*پاتوق پسرا*

نظر شما درباره ادغام پاتوق دختر و پسر ....


  • مجموع رای دهندگان
    0

moj

New member
با چه عشوه ایم میره پایین...

4.gif
 

مجید دیجی

مدیر بخش
داستان از این قرار است که مادر این کودک سال گذشته بر اثر اصابت رعد و برق در منطقه آلبوکرک ایالت نیومکزیکو فورا به بیمارستان منتقل شده و در آن زمان پزشکان با عمل سزارین این کودک را به دنیا آوردند تا از خطر مرگ نجاتش دهند اما این برخورد صاعقه یک بدشانسی برای این نوزاد به همراه آورده است و آن سیخ بودن موهای سرش می باشد که محصول برخورد صاعقه به مادرش است!

2441490_179.jpg

به حق چیزای نشنیده... مگه ممکنه ؟ یعنی بدنش خود به خود الکتریسیته ساکن تولید میکنه ؟
یه جای کار میلنگه... :smiliess (12):
البته توی گذشته چیزهای شبیه این هم دیده شده
0.080502001324131344_jazzaab_ir.jpg
 

مجید دیجی

مدیر بخش

اگـه مـــرد بودن به کافه نشستن و قلیون کشیدن و عکس داشتن با لیوان مشروب بر میگرده
من مرد نیستم ...


اگه مرد بودن به اینه که تو جمع های پسرونه هرکی راحت تر در مورد دختر مردم حرف زد
من مرد نیستم ...


اگه مرد بودن به اینه که دوست دخترات خرجت رو بکشن و این برات افتخار باشه شرمنده رفیق بازم
من مرد نیستم ...


من مرد شدم , که بتونم آبرویی رو از ریختن نجات بدم ...


من مرد شدم که تکیه گاه یکی دیگه باشم


بخاطر داش نوتور...
بزن زنگو...
 

مجید دیجی

مدیر بخش
مجید زورخونه زیاد میریااااا ;))

کلا حال کردم... جملاتش من رو برد پیش پهلوان های خفن قدیمی...
ما که اون زمون ها نبودیم اما عجب مرامی داشتن ... مثل داش آکل...
.
.
.

"مرجان قفس طوطی را جلوش گذاشته بود و به رنگ آمیزی پروبال، نوک برگشته و چشمهای گرد بی حالت طوطی خیره شده بود. ناگاه طوطی با لحن داشی و صدای خراشیده ای گفت:
... مرجان ... تو منو کشتیی... به کی بگم... مرجان... عشق تو منو کشت...
.
.
.
عشقم ، عشقای قدیم
.
.
.
مرامم مرام های قدیم
.
.
.
جوان مرد هم جوان مردای قدیم...
تا چند سال پیش جونا و نوجونا خودشون رو می انداختن رو سیم خاردار تا صد نفر با پوتین ها آج دار پا بزارن روی کمرشون تا رد بشن آخ هم نمی گفتن .... اما حالا چی... جون ا زیر ابرو بر می دارن... شلوارشون داره از پاشون میفته... آرایش می کنن و...
.
.
.
.
بزن زنگ را شاید هنوز در کنجی، جوان مردی قد خمیده آهسته و بی صدا ایستاده ...
بزن زنگ را که شاید این نوا آرامش کند...
بزن زنگ را که شاید مرحمی دلی خسته باشد...
بزن زنگ را به افتخار مرامی آرام گرفته در خاک ...
بزن زنگ را که ما با زنگ بیداریم ...
بزن زنگ را که پشت ما با زنگ گرم است ...
بزن زنگ را که شاید جواب آید از شهر پشت دریاها ...
بزن زنگ را که عشق بی زنگ زنگ زده ...
بزن زنگ را که چشم ما با زنگ شسته می شود ...
بزن زنگ را که باران ما صدای زنگ است...
بزن زنگ را که قایق ما صدای زنگ است...
بزن زنگ را شاید بشنود هم صدایی...
========
بزن زنگ را به افتخار مردان مرد صفت... نه برای گرگ های گربه صفت...

بزن زنگ را محکم پیوسته بزن زنگ را... شاید کر شود گوش نامحرمان ...
بزن زنگ را شاید بشکند این دل نیم بند را...
بزن بزن بزن زنگ را...
=======
ببخشید دلم خیلی پر هست ... تا حالا هم شعر نگفته بودم ...
 
آخرین ویرایش:

maxin

Well-known member
من میگم ٢٠۶ سفید مقصر بوده!!!
اول ٢٠۶ سفید زده به اون ٢٠۶ سفیده، بعدش ٢٠۶ سفید زده به این ٢٠۶ سفیده که میبینید
672118_21.gif

٢٠۶ سفید هم دیده، ٢٠۶ سفید زده به ٢٠۶ سفید و ٢٠۶ سفید زده بغل نگاه کنه .
و حالا دست آخر راننده ٢٠۶ سفید زنگ زده به پلیس و گفت:
یه ٢٠۶ سفید زده به ٢٠۶ سفید و ٢٠۶ سفید زده به ٢٠۶ سفید، زود خودتونو برسونید تا اینا ماشیناشون قاطی نشده!!
حال من میگم مقصر ٢٠۶ سفیدس

نظر شما چیه !!؟




aks-khandedar-tir-93-radsms-009.jpg
 

maxin

Well-known member
قیافه دخترا وقتی تو عروسی نشستن و نمیرقصن....
329118_24.gif
))))




106071071-22ea89b142ee02f0ce835eb1ed1dc3dc-520.jpg

 
آخرین ویرایش:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: bioshimi@

مجید دیجی

مدیر بخش
مرد باش ... مرد ... مهم نیست کجایی هستی فقط مرد باش... مرد بودن به صدا و گردن کلفت نیست ... مردی به مرام و معرفته ...

dars.jpg


فدای هر چی مرد
 

رها45

New member
مرد باش ... مرد ... مهم نیست کجایی هستی فقط مرد باش... مرد بودن به صدا و گردن کلفت نیست ... مردی به مرام و معرفته ...

dars.jpg


فدای هر چی مرد
ما یه همسایه داشتیم خانومه سرطان داشت شوهرش مث همین عکس خانومه رو بغل میکرد این ور اون ور میبردش تازه موقع مرگش من هم خونشون بود همش همسرشو صدا میزد و موقع مرگم تو بغل همسرش مرد واقعا صحنه غم ناکی بود.ادم باورش نمیشد مرد این همه از خود گذشتگی به خرج بده ولی با چشم دیدم باور کردم
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: pashmak
بالا