♥ ♥ ♥ ♥ دوســـتــــــی به قـــصــد ازدواجـــ ـ ـ ـ ـ ـ ؟! ♥ ♥ ♥

behnaz.h

New member
سلام دوستان
مرسی تاپیک فوق العاده مهم / نظرات دوستان رو خوندم . لایک نگرفت .
دکتر :riz304:

ممنون میشم این سوال رو جواب بدین
بحث اعتماد پیش میات / چطور اعتماد میکنید چه دختر خانم چه اقا پسر این دوستی به قصد ازدواج ؟
اومدن من به این تاپیک دلیل بر قبول یا رد کردن این نوع دوستی ها نیست ..:smilies:
خب عزیزم مگه قراره چیکار کنیم که اعتماد انقدر مهمه؟ شما به عقل خودت اعتماد میکنی میدونی که کاری نمیکنی که بعدا پشیمون بشی وقتی دیدین طرف واقعا سرش به تنش میارزه و واقعا قصد ازدواج داره بهش شانس آشنایی رو میدین و اتفاقا همینجاست که میفهمین طرف قابل اعتماد هست یا چه تیپ ادمیه؟ چون محاله که آدم تو وهله اول به کسی اعتماد داشته باشه اعتماد چیزیه که به مرور زمان باید بدست بیاد
 

melinaa

New member
بچه ها میگم که چشمو گوشتونو باز کنین...یعنی خوب نگاه کنین...خصوصا دخترا...که حساس ترن..احساس هر آدمی چه دخترش چه پسرش انقدری لطیف هست که دست هر هرزه ای که گرفتار شد بعدش دیگه لطمه های جبران ناپذیری دنبالش دشته باشه...خدا به دخترا عقل داده.درسته..اما بعضی وقتها این احساسه که غلبه میکنه بر روی اون عقلش...ما داریم پسرهایی که حتی از دخترها حساس تره دلشون..خب معلومه که دخترای گرگ صفت هم زیادن و دلشونو به بازی میگیرن...
نمونش همکلاسیه من...بخدا پسره انقد سربه زیر بود بقران اصلا نمیتونم بگم ترم اول چقدر خوب بود..همه حرف اوون پسرو میزدن..که خدایا خوشبحال زنش..چقد پسر خوب و پاک و سربه زیریه..چقد اخه محجوبه...
شد ترم 3...خب اونم دل داره...هم عقل...اما خیلی وقتا متاسفانه خیلی وقتا...تو ما جوونا این عقله که غلبه میکنه رو احساسمون...
بعدش 1 دختری بود که اونم همکلاسیم بود..اولش رفت هی دوروبرش..رفت هی خودشو نشون بده..ما گفتیم نه بابا اون پسر خیلی خوبه..هیچیش نمیشه..تازه دختره نه خوشگل بود ن چیزی...بعدش دختره بهش شماره داد...بعدش همیجوری رفت جلو...تا اینکه پسره رو به خودش وابسته کرد...الانم خودم کامل خبر دارم که حتی خونه مجردیشم میره...
و همه جا خودم با جفت چشای خودم دیدمشون...یبار به دختره گفتم چرا اینجوری میکنی گناه داره..توکه اونو نمیخوای..چرا عذابش میدی...
فقط جوابش این بود که اون عقل داشت میتونست قبول نکنه...من فقط استفادمو از اون میکنم...
دیگه حالا کلی پول میکشید ازش...پسره بدبخت پول تو جیبشم داشت میداد به اون..
بچه ها الانم که درسمون تموم شده جوری دختره عین آشغال ولش کرده..که اون پسره تا اخر عمرش اون لطمه ای که خورد تو دلش هست...بلاخره این دوستی ها این چیزارو هم داره...اما اگه پسره از همون اول یا اگر میخواست باهاش ازدواج کنه انقدر خودشو میتونست سبک و اشغال نکنه و به خانوادش بگه تا بیان خاستگاریه دختره..اونجا که بعدش دختره قبول نمیکردو پسره میتونس بفهمه ک اون دختر چقد عوضیه وانقدر هم لطمه نمیخورد...انقد از این جریانات دیدم که....
 
