر و در طول خداوند قرار ميگيرند.
 

Hossein2468

New member
اعتماد به خدا بهاى هر چیز گرانبها است و نردبانى به سوى هر بلندایى.
 

leyla-h

New member
سلام

تا حالا شده از خدا هم نا امید شده باشید؟

تا حالا از زمین و زمان نا امید شدین؟

شده تا حالا هر دری را زده باشید به روتون بسته بوده باشه؟؟؟؟؟

از همه ی آدمها فراری شده باشید؟

مطمئن باشید همه میخوان بهتون ضربه بزنن؟

شده همه ی کارهاتون گره خورده باشه؟

شده آرزوی مرگ کنید؟

شده خدارو صدا کنید ولی جواب نده؟

شده انقدر جواب خوبی هاتونو با بدی داده باشن که خوبی کردن و خوب بودن را فراموش کنید؟

چرا اینطوریه؟ چطور میشه خلاص شد؟

فقط خواهشن شعار ندید و سعی نکنید حرفای قشنگ بزنید اگه واقعاً تجربه داشتید تجربه های واقعی خودتونو بگید نه شعار و حرف.

با تشکر.



سلام، آره خیلی پیش اومده تو تنها کسی نیستی که اینجوری فکر میکنی من این موقعا فکر میکنیم فقط خودمم که این وضعیتو دارم این باعث میشه حالم بدتر بشه و زود از کوره دربرم . همش فکر میکنم خدا فقط منو اذیت میکنه..... این موقعا اینقدر گریه میکنم خالی که شدم و به خدا کلی غر زدم بعدش پشیمون میشم که الان خدا ازم چقدر بدش اومده و دور از جونت به غلط کردن میافتم براش نامه مینوسم و وضعیت روحیمو توضیح میدم اینحوری حالم یه کم بهتر میشه ولی اینم بگم که درس عبرت نمیشه و دوباره تکرار میکنم فکر کنم خدا از دستم عاصی شده باشه. برات دعا میکنم حالت بهتر شه
 

am-ml

New member
سلام

تا حالا شده از خدا هم نا امید شده باشید؟

تا حالا از زمین و زمان نا امید شدین؟

شده تا حالا هر دری را زده باشید به روتون بسته بوده باشه؟؟؟؟؟

از همه ی آدمها فراری شده باشید؟

مطمئن باشید همه میخوان بهتون ضربه بزنن؟

شده همه ی کارهاتون گره خورده باشه؟

شده آرزوی مرگ کنید؟

شده خدارو صدا کنید ولی جواب نده؟

شده انقدر جواب خوبی هاتونو با بدی داده باشن که خوبی کردن و خوب بودن را فراموش کنید؟

چرا اینطوریه؟ چطور میشه خلاص شد؟

فقط خواهشن شعار ندید و سعی نکنید حرفای قشنگ بزنید اگه واقعاً تجربه داشتید تجربه های واقعی خودتونو بگید نه شعار و حرف.

با تشکر.
همه این حسایی رو که گفتین نه با هم ولی چند تا با هم یا یکی یکی تجربه کردم ولی همیشه تنها چیزی که تونسته خلاصم کنه این بوده که از اون حس فرار کردم ،هر بار با وسیله های مختلف تو بعضی هاش باید دقیقا خودت رو بندازی توش ،چطوری بگم ،مثلا وقتی مردم جواب خوبی هام رو با بدی دادن ،مثل کسایی که لج کردن(با همون جدیت ) دوباره بهشون خوبی کردم،اولش داغون میشی چون از درون میسوزی ولی باید بروز هم ندی -مثل اونی که لج کرده-ولی کم کم شرایط عوض میشه...
اونایی رو که قرمز کردم ،به این شدتی که شما گفتین تجربه نکردم و اصولا هم قبول ندارم که کلی به این قضایا نگاه بشه، به نظر من(با توجه به تجربه های خفیف خودم) وقتی آدم اینطوری میشه(کلا خراب میبینه) که درون خودش یه چیزی ،خراب شده. یه چیزی که فقط همون جا باید درست بشه وگرنه آدما و حتی خدا (چون به ما اختیار داده) نمیتونه برامون کاری بکنه ولی اگه دستت رو به زانوت گرفتی ،دیگه خدا صبر نمیکنه ببینه دوباره میشینی یا پا میشی، بلندت میکنه...

