هدفت از ارشد دادن چیه ؟

parand

Well-known member
من عاشقه رشتمم و میخوام هر چه بیشتر یاد بگیرم در مورد رشتم. به خاطر همین قصد ادامه تحصیل دارم...
 

stat90

New member
اینکه در جامعه حرفی برای گفتن داشته باشم
اگر عمری بود در پایان زندگی به گذشته که نگاه میکنم لذت ببرم و احساس کنم مفید بودم :riz277:
در امضا یکی از دوستان خوندم (برای رسیدن به روزهای خوب چند روزی را باید بد گذراند ) که اساسا اشتباهه ... روزهای خوب
همین روزهاست که داریم تلاش میکنیم تا به هدف برسیم اگر از همین ها لذت نبریم ارشد یا دکترا و... داشتن یا نداشتنش اهمیتی نداره
البته شاید من اشتباه میکنم :(50):
 

یاسمن

New member
این مطلب رو تو یه پیج دیدم ، جالبه ، بخونیدش !

کمی مکث !
مدرک دانشگاهی
نمیدانم کی نوشته .. ولی دیدگاه و تفسیری جالب است.
از سال ۸۰ که مدرک لیسانسم را با معدلی بالا، از دانشگاه صنعتی شریف گرفتم تا سال ۱۳۸۴ باید دائماً جواب دوستانم را میدادم که چرا فوق لیسانس نمیگیری. دو باری هم کنکور شرکت کردم و با رتبه خوب در دانشگاه خودم قب ول شدم اما نرفتم. سال ۸۶ که کارشناسی ارشد مدیریت را از دانشگاه شریف گرفتم (با رتبه و معدل بالا) باز تا امروز، دوستان زیادی می پرسند که چرا دکترا نمیگیری…
پراکنده در جاهای مختلف جواب داده ام. اما گفتم یک پاسخ تفصیلی اینجا بنویسم…
مقدمه اول:
یک واقعیت وجود دارد. نباید نظام آموزشی، به مسیر رشد و پرورش ما جهت بدهد، این ما هستیم که مسیر رشد خود را انتخاب و ترسیم میکنیم.
شاید سالها بعد، علاوه بر دکترا و پست دکترا، پست پست دکترا، پست پست پست دکترا و … هم در دانشگاه ها شکل گرفت. یعنی ما دیگر باید زندگی خود را تعطیل کنیم و تا دم مرگ به در دانشگاهها دخیل ببندیم؟
هر درجه تحصیلی معنا و مفهوم و کارکردی دارد.
اجازه بدهید که اول در مورد کارشناسی بگوییم.
خود کارشناسی یکی از ترجمه های غلط و طنز آمیز است. کارشناس کسی است که سالها تخصص و تجربه دارد. ما هر کسی که چهار سال در دانشگاه میچرخد و غذای ارزان میخورد و روی صندلی های سفت دانشگاه، مینشیند و اس ام اس بازی میکند و با تقلب در پایان ترم نمره ای می آورد، کارشناس مینامیم!
لیسانس واژه متفاوتی است. لیسانس یعنی مجوز٫ چیزی مثل جواز کسب!
من وقتی لیسانس مهندسی مکانیک گرفتم، یعنی میتوانم و مجازم با این دانش، امرار معاش کرده و حق دارم در مورد آن حوزه، تا حد دانشم اظهار نظر کنم.
من باید چند سال در آن حوزه کار کنم تا به یک «کارشناس» به معنای واقعی کلمه تبدیل شوم.
به همین دلیل، در عمده کشورهای دنیا، مردم رشته لیسانس خود را با نگرشی به بازار کار و نیازهای روز جامعه، انتخاب می کنند.