آخرین ویرایش:

melinaa

New member
درسته که دختر و یاحتی پسر باید ذهن آزادی داشته باشه..خودش تصمیم گیری کنه..خودش ایندشو بسازه اما دوستی عزیزم همین آزادی هم یک حدی داره..یک حسابی داره...
بخدا همسایه ما همین آزادی رو داشت..دختره تا یک حدی ببخشیدا...ول بود که با دوس پسراش هرجا میرفتو وبعدش به خود من میگفت تو املی..هر چی بهش گفتم ندا جان درستو بخون..همین برات میمونه..تو فعلا 3 دبیرستانی...گفت تو برو بخون ببینم به کجا میرسی...
با یک پسری اشنا شد که وحشتناک پولدار ..اما چون معتاد بود این پوله پوشش داده بور رو اعتیادش...
از قیافش میبارید که معتاده..تا اینکه میدیدم هنوز هیچی نشده تو خیابون دستشم میگیره..و بمن میگف ما داریم باهم آشنا میشیم.. و مادرشم اتفاقا خبر داشتو وباورتون میشه مادرش بi خود من مگیفت حتی به مادرم میگفت دخترتو یذره ازاد بذار بفهمه دورو برش چخبره..دنیا بیاد دستش..اما انقدر فکرشون محدود بود که نمیتوس درک کنه من حتی حجابمم از طرف خانوادم نیس..منم یک دختر مانتویی هستم که ب اندازه خودم به خودم میرسم نه برای خودنمایی و نشون دادن زیبایی هام به مردای غریبه..
تا اینکه دیدم مامانش فهمیده اون پسره معتاده...پسره بعد از استفادش اون دختره رو ولش کرد..تا اینکه دیدم فوری دارن چند روز بعد میدنش به یکی دیگه..انگار یجورایی هولشون بود...دیدم همون دوست اون پسره معتاده داره این دختره رو میگیره..بچه ها بخدا دختره بحدی زیابس که دهن همه باز میمونه اماحیف...
میگف دختره که من عاشق این پسره ام نه معتاده که باهاش بود..
اخه غیرت یک دختر و یاحتی پسر کجا رفته...که اینجوریییی
اخه غیرت اون پسر کجا رفته که اومده اشغال تفاله ایکه دوستش اونو انداخته رو بیاد بگیره..
بچه ها باهم ازدواج کردن . مادر دختره همش بمن میگف تو محدودی و یاد بگیر از دخترم..که ازدواج کردو..اما واقعا براش زود بود...واقعا...
فقط من اینو بهش گفتم که دختر شما درسشو ول کرد بخاطر ول بودنش..دختر شما پسری گیرش اودم که نه تحصیلات داره نه چیزی..دختر شما اونو از جمع با اصالت خانواده پیدا نکرد بلکه از خیابون پیدا کرد...
اخر سر بعد 6 ماه دیدم انقدر کتکش زده دختره رو..که جنینش داخل شکمش مرده بود و فقط تونستیم برسونمیش بیمارستان
باورتون میشه اگه بخوام بگم همون شوهرش چون شماره من تو گوشیه دختره بود...بمن پیام داده بود دوست دارم...و من هم همونو نشون مادرش دادم...متاسفانه کسی که از خیابون پیدا بشه همونجا هم ولت میکنه...اون پسر چشمش هر دختری رو میگرفت...بارها به اون دختر گفتم ولی اون قوبل نکرد...
اونجا بود که مادرش به حرفم رسید..
تازه الان دختره روی حرفام اومده..بهش گفتم تا لیسانسش اومدم خدا بعدشم توانایی میده و میخونم انشالله..به خیلی از چیزایی که خواستم خب رسیدم..بعدشم ازدواجم میککنم اما باابرو..منم کسیو دوس داشتم..واقعا هم دوسش داشتم بچه ها..اونم واقعا منو میخواست...اما هیچ وقت آبروریزی نکردم..هیچوقت...اما نمیخواستم این ازدواج به قیمت از دست دادن خانوادم تموم بشه..
چون خانواده فقط 1دونه داریم اما همسر همیشه هست...
 
آخرین ویرایش:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: 'Reza'

ps2020

New member
خب این آدمها قاطی دارن مگه هر آشنایی باید به ازدواج ختم بشه؟ بحث ما خیانت و...نیست منظور من اینکه اگر دونفر آدم عاقل تو اجتماع از هم خوششون اومد ایراد نداره که باهم آشنا بشن و صحبت کنن بعد ببینن که نظر خانوادشون چیه چون بعضی وقتا واقعا پیش میاد که آدم از یه نفر خیلی خوشش میاد خب به ریسکش میارزه که باهاش آشنا بشه وگرنه باید خیلی خیلی سنتی ازدواج کنه

بلی بلی ... ولی این نسخه رو نمیشه واسه همه پیچید ! هیچ کس قبل این مسائل قاطی نداره،وقتی وارد این روابط میشه ممکنه قاطی کنه خواهر من :)

خب موضوع بحث ما هم همینه دقیقا ! میخوایم عواقب و مزایا و معایب این راه رو ، راه های جایگزین و ... حتی اینکه آیا اسم این آشنایی میشه یا دوستی ؟! یا مدت زمان ش رو و ........... رو میخوایم بررسی کنیم دیگه !!!
 

ps2020

New member
سلام دوستان
مرسی تاپیک فوق العاده مهم / نظرات دوستان رو خوندم . لایک نگرفت .
دکتر :riz304:

ممنون میشم این سوال رو جواب بدین
بحث اعتماد پیش میات / چطور اعتماد میکنید چه دختر خانم چه اقا پسر این دوستی به قصد ازدواج ؟
اومدن من به این تاپیک دلیل بر قبول یا رد کردن این نوع دوستی ها نیست ..:smilies:


منم خودم دقیقا سوال شما رو تو ذهنم دارم !!!