من اینجور مواقع قرآن خیلی کمکم کرده ،البته اعتراف میکنم که خیلی چرخیدم دور خودم و دنبال یه راهی غیر از قرآن ... نمیدونم این چه مرضیه که اینجور وقتا فکر میکنم که راههای الهی طولانیه و یا من نمی تونم تا آخرش رو برم ،یا اینکه تو این راهها باید خیلی همه چی تموم باشی که من نیستم ... ولی خلاصه وقتی از همه نا امید شدم از سر ناچاری برگشتم ،به همون راه قرآن و همیشه خیلی خیلی سریعتر از اونی که فکرش رو می کردم (انگار گذاشتنت رو ریل) جواب گرفتم...
 

hana khanoom

New member
حنا خانم میدونی با حالیش به چیه؟با حالیش اونجاس که فرض کن، یکی از اعضای خانواده حدیث یه مریضی لا علاج داشته باشه...ای بخندیم...ای بخندیم:25r30wi: یعنی دیگه یه ذره امیدی هم که داشت حدیث به باد فنا رفته.:25r30wi:
نه....این حرفا چیه میزنی pcr زبونت ...... ای بی ادب....زبون خودتون لال...... این حرفا چیه ؟زبونتو گاز بگیر........
من گفتم فرض کنید...باشه معذرت میخوام...امیدوارم هر چه سریعتر خوب بشن ..و سریعتر به آغوش خانواده برگردن....نه ...نه ...اون فرض بود ......امیدوارم هیچ وقت مریضی لاعلاجی هیشکی رو نگیره...یا برعکس...هیشکی هیچ مریضی لاعلاجی نگیره.

pcrمن نگفتم یکی از اعضای خانواده خودم این مشکلو داره.فقط مثال زدم.اصلا از طرز حرف زدنتون خوشم نیومد.ولی این موضوعات اگه تو خونه هر شخصی باشه خنده نداارن.واقعا که!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
 

ninol

New member
حدیث عزیز اگه تمام اتفاقاتی که در طی زندگیت افتادرو به دو دسته تقسیم کنی خوب و بد و همشو روی کاغذ بنویسی میبینی که خدا خیلی جاها هواتو داشته حست کاملا برای من قابل درکه و به یاد داشته باش که این نیز بگذرد راستی من واقعا حواسم پرته ها جمله ای که قبلا تو امضات خوندم به خودت گفتم و واقعا یادم نبود کجا خوندم با عرض پوزش
 

Artmis.a

New member
حدیث عزیز اگه تمام اتفاقاتی که در طی زندگیت افتادرو به دو دسته تقسیم کنی خوب و بد و همشو روی کاغذ بنویسی میبینی که خدا خیلی جاها هواتو داشته حست کاملا برای من قابل درکه و به یاد داشته باش که این نیز بگذرد راستی من واقعا حواسم پرته ها جمله ای که قبلا تو امضات خوندم به خودت گفتم و واقعا یادم نبود کجا خوندم با عرض پوزش

از تک تک شما دوستان ممنونم که توی این بحث شرکت کردید.

همه ی شما درست میگید ولی خودمم از این وضع راضی نیستم انشاالله که همه چی درست بشه.

