کلبه ی تنهایی من

bacillus.bs

New member
کسی نگفت که از تنهایی لذت میبره بعضی ها محکوم میشند به تنهایی
 

bacillus.bs

New member
می روم شاید کمی حال شما بهتر شود



می گذارم با خیالت روزگارم سر شود



از چه می ترسی؟ برو دیوانگی های مرا



آنچنان فریاد کن تا گوش عالم کر شود.



می روم دیگر نمی خواهم برای هیچ کس



حالت غمگین چشمانم ملال آور شود



باید این بازنده ی هربار-جان عاشقم-



تا به کی بازیچه ی این دست بازیگر شود؟



ماندنم بیهوده است



امکان ندارد هیچ وقت



این من دیرین من، یک آدم دیگر شود.
 

bacillus.bs

New member
واسه ی درس خوندن خوبه ولی غیر از اون دیوونه کنندست:13::mellowsmiley::weirdsmiley:
 

dilak

New member
بستگی به این داره که منظوره شمااز تنهایی چی باشه

ولی از نظر من اون تنهایی که می گم خیلی چون نیاز هر انسانی هست که یه هم زبون داشته باشه که بتونه اونو درکش کنه به حرفاش ارزش قایل بشه
 

bacillus.bs

New member
درسته دیلاک جون ولی تا ازمون 91 بهتره که تنها باشیم 2 نفر بشیم باید بیخیال درس و دانشگاه بشیم:sdasdasd::smilies-azardl (12):New (6):این جوری میشه
 

bacillus.bs

New member
فقط به خاطر تو..... [چند سطر حرف دل , ]




اگر نمیتوانی درخت باشی ، بوته باش

اگر نمیتوانی بوته ای باشی ،علف کوچکی باش

و چشم انداز کنار شاهراهی را شادمانه تر کن

اگر نمیتوانی نهنگ باشی ،فقط یک ماهی کوچک باش

ولی بازیگوش ترین ماهی دریاچه

همه ما را ناخدا که نمیکنند ، ملوان هم میتوان بود

در این دنیا برای همه ما کاری هست

کارهای بزرگ و کارهای کمی کوچکتر

و آنچه وظیفه ماست چندان دور از دسترس نیست

اگر نمیتوانی شاهراه باشی ، کوره راه باش

اگر نمیتوانی خورشید باشی ، ستاره باش

با بردن و باختن اندازه ات نمیگیرند

هر آنچه که هستی بهترینش باش!
 

bacillus.bs

New member
در وفاي عشق تو مشهور خوبانم چو شمعد
شب نشين کوي سربازان و رندانم چو شمع
بس که در بيماري هجر تو گريانم چو شمع
روز و شب خوابم نمي*آيد به چشم غم پرست
همچنان در آتش مهر تو سوزانم چو شمع
رشته صبرم به مقراض غمت ببريده شد
کي شدي روشن به گيتي راز پنهانم چو شمع
گر کميت اشک گلگونم نبودي گرم رو
اين دل زار نزار اشک بارانم چو شمع
در ميان آب و آتش همچنان سرگرم توست
ور نه از دردت جهاني را بسوزانم چو شمع
در شب هجران مرا پروانه وصلي فرست
با کمال عشق تو در عين نقصانم چو شمع
بي جمال عالم آراي تو روزم چون شب است
تا در آب و آتش عشقت گدازانم چو شمع
کوه صبرم نرم شد چون موم در دست غمت
چهره بنما دلبرا تا جان برافشانم چو شمع
همچو صبحم يک نفس باقيست با ديدار تو
تا منور گردد از ديدارت ايوانم چو شمع
سرفرازم کن شبي از وصل خود اي نازنين
آتش دل کي به آب ديده بنشانم چو شمع
آتش مهر تو را حافظ عجب در سر گرفت
 

bacillus.bs

New member
يکي بود يکي نبود ،

هر کي بود غريبه بود

از دلم خبر نداشت ،

که تو رو از دلم ربود ...

هرکي بود هرچي که داشت ،

قد من عاشق نبود ،

واسه چشمهاي سياهت ،

به خدا لايق نبود ...

گول نگاهشو خوردم و دلم رو بستم به چشاش ...

ديوونه بودم مثل شمع ، يه عمري آب شدم به پاش ...

بعد يه عمر آزگار ، عشق منو گذاشت کنار ...

رفت پي يه عشق ديگه ، منو سپرد به روزگار ...

از اولش هيشکي نبود،

هيشکي به دادم نرسيد ...
 

bacillus.bs

New member
وقتي که می گویی دوستت دارم، اول روی این جمله فکر کن. شاید نوری را روشن کنی که خاموش کردن آن به خاموش شدن او ختم شود.
 

bacillus.bs

New member
تو میروی و من فقط نگاهت میکنم تعجب نکن که چرا گریه نمیکنم بی تو، یک عمر فرصت برای گریستن دارم اما برای تماشای تو، همین یک لحظه باقی است و شاید همین یک لحظه اجازه زیستن در چشمان تو را داشته باشم.
 

bacillus.bs

New member
ویرانه نه آنست که جمشید بنا کرد ، ویرانه نه آن است که فرهاد فروریخت ،

ویرانه دل ماست که با هر نگه تو ، صدبار بناگشت و دگر بار فروریخت.
 

bacillus.bs

New member
سهراب سپهری : گفتی چشمها را باید شست ! شستم ولی..... گفتی جور دیگر باید دید! دیدم ولی..... گفتی زبر باران باید رفت رفتم ولی او نه چشم های خیس و شسته ام را نه نگاه دیگرم را هیچکدام را ندید فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت : دیوانه باران زده
 

bacillus.bs

New member
من با تو نگویم که تو پروانه من باش


چون شمع بیا روشنی خانه من باش


در کلبه ی من رونق اگر نیست ، صفا هست


تو رونق این کلبه و کاشانه من باش


من یاد تو را سجده کنم، ای صنم ! اکنون


برخیز و بیا خود بت بتخانه من باش


دانی که شدم خانه خراب تو ،حبیبا!


اکنون دگر آبادی و ویرانه ی من باش


لطفی کن و در خلوت محزون من ای دوست


آرام و قرار دل دیوانه من باش


چون مست شوم ، بلبل من ،ساز هم آهنگ


با زیرو بم ناله ی مستانه من باش


من شانه زنم زلف ترا و تو بدان زلف


آرایش آغوش من و شانه ی من باش

ای دوست چه خوبست که روزی تو بگویی
 

shahram25

New member
تو تنهايي يا احساس تنهايي ميكني كه همش خودت به تنهايي پست ميزني؟
 

dilak

New member
اره راس می گی باسیلوس من همهشونو تا کنکور کات کردم
هههههههههههههههههههههههههه
شوخی بود البته
 
بالا