خب عزیزم مگه قراره چیکار کنیم که اعتماد انقدر مهمه؟ شما به عقل خودت اعتماد میکنی میدونی که کاری نمیکنی که بعدا پشیمون بشی وقتی دیدین طرف واقعا سرش به تنش میارزه و واقعا قصد ازدواج داره بهش شانس آشنایی رو میدین و اتفاقا همینجاست که میفهمین طرف قابل اعتماد هست یا چه تیپ ادمیه؟ چون محاله که آدم تو وهله اول به کسی اعتماد داشته باشه اعتماد چیزیه که به مرور زمان باید بدست بیاد


منظور خواهرشفق :دی اینه که چه تضمینی هست که منکه پاپیش میذارم ... (خب مسلم بنا به عنوان بحث قصدم که ازدواج که هسسسسس اما ... ) جآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ نزنممممممم !!!
فک کن من از یکی خوشم میاد و به قصد ازدواج وارد رابطه بشم ! چند ماه یا حتی سال بعد ... یهووو عاشق یکی دیگه بشم ... یا بالعکس ! وقتی واسه دختر خواستگار پولدار تر و خوشگل تر بیاد مسلما جا میزنه دیگه !! نمیزنه ؟! خخخخخ
(متــنم همراه با طنز شاید باشه ولی شما لُپ مطلبو دریابید . ممنون :riz304:)
 

ps2020

New member
به نظرم شما خیلی سخت میگیری!آدم باید احتیاط کنه مواظب باشه درست.ولی دیگه انهمه وسواس خود آدمو اذیت میکنه.
نمیدونم آقای روانشناس نظرشون چیه؟
بعدم مشاور ازدواج واسه همین چیزا گزاشتن دیگه.
ی وقتایی آدم انقد میگه باید احتیاط کردو مواظب بود تصادف نکرد،ماشینها اصن ایمنی ندارن و.... باعث میشه اصن طرف بگه آقا نخواستیم اصلا پشت فرمون بشیینیم!میگم ی وقت اینطوری نشه که به خاطر احتیاطهای بیش از حدمون به کل قضیه رو کنار بزاریم.
آدم حواسشو جمع میکنه،با احتیاط میرونه ولی ی وقتایی طرف مقابل دیوونه است اره شاید تصادفم بکنه ولی مهم اینه که همه تلاششو کرده دیگه اگرم تصادف کرده تقصیر اون نبوده.بعضی وقتا ی تصادفای کوچولو تو جاده ی زندگی هم بد نیست!:smiliess (3):


دوستان عزییییز ... (صرفا منظورم شما نیستی کرزی عزیز) توجه بفرمایید

هـــــــــر کــــــــس در تــــــــاپـــیــــــــک شــــــرکـــــــــت میکنـــــــــــــــد ، نــــــــــظر میدهـــــد ، نقـــــد میکنــــــــد یا میـــــــــشود ؛
به منزلـــــــــــــه ی ایـــــــــــــن
نـــــــــــــــیســــــــــــــــــــــــــــت کـــــــــــــــــــه ،
شخص مورد نظر ، این روابط را قبول یا رد میکند مگر اینکه شخص صراحتا موضع خود را بیان دارد پس ...
زووووووود راجع به همدیگر و موضع همدیگر قضاوت نکنیـــــــــــم و ... :riz304:
آزادانـــــــــــــــــــــــــــه نظـــــــــر بدهیـــــــــــــــم ، نقــــــــــد کنیـــــــــــــم و نقـــــــــــــد بشویــــــــــــــم !!!!
به نظرات هم احتــــــــــرام بذاریم !:riz304:


+ تصمیم گیری را به خواننده واگذار کنیم !


خب بنا به سخنان بالا :دی ... بانوکرزی ، من فقط قصدم اینه که راجع به این مسئله بیشتر بدونم و بشنوم و مسئله برام کامل روشن بشه !
هنوز مسئله ای برام پیش نیومده خداروشکر (میخوام با ذهن باز به استقبالش برم ، شایدم نرفتم !!! هنوز تصمیم نگرفتم !)