فوق لیسانس یا کارشناسی ارشد، برای کسانی است که میخواهند در یک حوزه خاص عمیقتر شوند. عموماً وقتی معنی پیدا میکند که کسی لیسانس خوانده و مدتی در آن حوزه کار کرده و سپس تصمیم میگیرد به دانش خودش در آن حوزه عمق دهد.
مثلاً من مکانیک خوانده ام، سالها در صنعت کار میکنم، میبینم حوزه کنترل و اتوماسیون حوزه جذابی است که دانش من در آن محدود است. به دانشگاه برمیگردم تا دانش خودم را در آن حوزه خاص ارتقاء دهم. طبیعی است کسی میتواند این مقطع را به پایان ببرد که معلومات خود را در حوزه ای با رعایت روش شناسی علمی، به نتایجی کاربردی تبدیل کرده و گزارشی از این فعالیت (تحت عنوان تز یا مقاله) ارائه نماید
دکترا برای کسانی است که رسالت خود را تولید علم و پیشبرد مرز دانش جهان در یک حوزه تخصصی می دانند.
——————————————————————————————————
مقدمه دوم:
اما در ایران تعریف متفاوتی در ذهن مردم است. همه فکر میکنند تا جایی که وقت و استعداد دارند باید این مقاطع را درست یکی پس از دیگری ادامه دهند!
کارکرد اصلی هم، نه دغدغه توسعه دانش و مهارت فردی است و نه پیشرفت علم. عمدتاً یک عنوان است.
این را از اینجا میفهمم که میبینم برخی دوستانم در دوره دکترا، درد دل میکنند که باید هر هفته یک مقاله بخوانند! این خود نشان میدهد که مقاله خواندن، یک «درد» است نه «غذایی برای یک روح گرسنه علم».
——————————————————————————————————-
اما حالا دلایل من:
- ما در شرایط امروز کشور، در عمده رشته ها – نمیگویم همه. میگویم عمده – مصرف کننده دانش تولیدی جهان هستیم یا اگر هم نیستیم بی دلیل دست به تولید دانش زده ایم (فقط برای حفظ پرستیژ کشور و رتبه های علمی). ما هنوز یک مصرف کننده صحیح هم نیستیم. به همین دلیل مدرک کارشناسی هم، زیادتر از نیازمان است.
شاید به همین دلیل مسئولان امر، ده ها واحد درس عمومی را به مجموعه دروس دانشگاهی افزوده اند تا این چهار سال به هر حال به شکلی پر شود!
من کارخانه های بنز و بی ام و و برخی از برترین صنایع دنیا را از نزدیک میشناسم و بارها بازدید کرده ام. مرکز طراحی آنها پر از کسانی است که لیسانس (یا به قول آنها دیپلم مهندسی) دارند و یکی دو نفر دکتر هم برای پرستیژ به مدیریت برخی واحدها منصوب شده اند. من نمیفهمم اگر تولید بنز با لیسانس ممکن است چرا داشتن انبوهی فوق لیسانس و دکترا، به مونتاژ پژو منجر شده است!
- در بسیاری از حوزه ها ما هنوز Generalist هم نداریم پس چرا باید به دنبال Specialist برویم.
