چه قدر دیر تو را دیدم

binam

Active member
صدای پای بهار می آید

و من این را دیروز ...

از آسمانی که به ضیافت ابرهای عجول نشسته بود فهمیدم .

من و این لیوان چای که سردمان شده است،

خنکای سر ظهر امروز را سر می کشیم .

مثل همه ی روز هایی که دیر شده اند،

چه قدر دیر تو را دیدم!
 

ghazal26

New member
قشنگ بود ممنون...آره منم ديروز بهارو خيلي لمس كردم
خودتون مينوسيد؟
 

binam

Active member
سلام غزل جان...این اشعار از استاد سید علی صالحی هستن...شعر های فوق العاده ای دارند
 

Hossein2468

New member
شعرای قشنگی تو تاپیکاتون میذارید
احساس برانگیزه!
مرسی
:riz304:
 
بالا