 
آخرین ویرایش:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: crazy

a_67

New member
درود
نظرات ملت رو همه رو خوندم منم یه نظری میدم و داخل پرانتز فقط همین کامنت رو در این تاپیک دارم.
تو زندگیم دریافتم که در مورد هر قضیه ای هر چقدر هم حساب کتاب کنم ممکنه عواملی بیاد و همه رو به هم بریزه(به این معنی نیست که عقلم رو به کار نگیرم....این مهمه)
مواقعی هم بوده بدون حساب کتاب شخصی یا شایدم بر خلافش، قضایایی برام پیش اومده که هر چقدر هم اگر می نشستم براش برنامه ریزی میکردم اونطوری پیش نمیرفت.
در کل حرفم اینه:
کاری ندارم به عنوان تاپیک، در هر حیطه ای از زندگی، تا حد ممکن و توان همه ی جوانب عقلی و اخلاقی و... رو در نظر بگیرید و با نیت صحیح و توکل به خدا پیش برید. جدای از نتیجه (چه دلخواه و چه غیر دلخواه -شاید به ظاهر یه شر برات خیر باشه -) دیگه اینو میدونی که نقشت رو توی این زندگی درست بازی کردی و این مهمه و اینکه کمک خدا رو هم دریافت کردی.
ممکنه یکی بگه خیلی کلیشه ای صحبت کردی منم در جوابش میگم اونقدر از اصل ها دور شدیم که الان به نظرمون کلیشه ای میان.
برای تجربه ی آنچه تا حالا تجربه ش نکردیم هم تجارب بقیه مهمه و هم این که تا چه حد به اصول صحیح پایبند باشیم. ممکنه 2 فرد از یه موضوع یکسان تجارب کاملاً متفاوت و یا حتی کاملاً برعکس داشته باشن که این برمیگرده به اولاً تفاوت افراد ثانیاً به چطور پیش بردن کار به جلو...اینکه چه چیزی برای چه کسی اصل و ارزش تلقی میشه و به چه طریقی میخواد پیاده سازی کنه اینا رو در حیطه ی مورد نظرش تو زندگیش.
و اینم اضافه کنم که این تعادل هست که باید باشه...در هر زمینه ای.
موفق و شاد باشید.
 
آخرین ویرایش:

ps2020

New member
کاملا مخالفم/به نظرم رابطه با همسر در لول بالاتری قرار میگیره

درسته که دختر و یاحتی پسر باید ذهن آزادی داشته باشه..خودش تصمیم گیری کنه..خودش ایندشو بسازه اما دوستی عزیزم همین آزادی هم یک حدی داره..یک حسابی داره...
بخدا همسایه ما همین آزادی رو داشت..دختره تا یک حدی ببخشیدا...ول بود که با دوس پسراش هرجا میرفتو وبعدش به خود من میگفت تو املی..هر چی بهش گفتم ندا جان درستو بخون..همین برات میمونه..تو فعلا 3 دبیرستانی...گفت تو برو بخون ببینم به کجا میرسی...
با یک پسری اشنا شد که وحشتناک پولدار ..اما چون معتاد بود این پوله پوشش داده بور رو اعتیادش...
از قیافش میبارید که معتاده..تا اینکه میدیدم هنوز هیچی نشده تو خیابون دستشم میگیره..و بمن میگف ما داریم باهم آشنا میشیم.. و مادرشم اتفاقا خبر داشتو وباورتون میشه مادرش بi خود من مگیفت حتی به مادرم میگفت دخترتو یذره ازاد بذار بفهمه دورو برش چخبره..دنیا بیاد دستش..اما انقدر فکرشون محدود بود که نمیتوس درک کنه من حتی حجابمم از طرف خانوادم نیس..منم یک دختر مانتویی هستم که ب اندازه خودم به خودم میرسم نه برای خودنمایی و نشون دادن زیبایی هام به مردای غریبه..
تا اینکه دیدم مامانش فهمیده اون پسره معتاده...پسره بعد از استفادش اون دختره رو ولش کرد..تا اینکه دیدم فوری دارن چند روز بعد میدنش به یکی دیگه..انگار یجورایی هولشون بود...دیدم همون دوست اون پسره معتاده داره این دختره رو میگیره..بچه ها بخدا دختره بحدی زیابس که دهن همه باز میمونه اماحیف...
میگف دختره که من عاشق این پسره ام نه معتاده که باهاش بود..
اخه غیرت یک دختر و یاحتی پسر کجا رفته...که اینجوریییی
اخه غیرت اون پسر کجا رفته که اومده اشغال تفاله ایکه دوستش اونو انداخته رو بیاد بگیره..
بچه ها باهم ازدواج کردن . مادر دختره همش بمن میگف تو محدودی و یاد بگیر از دخترم..که ازدواج کردو..اما واقعا براش زود بود...واقعا...
فقط من اینو بهش گفتم که دختر شما درسشو ول کرد بخاطر ول بودنش..دختر شما پسری گیرش اودم که نه تحصیلات داره نه چیزی..دختر شما اونو از جمع با اصالت خانواده پیدا نکرد بلکه از خیابون پیدا کرد...
اخر سر بعد 6 ماه دیدم انقدر کتکش زده دختره رو..که جنینش داخل شکمش مرده بود و فقط تونستیم برسونمیش بیمارستان
باورتون میشه اگه بخوام بگم همون شوهرش چون شماره من تو گوشیه دختره بود...بمن پیام داده بود دوست دارم...و من هم همونو نشون مادرش دادم...متاسفانه کسی که از خیابون پیدا بشه همونجا هم ولت میکنه...اون پسر چشمش هر دختری رو میگرفت...بارها به اون دختر گفتم ولی اون قوبل نکرد...
اونجا بود که مادرش به حرفم رسید..
تازه الان دختره روی حرفام اومده..بهش گفتم تا لیسانسش اومدم خدا بعدشم توانایی میده و میخونم انشالله..به خیلی از چیزایی که خواستم خب رسیدم..بعدشم ازدواجم میککنم اما باابرو..منم کسیو دوس داشتم..واقعا هم دوسش داشتم بچه ها..اونم واقعا منو میخواست...اما هیچ وقت آبروریزی نکردم..هیچوقت...اما نمیخواستم این ازدواج به قیمت از دست دادن خانوادم تموم بشه..
چون خانواده فقط 1دونه داریم اما همسر همیشه هست...


