سلام بچه ها :smiliess (9):
من دیشب نشستم با خودم اتمام حجت کردم که باید این کارو بکنی اون کارو بکنی... بعد ساعت 11:30 بود داشتم از خواب میمردم. اومدم بخوابم از هیجان اینکه از فردا این کارا رو میخوام بکنم خوابم نمیبرد![]()
خلاصه کنم ساعت از 3 گذشته بود تازه چشام رو هم اومد. الانم که ساعت 9:30 تازه بیدار شدم. اصن به ما نیومده تصمیم کبری بگیریم :sad:
سلام زهرا جونم ... من که خودمو از بچه های پرتلاش امسال نمیدونم ... ولی نمیدونم چرا با این همه این روزشمار شما رو که میبینم حس میکنم دارم به مرگ نزدیک میشم (خدا بداد بقیه برسه) ... نزدیک ... نزدیک .... نزدیکتر .... هوووووَ