سلام به همگی خسته نباشید.
رفتم ایمنی وجگانی بگیرم. گفت داریم. گفتم چند؟ گفت چل تومن!!! همه ی تی سل هام فعال شدن!:smiliess (15): سی دی 8 ها ول نمیکردن میخاستن یارو رو... خیلی اوضاع بی ریخت بود... خودم ترسیدم. طوری شد که مجبور شدم یارو رو برای ی مدت ببرم تو Immune pirivileged site مخصوص خودم!!
خلاصه بعد جمشون کردم یه جا یکم باهاشون حرفیدم که بچه ها باید استراتژیک عمل کنیم و وعده و وعید... بعد تو حلقوم هر کدوم یه قلوپ IL-10 ریختم تا یه ذره آروم شدن..:tsimuzpzwoap1t9y3o7
حالا خودم راضی شدم کتابو بخرم ولی اینا نمیزارن!
سلام به همگی خسته نباشید.:smiliess (10):
رفتم ایمنی وجگانی بگیرم. گفت داریم. گفتم چند؟ گفت چل تومن!!! همه ی تی سل هام فعال شدن!:smiliess (15): سی دی 8 ها ول نمیکردن میخاستن یارو رو... خیلی اوضاع بی ریخت بود... خودم ترسیدم. طوری شد که مجبور شدم یارو رو برای ی مدت ببرم تو immune pirivileged site مخصوص خودم!!
خلاصه بعد جمشون کردم یه جا یکم باهاشون حرفیدم که بچه ها باید استراتژیک عمل کنیم و وعده و وعید... بعد تو حلقوم هر کدوم یه قلوپ il-10 ریختم تا یه ذره آروم شدن..:tsimuzpzwoap1t9y3o7
حالا خودم راضی شدم کتابو بخرم ولی اینا نمیزارن!
دلومه بردی.... :14: :motat:گاهی گمان نمی کنی ولی خوب می شود / گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود
گاهی بساط عیش خودش جور می شود / گاهی دگر، تهیه بدستور می شود
گه جور می شود خود آن بی مقدمه / گه با دو صد مقدمه ناجور می شود
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است / گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود
گاهی گدای گدایی و بخت باتویار نیست / گاهی تمام شهر گدای تو می شود…
گاهی برای خنده دلم تنگ می شود / گاهی دلم تراشه ای از سنگ می شود
گاهی تمام آبی این آسمان ما / یکباره تیره گشته و بی رنگ می شود
گاهی نفس به تیزی شمشیرمی شود / ازهرچه زندگیست دلت سیرمی شود
گویی به خواب بود جوانی مان گذشت / گاهی چه زود فرصتمان دیر می شود
کاری ندارم کجایی چه می کنی / بی عشق سرمکن که دلت پیرمی شود
قیصر امین پور
بخشیش امضای اوید
گاهی گمان نمی کنی ولی خوب می شود / گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود
گاهی بساط عیش خودش جور می شود / گاهی دگر، تهیه بدستور می شود
گه جور می شود خود آن بی مقدمه / گه با دو صد مقدمه ناجور می شود
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است / گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود
گاهی گدای گدایی و بخت باتویار نیست / گاهی تمام شهر گدای تو می شود…
گاهی برای خنده دلم تنگ می شود / گاهی دلم تراشه ای از سنگ می شود
گاهی تمام آبی این آسمان ما / یکباره تیره گشته و بی رنگ می شود
گاهی نفس به تیزی شمشیرمی شود / ازهرچه زندگیست دلت سیرمی شود
گویی به خواب بود جوانی مان گذشت / گاهی چه زود فرصتمان دیر می شود
کاری ندارم کجایی چه می کنی / بی عشق سرمکن که دلت پیرمی شود
قیصر امین پور
بخشیش امضای اوید
t سل هات خیلی کار خوبی کردن نذاشتن کتابو بخری به نظرم به حرفشون گوش کن باز اونا از وضعیت داخل بدنت بیشتر خبر دارن یه چیزی میدونن دیگه کار بی خود نمیکنن که بابا...