با هر دو موافقم ! زیرا ...
1:بانوملینا منظورشونو شاید یه جور دیگه رسوندن ! منظورشون اینه که قبل از ازدواج ! ینی هنوز اسم همسر نمیشه گذاشت رو فردی که قرااااااااااره بشه همسر ...
و 2: در پاسخ کرزی ... بسته به هر جایی هرکدوم میتونه اولویت خودشو داشته باشه و مطلقا نمیشه گفت شوهر بر خانواده برتری داره !

:riz304:
 

ps2020

New member
1-همیشه هم اینطوری نیست.ی موقعی هست پدرومادر دلیل غیر منطقی میارن واسه مخالفتشون.اون موقع چی؟ باید تسلیم شی و بگی اکی همه چی فینیش؟؟؟اگه کیس اکی بود چی؟
2-همه مثه هم نیستن.
3-میشه هم چشم و گوشمون باز باشه و هم براش بجنگیم.اتفاقا اگه از روی آگاهی واسه چیزی بجنگبی که خیلیم خوبه و باارزشه.
4-همه مثه هم نیستن.هرچند معمولا ما احساساتی تریم ولی قانون مطلق نیست.
(من تو زندگیم یاد نگرفتم که راحت از خواسته هام بگذرم.شاید کریزی باشم ولی هیچوقت نتونستم اینو بپذیرم که به خاطر افکار کهنه و باورهای سنتی جامعه ام از خواسته های منطقی و طبیعی خودم بگذرم و واسشون تلاش کردم.مهم نیست نگاه جامعه به این دوستی ها چیه.مهم اینه که به نظر من کار درستیه و هرکاری که فکرکردم درسته به نظر خودمو همیشه انجام دادم.)


الااااااان وقتی پدر مادر واسه رابطه ی دوستی یا آشناییت دو نفر مخالـــــــــــــــــــــفن ! اونوقت ...
چطـــــــــور واسه ازدواج (که گام بعدیه) راضی بشن؟؟؟؟؟؟! :(50): مگر اینکه هدف از دوستی ازدواج نباشه که از بحث ما خارجه !!!
 

ps2020

New member
چه اشکالی داره مگه خدا به آدم عقل نداده؟ مگه تصمیم گیری فقط باید از رو احساسات باشه؟ مثلا دو نفر باهم همکارن نباید از هم خوششون بیاد؟ دختر بشینه خونه عین کالا هی واسش خواستگار بیان بلکه یکی بپسنده؟بعدشم دختر ببینه از پسر خوشش میاد یانه؟ پسرا هم هی مادرشونو بفرستن خواستگاری اینور اونور؟ خب خدا به آدم شعور داده هرکس تو سطح فرهنگ خودشبا رعایت نکات اخلاقی میتونه با کسی به نیت ازدواج آشنا بشه

