( پیله و پروانه )

maxin

Well-known member
روزی سوراخ کوچکی در یک پیله ظاهر شد، شخصی نشست و ساعتها تقلای پروانه برای بیرون آمدن از سوراخ کوچک پیله را تماشا کرد. ناگهان تقلای پروانه متوقف شد و به نظر رسید که خسته شده و دیگر نمیتواند به تلاشش ادامه دهد. آن شخص خواست به پروانه کمک کند و با یک قیچی سوراخ پیله را گشاد کرد.

پروانه به راحتی از پیله خارج شد؛ اما جثه اش ضعیف و بالهایش چروکیده بودند. آن شخص به تماشای پروانه ادامه داد. او انتظار داشت پر پروانه گسترده و مستحکم شود و پرواز کند؛ اما نه تنها چنین نشد و برعکس، پروانه ناچار شد همه عمر را روی زمین بخزد و هرگز نتوانست پرواز کند.

آن شخص مهربان نفهمید که محدودیت پیله و تقلا برای خارج شدن از سوراخ ریز آن را خدا برای پروانه قرار داده بود تا به آن وسیله مایعی از بدنش ترشح شود و پس از خروج از پیله به او امکان پرواز دهد.

گاهی اوقات در زندگی فقط به تقلا نیاز داریم. اگر خداوند مقرر میکرد بدون هیچ مشکلی زندگی کنیم فلج میشدیم؛ به اندازه کافی قوی نمیشدیم و هرگز نمیتوانستیم پرواز کنیم.
27523_NLLbXzJo.jpg


 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: yara

ساحل

New member
هرموقع این مطلب رو میبینم یاد کار خودم میفتم
منم یه بار همچین بلایی سر یه جوجه آوردم
جوجه میخواست از تخم بیرون بیاد یه مقدارشو شکسته بود، منم که داشتم نگاهش می کردم دلم واسش سوخت
به نیت کمک تخمشو اونقد شکستم که بتونه راحت بیرون بیاد
زنده موند، ولی وقتی بزرگتر شد از بقیه آبجی داداشاش ضعیف تر بود و زودتر از همه هم مرد
:sad:
الان دارم حکمتشون متوجه میشم
 
آخرین ویرایش:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: نوتر
بالا