نمی خواهم درس بخوانم درس تو اولویت زندگی ام نیست با ادامه تحصیل حال نمی کنم

biosta

Well-known member

شاید بهتر بود این تاپیک و این نوشته ها را نمی نوشتن .نمی دانم.
طی چند ماه قبل ده ها و ده ها پست و ده ها ایمیل برای راهنمایی و کمک به داوطلبان فرستادم ( اغلب آمار زیستی )
از وقتی و زمانی که گذاشتم پشیمان نیستم و فکر نکنم پشیمان بشوم
کم و بیش برای خودم هم آموزنده بود این گفتگو ها هر چند که مجازی بود اما خالی از تجربه برای من نبود
یکی از نتایج دهها ایمیل و پیام خصوصی وصد ها پست که به آن رسیدم چنین بود
می خواهم کنکور قبول بشوم خیلی هم دوست دارم اما نمی خواهم درس بخوانم نمی خواهم بهایش را بپردازم آیا برای قبولی راهی غیر از درس خواندن وجود دارد؟! -قرصی - دارویی وجود دارد !
نه این که نخواهم نمی تونم !( وقتی می گوییم نمی توانم شروع نکرده خودمان را شکست خورده دانسته ایم و داریم شکست خودمان را توجیه می کنیم )

خونه مان همش سرو صدا هست وگر نه درس می خوندم
کمرم درد می کند سرم همه بدنم درد می کنه و گر نه که روزی به جای دو ساعت 10 ساعت می خوندم تقصیر من نبود همش مریض می شدم .
مادرم مریض هست وگر نه که کنکور قبول بودم
کارپیدا کردم وگر نه نفر اول کنکور بودم .
حوصله درس خواندم دارم هر روزی که برایم کار پیش نیاد مگر تقصیر منه که وقتی می خوام درس بخونم مهمون میاد
حیف باید ازدواج کنم و گر نه که من عاشق درسم
...
شاید درک نمی کنم موقعیت شما را علت های شما را ( خوب دیگه این قسمتش به من ربط ندارد زندگی و آینده خودتان هست )
شما دوستانی که برای عدم درس خواندن خود علت می آورید مگر نه این که هر کسی که نخواهد درس بخواند نمی تواند با چند بهانه خودش را قانع کند .
اما می دانم و خودتان می دانید ( بچه که نیستیم ) بیشتر از این که این دلایل علت واقعی و مانع مطالعه شما باشد بهانه هست
چقدر دنبال حل و راه حل رفتید چقدر در برابر مشکلات ایستادید
چقدر سختی ( یا درد مشروط ) برای رسیدن به آرزویتان کشیدید
چقدر شب با رویای کنکور و قبولی خوابیدید
چقدر برنامه ریزی کردید یا باری به هر جهت بودید
چقدر از تفریحتان (برای دوره ی محدودی زدید ) تا بعد به لذتی بالاتر برسید
چقدر...
آره همه چیز درس نبوده و نیست بگوییم نمی خواهم درس بخوانم داداش خواهر زور که نیست دوست ندارم درس بخوانم زندگی خودمه نه این که متولد ماه ... هستم وگر نه که قبول می شدم بد شانسی آوردم .

 
بالا