1:
جواب اینکه میگین مگه خدا به آدم عقل نداده رو باید این روزا تو دادگاه ها و کلینیکای روانکاوی و روان پزشکی و تیمارستانا و بیمارستانا و آمار افسردگی و خودکشی و سقط جنین و تجاوزا و ... گرفت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
(امیدوارم منظورمو گرفته باشین !!! )
در ثانی ... ما تو جامعه ی ایده ال ذهنی مون که زندگی نمیکنیم ! واقعیت چیزیه که داریم هر روز با چشممون میبینیم!!! واقعیت اینه که در اکثر این روابط احساس به عقل غلبه داره ! غیر این حالت ، جزو دسته ی اقلیتها میشه !!!
2:کی گفته از هم خوششون نیاد؟ کی گفته دختری که ایده ال باشه در سطح خودش براش خواستگار نمیاد ؟؟!! اونیکه ایده ال باشه و تا حدودی با جامعه ی اطرافش معاشرت داشته باشه ( شغلش و تحصیلش و رفت وآمد ای خانوادگی ودوستی و بازار و... ) قطعِ به یقین مورد هم وزنشو پیدا خواهد کرد ...
امـــــــّـــــا مسئله ی بعدی توی کامنتتون ...
اینکه پسر از دختر خوشش بیاد که واضحه باید چه کاری رو پیش بگیره ...(حالا یا مستقیم میره خواستگاری یا اینکه موضوع بحث تاپیک ما میشه ، ینی پیشنهاد یه مددت آشنایی به قصد ازدواج و ...)
اما اگه دختری از پسر خوشش اومد اون قضیه ش جداس ... که کیس خوبیه واسه بحث در ادامه مطالب همین تاپیک (فعلا بازش نمیکنم تا تاپیک از مسیر اصلیش دور نشه )

 
آخرین ویرایش:

TUMS

Well-known member
تاپیک خوبیه
برای اونایی که قصد ازدواج دارن
ما که فعلآ معافیم !
برای جلوگیری از اسپم بگم که به نظر من دوست شدن و یا رابطه داشتن در حد آشنایی خوبه به شرطی که چارچوب ها را رعایت کنن هر دوطرف!
در صورت عبور از چارچوب ها به ضرر یکی از طرفین تموم میشه اینو میدونم که میگم !
مثلآ اقایون دوس ندارن خانم ها زیاد بهشون نزدیک بشن چون آقایون دوس دارن برای به دست آوردن یه نفر زحمت بکشن.وقتی میایین طرفشون احساس خطر احساس تصرف شدن میکنن و شما را پس میزنن چون نمیخوان صاحب داشته باشن میخوان صاحب بشن! اینا توی هیچ کتابی پیدا نمیکنید خوب ازشون استفاده کنید
مدیر سابق ایمونو:ad54ad:
 

ps2020

New member
خب پدرومادرای جامعه ما اکثرا روشن فکر نیستن یا اونقدر اون صمیمیت نیست که بچه هاشون مسایل پیش پا افتادشونو باهاشون در میون بزارن دیگه چ برسه به مسایل مهمتر!اینجا باید چیکار کرد؟
من میگم چرا دونفر که عاقل و بالغ اند نباید این حقو داشته باشن که واسه زندگی خودشون تصمیم بگیرن؟مگه همه دنیا چ جوری زندگی میکنن؟
من میگم مهم خود دونفره.قبول دارم تو جامعه (به ظاهر مدرن ولی کاملا سنتی)ما اینکه ی دختر و پسر بدون توجه به خانواده ها واسه آیندشون تصمیم بگیرن یعنی فاجعه.متاسفانه باورهای دینی مون هم ساپورت میکنه این قضیه رو.(احترام به پدر و مادر واجبه و ....)در صورتی که تصمیم دونفر برای ازدواج صرف نظر از درستی یا نادرستی اش منافاتی با احترام به والدین نداره.ما باید مسولیت تصمیم های خودمونو خودمون به عهده بگیریم.این بخشی از اون پختگی به نظرم.

چرا همه ی مسائلو در هم میپیچید شما !؟؟!
برای انتخاب همسر آینده بهتره که از تجربه و صلاح پدر مادر کمک گرفته بشه (اینو دین که هیچ،عقل هم حکم میکنه که کسی که حداقل 15-20-30 سال از ما بزرگتره و مهر اولادو به دلش داره بد فرزندشو نخواد و درضمن تجربه و سواد اجتماعی شون به خاطر اینکه بیشتر تو جامعه بودن و ... بیشتره ) ! (حالا چه خودشون همو انتخاب کرده باشن چه نه!!) و احترام به نظر والدین ! در غیر اینصورت خب مسلمه که باید عواقب تصمیمشونو به جون بخرن :دی
 

ps2020

New member
نه /در هر صورت!

به قول فامیل دور : من دیگه حرفی ندارم !

14426481971019260754.jpg


قضاوت و تصمیم گیری با خواننده !
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: behnaz.h

