سربلندترین فرد خانوادم پدرم: ایشون همیشه مثل کوه پشتم هستند. یه کار جالب و بسیار باور نکردنی که کردند این بود که بهمن امسال که من بشدت بدلیل بیماری آنفولانزایی که شایع شده بود مریض شدم و از قضا وسط مداخله ی پایان نامم بود نمیشد حتی یکروز هم عقب بندازم ایشون 4روز در نبود من کلیه مراحل مداخله رو به عهده گرفتند و بجای من دم در تک تک افراد مورد مداخله پایان نامم رفتند. سربلندترین فرد خانوادم مادرم که از وقتی شروع به خوندن برای کتبی آزمون دکترا کردم همیشه و همیشه هوامو داشتند و کمکهای بی دریغشون هیچ گاه فراموشم نمیشه. ( البته نه درسی منظورنم روحی هستش)// سربلندترین افراد خونوادم تو سال 91 خواهرام بودند که شاید خیلی از وقتا بخاطر دغدغه ی مقاله و پایان نامه و خوندن برا ماراتون کنکور نتونستم براشون داداش لایقی باشم. دست تک تک شونو میبوسم