نه متاسفانه منظورت رو من نگرفتم، یعنی چی؟ یعنی زوده عاشق شیم؟ یا وقتمون پره واسه عاشقی؟ یا تا جوونیم باید عاشق بشیم؟ :idea_majidonline:درباره اون قسمت مشخص شده من خیلی وقت ها بهش فکر کردم... واقعا الان توی اوج جوونی ذهنمون همش درگیر کار و درس و کنکور و! اصلا آدم اگه بخواد حتی با فکر عشق هم سر کنه هم نمیتونه :65d6a5d6s:
پ.ن: منظور از عشق همون معنی عام است!40): وگرنه من خودم عاشق درس و رشتم هستم.
امید وارم مفهوم رو رسونده باشم
نه متاسفانه منظورت رو من نگرفتم، یعنی چی؟ یعنی زوده عاشق شیم؟ یا وقتمون پره واسه عاشقی؟ یا تا جوونیم باید عاشق بشیم؟ :idea_majidonline:
گاهی گمان نمی کنی ولی خوب می شود / گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود
گاهی بساط عیش خودش جور می شود / گاهی دگر، تهیه بدستور می شود
گه جور می شود خود آن بی مقدمه / گه با دو صد مقدمه ناجور می شود
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است / گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود
گاهی گدای گدایی و بخت باتویار نیست / گاهی تمام شهر گدای تو می شود…
گاهی برای خنده دلم تنگ می شود / گاهی دلم تراشه ای از سنگ می شود
گاهی تمام آبی این آسمان ما / یکباره تیره گشته و بی رنگ می شود
گاهی نفس به تیزی شمشیرمی شود / ازهرچه زندگیست دلت سیرمی شود
گویی به خواب بود جوانی مان گذشت / گاهی چه زود فرصتمان دیر می شود
کاری ندارم کجایی چه می کنی / بی عشق سرمکن که دلت پیرمی شود
قیصر امین پور
بخشیش امضای اوید
گاهی گمان نمی کنی ولی خوب می شود / گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود
گاهی بساط عیش خودش جور می شود / گاهی دگر، تهیه بدستور می شود
گه جور می شود خود آن بی مقدمه / گه با دو صد مقدمه ناجور می شود
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است / گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود
گاهی گدای گدایی و بخت باتویار نیست / گاهی تمام شهر گدای تو می شود…
گاهی برای خنده دلم تنگ می شود / گاهی دلم تراشه ای از سنگ می شود
گاهی تمام آبی این آسمان ما / یکباره تیره گشته و بی رنگ می شود
گاهی نفس به تیزی شمشیرمی شود / ازهرچه زندگیست دلت سیرمی شود
گویی به خواب بود جوانی مان گذشت / گاهی چه زود فرصتمان دیر می شود
کاری ندارم کجایی چه می کنی / بی عشق سرمکن که دلت پیرمی شود
قیصر امین پور
بخشیش امضای اوید
به به میبینم که صوبت های متفرقه می کنید اقا وقت واسه این حرفا نیست بخونین درستونو کنکورو دادین اونوقت هر چه چقد دلتون خواست راجع این مسایل بحرفین و فکر کنین
درباره اون قسمت مشخص شده من خیلی وقت ها بهش فکر کردم... واقعا الان توی اوج جوونی ذهنمون همش درگیر کار و درس و کنکور و! اصلا آدم اگه بخواد حتی با فکر عشق هم سر کنه هم نمیتونه
پ.ن: منظور از عشق همون معنی عام است!40): وگرنه من خودم عاشق درس و رشتم هستم.
امید وارم مفهوم رو رسونده باشم
eeeee......کلوچه ب جای اینکه ب اغوش درس بری برو در اغوش عشق درس کیلو چند:65d6a5d6s:
بچه ها ی سوال اکثرتون قبل عید تا چن درصد تستا رو میزنیم
منظورم اینه که همتون تمرکزتون رو اینه که تست زنی اساسی رو بذارین بعد عید؟