behnaz.h

New member


1:
جواب اینکه میگین مگه خدا به آدم عقل نداده رو باید این روزا تو دادگاه ها و کلینیکای روانکاوی و روان پزشکی و تیمارستانا و بیمارستانا و آمار افسردگی و خودکشی و سقط جنین و تجاوزا و ... گرفت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
(امیدوارم منظورمو گرفته باشین !!! )
در ثانی ... ما تو جامعه ی ایده ال ذهنی مون که زندگی نمیکنیم ! واقعیت چیزیه که داریم هر روز با چشممون میبینیم!!! واقعیت اینه که در اکثر این روابط احساس به عقل غلبه داره ! غیر این حالت ، جزو دسته ی اقلیتها میشه !!!
2:کی گفته از هم خوششون نیاد؟ کی گفته دختری که ایده ال باشه در سطح خودش براش خواستگار نمیاد ؟؟!! اونیکه ایده ال باشه و تا حدودی با جامعه ی اطرافش معاشرت داشته باشه ( شغلش و تحصیلش و رفت وآمد ای خانوادگی ودوستی و بازار و... ) قطعِ به یقین مورد هم وزنشو پیدا خواهد کرد ...
امـــــــّـــــا مسئله ی بعدی توی کامنتتون ...
اینکه پسر از دختر خوشش بیاد که واضحه باید چه کاری رو پیش بگیره ...(حالا یا مستقیم میره خواستگاری یا اینکه موضوع بحث تاپیک ما میشه ، ینی پیشنهاد یه مددت آشنایی به قصد ازدواج و ...)
اما اگه دختری از پسر خوشش اومد اون قضیه ش جداس ... که کیس خوبیه واسه بحث در ادامه مطالب همین تاپیک (فعلا بازش نمیکنم تا تاپیک از مسیر اصلیش دور نشه )

این آشنایی که من باهاش موافقم نباید بیشتر از 3 ماه باشه اونم واسه کسانی که تونستن دستشونو از جیب باباشون بکشن بیرون و روپای خودشون وایستن وگرنه دوستی دوتا بچه رمانتیک آخرش فقط دردسر داره که من کاملا مخالف اینجور دوستی ها هستم بقول شما آخرش میکشه تیمارستان...........
درمورد مطلب دومتون هم من نگفتم واسه دختر خواستگار نمیاد عرض کردم وقتی دو نفر خیلی از هم خوششون بیاد ارزش آشنا شدن رو داره نباید بره بشینه کنج خونه بگه من حق انتخاب ندارم نباید با کسی آشنا شم یا.... کسی که به عقل خودش اطمینان داره میتونه درحد عرف با یه نفر به نیت ازدواج آشنا بشه
 
آخرین ویرایش:

ps2020

New member
این آشنایی که من باهاش موافقم نباید بیشتر از 3 ماه باشه اونم واسه کسانی که تونستن دستشونو از جیب باباشون بکشن بیرون و روپای خودشون وایستن وگرنه دوستی دوتا بچه رمانتیک آخرش فقط دردسر داره که من کاملا مخالف اینجور دوستی ها هستم بقول شما آخرش میکشه تیمارستان...........

:ad54ad::idea_majidonline:
 

ps2020

New member
این آشنایی که من باهاش موافقم نباید بیشتر از 3 ماه باشه اونم واسه کسانی که تونستن دستشونو از جیب باباشون بکشن بیرون و روپای خودشون وایستن وگرنه دوستی دوتا بچه رمانتیک آخرش فقط دردسر داره که من کاملا مخالف اینجور دوستی ها هستم بقول شما آخرش میکشه تیمارستان...........
درمورد مطلب دومتون هم من نگفتم واسه دختر خواستگار نمیاد عرض کردم وقتی دو نفر خیلی از هم خوششون بیاد ارزش آشنا شدن رو داره نباید بره بشینه کنج خونه بگه من حق انتخاب ندارم نباید با کسی آشنا شم یا.... کسی که به عقل خودش اطمینان داره میتونه درحد عرف با یه نفر به نیت ازدواج آشنا بشه

آره موافقم ! پسر که تکلیفش مشخصه (بحث الان تاپیک ) ولی مبحث ابراز علاقه ی دختر هم جالب خواهد بود (فعلا نمیخوام وارد مبحث دختر بشیم تا یکم جلوتر ببریم مبحثو )
 

marzi ba

Well-known member
ممنون از همه دوستانی که نظراتشون رو میزارن استفاده میکنیم:rose::rose:
 

am-ml

New member
سلام
من به احترام صاحب تاپیک اومدم ولی الان اصلا حس توضیح و ... رو ندارم فقط نظرم رو میگم:
دوستی غلطه ؛کاملا غلطه.
آشنایی قبل از ازدواج لازمه و به نظر من واجبه و آشنایی با نظارت خانواده و اطلاع اونا انجام میشه .
 
نظرات دوستان رو خوندم برا هر کدوم نقل قول نمیگیرم تا پیوستگی مطالب بهتر باشه...

تا اینجا نظرات گاها موافق گاها محافظه کارانه و گاها مخالف بوده....دوستان موافق و مخالف برای نظر خودش منطق قدرتمندی نداشتن حداقل من نپسندیدم... دوستامون خانوم ها کریزی و بهناز منطق استدلالهاشون بیشتر"دلی"بود...اکثر استدلالاشون شهودی بود که من دعوت میکنم آماری نگاه کنیم به قضیه...اینکه دوستان رابطه ی عاطفی رو تطهیر کردن و مدافع نگاه کاملا مثبت به دوستی هستن و اعلام میکنن حالا عیبی نداره دوست بشیم اتفاقی هم پیش نمیاد دیدیم نمیشه کات می کنیم و تموم...این سبک نگاه حداقل با آمار ذهنی من یکی جور در نمیاد...هر چند اگر واقعا اینطور باشه و طرفین به این درک مشترک رسیده باشن خیلی هم عالیه اما اکثرا دیده نمیشه....

