هر چقدر هم که ادای محکم بودن را دربیاورم
هر چقدر هم که ادای مستقل بودن
اینکه " ممنون ! خودم از پسش برمی آیم "
باز هم ته تهش...
به آن سینه پهن مردانه ات نیاز دارم....
به دست هایت ...
حتی....
نمی دانی چه لذتی دارد وقتی تو از خیابان ردم می کنی !
من دخترم!
من از نسل لیلی ام...
من ازجنس شیرینم...
در وجود مادری رشد کرده ام و روزی کودکی در وجودم رشد خواهد کرد..
من دخترم...
با تمام حساسیت های دخترانه ام...
با تلنگری بارانی میشوم...
با جمله ای رام میشوم...
با کلمه ای عاشق میشوم...
با فریادی میشکنم...
با پشت کردنی ویران میشوم...
به راحتی وابسته میشوم...
هنوز هم با مدادرنگی خانه رویاهایم را به تصویر میکشم...
هنوز هم برای شکلات جان میدهم...
هنوز هم با وعده شکلات داروهایم را میخورم...
من دخترم...
پر از راز ...
هرگز مرا نخواهی دانست...
هرگز سر چشمه ی اشک هایم را نخواهی یافت
هرگز مرا نمیفهمی...
مگر از نسلم باشی...
مگر از جنسم باشی...
من دخترم...
از نسل لیلی...
از جنس شیرین...