چرا؟؟؟؟؟؟؟ اتفاقا لازم داشتم که بهم یادآوری بشه.تشکر دوست عزیز.:auizz3ffy9vla57584x
 

PCR

New member
pcrمن نگفتم یکی از اعضای خانواده خودم این مشکلو داره.فقط مثال زدم.اصلا از طرز حرف زدنتون خوشم نیومد.ولی این موضوعات اگه تو خونه هر شخصی باشه خنده نداارن.واقعا که!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
حنا خانم منم نگفتم یکی از اعضای خانواده شما این مشکلو داره.فقط فرض کردم.اصلا مطلب رو درست متوجه نشدید.ولی این برداشتی که شما از حرف من کردید اشتباه بود.واقعا که!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
 

shayeste12

New member
سلام آرتميس جان
من كم كم داشتم يكم از حال وهواي سال 91 بيرون ميومدم كه باخوندن مطلب شما دوباره رفتم تواون حال اشكمو در آوردي:sadsmiley:
سال 91 بدترين سالي بودكه داشتم منم شايد ناشكري زيادي كردم ولي اينو خوب فهميدم كه تواون لحظات سخت مهربون تر از خدا نميشه پيداكرد
حالا فقط دعام اينه كه خدايا ازبدترازينا حفظمون كن
اميدوارم هرچي ازخدا مي خواي بهت بده:riz304:
 

mahnam

New member
واسه منم پیش اومده حدیث جون
وقتی مشکلی واسه آدم پیش میاد آدم فک می کنه تحملشو نداره، از توانش خارجه
اما بعد پشت سر گذاشتن اون مشکل میبینی هم تحملشو داشتی و هم چه قدر نسبت به گذشته صبر و توانت زیادتر شده
به الان خودت نگاه کن، مطمئنا قبلا مشکلاتی داشتی که از پسش بر اومدی پس از پس این یکی هم بر میای
اینا که میگم شعار نیست، تجربه ی خودمه
من سال 90 سخت ترین اتفاق زندگیم افتاد ، اتفاقی که زندگیمو دگرگون کرد! اون موقع فک می کردم امکان نداره مشکل یا اتفاقی تو زندگیم بیوفته که به این اندازه برام سخت باشه، اما سال 91 فهمیدم سخت تر از اونم وجود داره...
پس این اتفاقا تو زندگیه خیلیا وجود داره و ما باید باهاشون کنار بیایم...
چاره ی دیگه ای داریم؟؟ فک نکنم
 

najma

New member
سلام

تا حالا شده از خدا هم نا امید شده باشید؟

تا حالا از زمین و زمان نا امید شدین؟

شده تا حالا هر دری را زده باشید به روتون بسته بوده باشه؟؟؟؟؟

از همه ی آدمها فراری شده باشید؟

مطمئن باشید همه میخوان بهتون ضربه بزنن؟

شده همه ی کارهاتون گره خورده باشه؟

شده آرزوی مرگ کنید؟

شده خدارو صدا کنید ولی جواب نده؟

شده انقدر جواب خوبی هاتونو با بدی داده باشن که خوبی کردن و خوب بودن را فراموش کنید؟

چرا اینطوریه؟ چطور میشه خلاص شد؟

فقط خواهشن شعار ندید و سعی نکنید حرفای قشنگ بزنید اگه واقعاً تجربه داشتید تجربه های واقعی خودتونو بگید نه شعار و حرف.

با تشکر.


اره آرتمیس جون ، برای منم شده . منم همین سال 91 خیلی سال بدی برام بود . لحظه های تنهایی و ناامیدی و ترس واقعی و احساس اینکه هر لحظه زیر پات خالی میشه.
گاهی اوقات از خدا لجم میگرفت !! انقدر که باهاش قهر میشدم ولی بعدش یادم میافتاد این خدا تنها گوش شنوای منه .
میدونی دیگه ! داستان حکمت و ... این که تا هر چی میشه همه میگن حتما حکمت بوده . من نمیتونم بپذیرم بی عدالتی ، ظلم ها و دل شکستن ها حکمت خداست !
آرتمیس جان این سختی ها رو بر گردوندن خدا نیست این دعوت خداست ، این بنده هاشن که دارن توی زمینش جولان میدن و ظلم میکنن ... خدا هم صبر میکنه و صبر ...
معمولا پشت این صبر یه صدا هست که میگه . دیدی که کسی جز من نداری ... دیدی که باید بیای طرف خودم ...
من خودم امسال زیاد با خدا قهر کردم ، ولی بعدش یادم افتاد خدا تنها داراییمه .
منم نا امید شدم ، از زمین و زمان ولی باز با خودم میگم بزار یه بار دیگه بلند بشم و شروع کنم .
نمیدونم آخرش چی میشه ولی حس میکنم توی تموم این سختی ها خیلی خیلی درس بود . درسایی که خیلیا بلد نیستن و فقط شعارش رو میدن .
 