من یه گریزی به هدف تاپیک بزنم:

اینجا پرسش ما رو دو محور"چرایی"و"چگونگی"دوستی های به قصد ازدواج هست پس از هدف فاکتور میگیرم.... اینکه چرا باید دوست شد؟؟؟اصلا نیازی به دوستی هست؟؟؟ یا خواستگاری بهترین روش ممکنه؟؟؟ مدافعین هر کدوم از تز ها بیان نظرشونو بگن.....پرسش دوم اینکه چگونه یک رابطه عاطفی شروع بشه تداوم داشته باشه،کم و کیفش چه شکلی باشه،و احیانا چگونه خاتمه پیدا کنه!!!!!

هر کدوم از این استپ ها استراتژی خودشو میطلبه.... اینکه آقا پسری برای پا پیش گذاشتن بهتره خواستگار بره(سبک سنتی)یا اینکه به قصد آشنایی مدتی رابطه داشته باشه؟؟؟ اینکه جواب مثبت باشه یا منفی چه ری اکشنی رو باید داشته باشه(دوستانی رو داشتم که تو همین راند همه چی رو باختن و با"نه"شنیدن یا آویزون طرف شدن یا رفتن رو مود دپسرسی و عاشق معابانه طی کردن)---اگر جواب مثبت بود و رابطه ای شکل گرفت تو این رابطه باید چه چیز هایی رو بررسی کرد؟؟؟مدت زمانش چقد باشه؟؟؟ اینکه اگر به نتیجه رسیدیم به درد هم نمیخوریم چطور باید اینرو گفت؟؟؟ری اکشن ما در صورتی که پس زده بشیم باید چطور باشه؟؟؟ و دست آخر تفسیر ما از این رابطه و چراهایی که باهاش روبرو خواهیم بود...

ماها تو هر کدوم از این مراحل شکست بخوریم باید مدیریت خودمون رو بلد باشیم...اینکه دوستان خیلی ساده میگن شد شد نشد هم نشد طرز فکر برتری نیست چون شما هر چقدرم بی عیب باشید تو رابطه های مختلف شاید پس زده بشید اونم از آدمی که شاید خوشتون هم میاد بمونه...این پس زده شدن به نظرتون احساس خوبیه؟؟؟ این پس زدگی ها میشه زباله هایی که تو پستوی ذهنتون رها میشن و بوی متعفنش دیدگاه خودتون رو نسبت به خودتون به گند میکشه و احترام به نفس رو خدشه دار میکنه پس از منظر بهزیستی روانی اینها رو باید مد نظر داشت...کما اینکه خیلی از دختر خانوما بعد اتمام رابطه این پرسش رو از خودشون دارن:"مگه من چم بود؟"همین یک پرسش کافیه تا رضایت شخصی و اعتماد به نفستون ته بکشه و با امتحان کردن چندین رابطه در نهایت میبینید نگاه این آدم نسبت به ازدواج و حتی مردها تغییر کرد به خاطر همین زباله هایی که تو ذهنش پرت کرده!!!!!....ماها وقتی ندونسته وارد همچین بازی میشیم از کیسه روح و روانمون خیلی بد خرج میکنیم!!!!


مخلص کلام اینکه اولا ما قاعده مندیهای لازم رو یاد بگیریم دوما اگر قصد آشنایی داریم شخصیت خودمون رو جلو کسی آسفالت نکنیم تا روش ویراژ بده و لایی بکشه دست آخر اینکه شما تو دوستی مرز مشخصی برای صمیمیت داشته باشید،صریح و بی پرده حرف بزنید،خودتون رو گول نزنید،جایی که لازمه ناراحت بشید و جایی که لازمه خاتمه بدید اما با کمترین هزینه به روح و روان خودتون ...در نهایت مراقب باجگیریهای عاطفی هم باشیم



دوستی یه مدلینگ برای ازواج هست شما باید برآوردی از خصوصیات همسر آیندتون داشته باشید تا تصمیم بگیرید.... وقتی میرید کفش بخرید قیمتشو جنسشو مارکشو اینا رو در نظر میگیرید و میخرید چه برسه در مورد انتخاب همسر به عنوان شریک زندگی!!!!!!!!!!



ممنون از همه کسایی که تو تاپیک مشارکت دارن و وظیفه ی خودشون میدونن تا برای بهزیستی اجتماعشون یاد بگیرن یا حداقل فکر بکنن


:rose:

 
آخرین ویرایش:
بالا