هیچ میدانستی

گاهی دلم میخواهد, وقتی بغض میکنم,

خدا از آسمان به زمین بیاد,

اشک هایم را پاک کند,

دستم را بگیرد و

بگوید: اینجا آدما اذیتت میکنن؟!!!

بــیـــا بــــــریــــــــم...
 
...........عجیب است ، ...

حتی رفتگر محله هم با نفرت نگاهم میکند...

......................انگار ریختن برگ ها هم تقصیر من است.................
 
خشت به خشت مرا با دستهای مهربانش روی هم گذاشت...
..
...و دوباره مرا ســــاخت...
...
....آنقدر مــحکــــــم مرا ساخت ......

...که چشـــــــمهـــــای زیبا هم نتــــوانست مـــــرا بشکند...
..
...اما ....
...
...رفـــــــتــــــنــــــت.....
........................................دوباره مــــــــرا از هم پاشــــــید......!!!
 
بالا