در رشته خودم عرض میکنم. وقتی هنوز در بسیاری از رشته های دانشگاهی ما، هنوز «ارتباطات و مذاکره» را به عنوان یک درس ارائه میدهند و این دو حوزه کاملاً تخصصی از هم تفکیک نشده اند، بیشتر شبیه شوخی خواهد بود که من بروم دکترا بگیرم و مثلاً به طور خاص در خصوص "تفاوتهای الگوهای مذاکره درونسازمانی بین زنان و مردان با سن ۳۰ تا ۴۰ سال در مشاغل خصوصی و بنگاه های کوچک و متوسط در کلانشهر های ایران" تز بنویسم!!!!
شاید بعد از نوشتن این تز، به من به جای «مهندس شعبانعلی» بگویند «دکتر شعبانعلی». اما من هر بار که دکتر صدایم کنند فکر میکنم دارند مسخره ام میکنند! شاید آنها نفهمند چه میگویند اما من که میدانم معنی دکتر چیست…
- شاید یکی از کارکردهای مدرک دکترا، تدریس در دانشگاه ها باشد. اما واقعیت این است که هدف من بزرگتر از تدریس دانشگاهی است. من در حال آموزش به مدیران اقتصادی کشور هستم و فکر میکنم آموزش امروز آنان، فوریت بیشتری دارد تا آموزش جوانان فردا. اگر فردا اقتصاد کشورم، مثل امروز باشد، جوانان کشور شغلی نخواهند داشت تا بتوانند از آموخته های دانشگاهی خود استفاده کنند…
- تجربه امروز ایران و جهان نشان داده که بزرگترین تغییرات اقتصادی و مدیریتی و صنعتی جهان را نه دانشگاهیان نظریه پرداز، بلکه صنعتگران عملگرا ایجاد کرده اند. انتخاب با ماست که در زمره کدام گروه باشیم اما من گروه دوم را ترجیح میدهم.
- مبحث هزینه فرصت نیز بحث مهمی است که همیشه به آن اشاره کرده ام. وقتی من میتوانم به جای ۵۰۰۰ ساعت وقت گذاشتن و اخذ مدرک دکترا (با هدف اینکه عنوانی به القابم اضافه شود) ۲ یا ۳ کتاب ارزشمند تألیف کنم که برای ده ها هزار نفر از هم وطنانم مفید فایده واقع شود، خیانت به جامعه است که عنوان و لقب خودم را به نیاز مردم جامعه ام ترجیح دهم.
خلاصه اینکه به نظر من، نیاز امروز جامعه من مدرک نیست. بلکه ما نیازمند دانشمندانی عملگرا و مطالعه محور هستیم که علم روز دنیا را بیاموزند و آن را همچون لباسی بر قامت فرهنگ و جامعه ما بدوزند و ما را از این عریانی که گرفتار آنیم نجات دهند. ادامه تحصیل در دانشگاه، یکی از روشهای علم آموزی و دانش اندوزی است که ۱۵ سال فعالیت دانشگاهی و صنعتی در ایران و جهان، به من به تجربه ثابت کرده که برای ایران امروز، اگر هم یکی از روشهاست قطعاً بهترین روش نیست.
من ضمن احترام به همه دوستان عزیزم که در دانشگاهها در خدمتشان هستم، احساس میکنم کار کردن با مدرک دکترا در بسیاری از رشته ها در شرکتهای ایرانی مانند به دست داشتن ساعت رولکس برای کسی است که در پرداخت هزینه تخم مرغ شام خود هم دچار بحران است…
یا شبیه پرتاب کردن ماهواره به سمت آسمان، در شرایطی که هواپیماها به سمت زمین سقوط میکنند.
یا شبیه مطالعه بر روی فن آوری نانو، در کشوری که خط کش ها در ابعاد سانتی متر هم درست اندازه نمیگیرند.
شعبانعلی
 