Artmis.a

New member
درسته مهنام جان همینطوره تشکر از اینکه توی بحث شرکت کردی و وقت گذاشتی.:sarma:
 

Artmis.a

New member
اره آرتمیس جون ، برای منم شده . منم همین سال 91 خیلی سال بدی برام بود . لحظه های تنهایی و ناامیدی و ترس واقعی و احساس اینکه هر لحظه زیر پات خالی میشه.
گاهی اوقات از خدا لجم میگرفت !! انقدر که باهاش قهر میشدم ولی بعدش یادم میافتاد این خدا تنها گوش شنوای منه .
میدونی دیگه ! داستان حکمت و ... این که تا هر چی میشه همه میگن حتما حکمت بوده . من نمیتونم بپذیرم بی عدالتی ، ظلم ها و دل شکستن ها حکمت خداست !
آرتمیس جان این سختی ها رو بر گردوندن خدا نیست این دعوت خداست ، این بنده هاشن که دارن توی زمینش جولان میدن و ظلم میکنن ... خدا هم صبر میکنه و صبر ...
معمولا پشت این صبر یه صدا هست که میگه . دیدی که کسی جز من نداری ... دیدی که باید بیای طرف خودم ...
من خودم امسال زیاد با خدا قهر کردم ، ولی بعدش یادم افتاد خدا تنها داراییمه .
منم نا امید شدم ، از زمین و زمان ولی باز با خودم میگم بزار یه بار دیگه بلند بشم و شروع کنم .
نمیدونم آخرش چی میشه ولی حس میکنم توی تموم این سختی ها خیلی خیلی درس بود . درسایی که خیلیا بلد نیستن و فقط شعارش رو میدن .

با تمام جمله هات موافقم نجما جان و منم سال 90 و 91 واقعا برام سخت بوده و تجربشون کردم. انشاالله که امسال برای همه و من سال خوبی بشه.تشکر.:sarma:
 

Taraa

Well-known member
آره میدونم ..چه ارتباطی با این موضو داره.

باید خیلی توضیح بدم ... پیشاپیش از این بابت از همه عذر میخوام

ولی لطفا با حوصله بخونید و روش فکر کنید

البته از همین الان اینو هم اعلام کنم که اینا همه تفکرات خودمه (بطور اختصاصی برای pcr: از اونجایی که داری فکر میکنی نیومده)
 

Taraa

Well-known member
یه گیم (بازی کامپیوتری) رو تصور کنید.
توی هر گیم یه محیط مجازی وجود داره که بوسیله خالق و برنامه ریز بازی بوجود اومده، و یه سری افراد مجازی هم توش جایگذاری شدن. مغز و مرکز تفکر این افراد مجازی، من و شمایی هستیم که اون بازی رو انجام میدیم. یعنی اینکه با فکرمون، اختیارمون و انتخابهامون، به این افراد مجازی جون میدیم (فیلم آواتار رو که دیدید؟)
قانونگذاری هر بازی فقط به عهده همون خالق بازی هست که ماجراهای این محیط رو طراحی کرده (*)

اختیار ما توی این گیم فقط در این حد هست که با استفاده از ابزارایی که در اختیارمون قرار گرفته (ینی افراد و اجسام مجازی) و توی چارچوب قوانین تعریف شده برای محیط گیم، مرحله ها رو پشت سر بذاریم، ارتقاء پیدا کنیم، با این پیروزی ها خودمون و استعداد و تواناییامون رو محک بزنیم و اونا رو به خودمون و دیگران اثبات کنیم.