..eli

New member
ارشد پلی هست واسه دکترا و حتی مقاطع بالاتر.. ونهایتا خدمت به مردم..همه ی ما انسانها بویژه رشته های علوم پزشکی یه جورایی علاقه داریم به دیگران کمک کنیم، ولی کمکی متفاوت که هر کسی قادر به انجامش نیست، حتی اگه نتونیم دنیا رو عوض کنیم به فکره بهبودش هستیم، از کمک به یه انسان سرطانی گرفته تا بهبود سرماخوردگیه یه کودک چه مستقبم چه غیر مستقیم..هدف مفید بودنه..هدف تکامل تعالی هست
 

nutgirl92

New member
یاسمن ....
عالی بود :applause:

بعد از مدت ها مطلبی خوندم که فکرم رو درگیر کرد ... احسنت !!
 

TUMS

Well-known member
واسه خودم هم سواله:33:
ولی من واسه دکترا گرفتن و تدریس و کارهای تحقیقاتی و . ..
 

b.nafas

New member
من به خاطر دکترا به خاطر کار به خاطره اینکه برای کارشناسیم تلاشی نکردم و می خوام با ارشد جبران بشه و در آخر به خاطر اینکه اگه قبول نشم باید شوهر کنم متاسفانه ...:New (6):
البته شوخیه ها ...ولی خوب همه گیر میدن که چرا ازدواج نمیکنی خوب ... :p7977cujr38iyymsu8:
 

b.nafas

New member
من به خاطر دکترا به خاطر کار به خاطره اینکه برای کارشناسیم تلاشی نکردم و می خوام با ارشد جبران بشه و در آخر به خاطر اینکه اگه قبول نشم باید شوهر کنم متاسفانه ...:New (6):
البته شوخیه ها ...ولی خوب همه گیر میدن که چرا ازدواج نمیکنی خوب ... :p7977cujr38iyymsu8:
 

bahar.zr93

New member
فقط و فقط دکترا و تدریس...:smilies-azardl (181
آخه من رتبه کارشناسیم حدود 4000 بود، یعنی میشد رشته های بهتر از علوم آز هم قبول شم اما
بعد از تحقیقات میدانی گسترده!!! عاشق رشتم شدم و از همون روز اول فقط به امید دکترا
پامو توی دانشگاه گداشتم. الان با بچه های ارشد دانشگاه بیشتر از هم دوره ای های خودم
دوستم و ارتباط دارم:smilies-azardl (113
 

bahar.zr93

New member
من به خاطر دکترا به خاطر کار به خاطره اینکه برای کارشناسیم تلاشی نکردم و می خوام با ارشد جبران بشه و در آخر به خاطر اینکه اگه قبول نشم باید شوهر کنم متاسفانه ...:New (6):
البته شوخیه ها ...ولی خوب همه گیر میدن که چرا ازدواج نمیکنی خوب ... :p7977cujr38iyymsu8:

خوب گوش کن حرفشونو عزیزم. ازدواج کن خب....
 

leyla-h

New member
رسیدن به دکترا....رسیدن به هدف خیلی خوبه، کلا درس خوندن رو دوست دارم هر چند تو این راه خیلی اذیت شدم ولی همچنان دارم ادامه میدم
 

TUMS

Well-known member
بهار جان اول باید بگم بعد از پزشکی بهترین رشته پیراپزشکی واسه ادامه تحصیل علوم آز هست
البته بچه های رشته های دیگه ناراحت نشن چون این نظر منه . ..:riz304::riz304:
و هر کسی میتونه یه نظری داشته باشه
من خودم با وجود اینکه رتبه ام خوب بود و سال 86 علوم آز کاردانی بود رفتم کاردانی علوم آز خوندم درصورتی که به جز پزشکی همه ی رشته های پیراپزشکی را قبول میشدم. . . .
نفس جان شما هم برو ازدواج کن چیزی توی درس خوندن نیستش. .. . از ما گفتن بود :riz304::riz304:
 

ketabsabz

Well-known member
خب هر چی سطح تحصبلات بیشتر باشه جایگاه اجتماعی آدما میره بالاتر
بعد خب پیدا کردن شغلی ک بتونم رو پای خودم واسم
شایدم ی دلیش این باشه ک ببینم توانایی هام چقده ی جورایی خودمو ب خودم ثابت کنم
و...
 

MAHSABANOO

New member
خو چون میخوام رویه یه نفرو کم کنم
25r30wi.gif
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
dancegirl2.gif
ura1.gif

دوست دارم جایگاهم تو جامعه بالاتر بره و اینکه مجبور نشم برم شرکت کار کنم دوست دارم استاد باشم
 

BBT

New member
البته همشم واسه پول نبودا
شاید 99 درصدش پول بود بقیه اش علاقه به تحصیل و خدمت به مملکت و مردم و از این حرفا دیگه
 

jojo1991

New member
والا این طرح رفتن که بیخ ریش ماست . . . پس ترجیح میدیم زودتر برم ارشد . . . . اگه فاصله بیوفته تنبل میشم درس نمیخونم دیگه :whistle:
 

asal 92

New member
فقط احسااااااااااااااااااااااااااااس نیاز ...
ی چیز تو زندگیم کم بود و اون چیزی نبود جز ارشد .....
 
بالا