این دنیا هم مث یه گیم هست .. منتها پیشرفته تر.

(برنامه نویس، طراح و خالق بازی = خدا
محیط بازی = دنیا
گیمرها = روح انسان
افراد مجازی = جسم انسان
قوانین بازی = سنت های الهی (که یکیشو توی پستای قبلی اسم بردم : استدراج)
)

این بازی پیشرفته تره به این دلیل (این فقط یکی از دلایلشه) که توی دنیای واقعی روح و جسم با هم شدیداً امتزاج دارن. مثلا شخصی که از نظر جسمی لذتی رو درک میکنه، روحش هم اون لذتو دریافت میکنه و برعکس. ولی توی گیم، این آمیختگی وجود نداره و لذات اون محیط برای شخص متفکر بصورت خیلی محدود قابل درکه
خدا قوانین بازی این دنیا رو به ما اعلام کرده. مثلا یکی از قوانین کلی که توی سوره بقره اعلام شده اینه که :
اگر به غیب ایمان بیارید، نماز بخونید، انفاق کنید، آنچه بر پیامبر آخرین و پیامبران قبل از اون نازل شده بپذیرید، و به آخرت ایمان داشته باشید
>>>> مورد هدایت پروردگار قرار میگیرید و رستگار میشید
واگر کافر بشید به این چیزایی که گفتم ، ینی وجودشون رو انکار کنید
>>>>دچار گمراهی و ضلالت میشید (ضلالت و گمراهی ینی همون کور و کر شدن و بسته شدن درهای قلب)
این قانون رو خدا گذاشته و غیر از این دو راه، راه دیگه ای قرار نداده و ما انتخاب سومی نمیتونیم داشته باشیم (اینجاست که میگن ولایمکن الفرار من حکومتک). حالا فرض کنیم یه نفر راه دوم ینی کفر رو انتخاب میکنه، این شخص طبیعتا طبق قانون دچار ضلالت (از دست دادن بینایی، شنوایی، و درک قلبی) میشه. در واقع این شخص با دو اراده صاحب این ویژگی ها شده . یکی به اراده اولیه خدا، و بعد از اون به اراده ثانویه خودش. پس اینکه خدا گفته ما آنها را کور و کر و اینا کردیم کاملا صحیحه . ولی اونجوری که شما تفسیر کردید نیست که خود طرف بی اختیار و بدون اراده به این بدبختی گرفتار شده باشه ... این ینی اراده انسان در طول اراده خداونده.


* اینجاس که تقدیر معنی میشه
 
آخرین ویرایش:

zErOOn3

Well-known member
سلام

تا حالا شده از خدا هم نا امید شده باشید؟

تا حالا از زمین و زمان نا امید شدین؟

شده تا حالا هر دری را زده باشید به روتون بسته بوده باشه؟؟؟؟؟

از همه ی آدمها فراری شده باشید؟

مطمئن باشید همه میخوان بهتون ضربه بزنن؟

شده همه ی کارهاتون گره خورده باشه؟

شده آرزوی مرگ کنید؟

شده خدارو صدا کنید ولی جواب نده؟

شده انقدر جواب خوبی هاتونو با بدی داده باشن که خوبی کردن و خوب بودن را فراموش کنید؟


چرا اینطوریه؟ چطور میشه خلاص شد؟

فقط خواهشن شعار ندید و سعی نکنید حرفای قشنگ بزنید اگه واقعاً تجربه داشتید تجربه های واقعی خودتونو بگید نه شعار و حرف.

با تشکر.

سلام ...




به جــز رنگیــا آره ...


گذشت دیگه ...

آجـی هنوزم ؟؟؟ !!!!!!!!!

(پاک شد)

بخنـــدین تــا بخندیــم ...

تنهـــا نباشیـــن ... ( این نسخه روببریــن داروخونه )

الباقــی پاک شــد ... (ببخشیــن)
 
آخرین ویرایش:
بالا